با ما ارتباط برقرار کن

موفقیت و کسب و کار

۵ سوال ساده که افراد موفق هر روز از خود می‌پرسند

مهم‌ترین جزء موفقیت، ایمان به خودتان و آن چیزی است که سعی دارید به آن برسید. حتی والاترین اهداف شما نیز بدون باور به خودتان و اطمینان از آنکه واقعا می‌توانید به آنها برسید…

منتشر شده

روی

عکس:

حتما بارها شنیده‌اید که موفقیت تصادفی نیست. شاید موفقیتِ بعضی از اطرافیان‌تان را به‌حساب شانس و اقبال بلندشان بگذارید یا فکر کنید که خیلی باهوش هستند اما اگر به زندگی‌نامه‌ی افراد موفق نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که نه‌تنها همیشه در حال تلاش‌اند بلکه دائما روی خودشان کار می‌کنند. همان‌طور که بعضی از عادت‌ها می‌توانند مانع موفقیت شما شوند، رفتارهای مثبتی نیز وجود دارند که اگر به عادت تبدیل شوند، می‌توانند در موفقیت شما سهم بزرگی داشته باشند. سوال کردن از خودتان یکی از این عادت‌های مثبت است. اما منظور، چه نوع سوالاتی است؟ با ما همراه باشید تا با ۵ سوال ساده‌ای که افراد موفق هر روز از خودشان می‌پرسند، آشنا شوید.

آیا واقعا در مورد اَعمال‌تان فکر می‌کنید یا کار‌هایتان را بدون اشتیاق و تعهد انجام می‌دهید؟ افراد بزرگ و موفق دائما از خودشان سوال می‌کنند و از این طریق عملکردشان را ارزیابی می‌کنند. به‌عنوان مثال استیو جابز می‌گوید: «اگر امروز آخرین روز زندگی‌ام بود، آیا همان کاری را می‌کردم که قرار است امروز انجام دهم؟» این جمله‌ی فلسفی از استیو جابز، اهمیت سوال‌ کردن از خودمان را برای رسیدن به موفقیت به‌خوبی نشان می‌دهد. بیشتر افراد موفق، این توانایی را دارند که خودشان را به‌طور منظم و منصفانه ارزیابی کنند، یعنی مهارت‌ها، اقدامات و میزان پیشرفت‌شان به سوی اهداف را به‌دقت بررسی کنند. آنها اسیر روزمرگی‌های زندگی نمی‌شوند و در مورد کارهایی که انجام می‌دهند، به‌طور جدی فکر می‌کنند. اما سوال‌ کردن از خودتان به معنای قضاوت یا انتقاد از خودتان نیست. بلکه به این معناست که وضعیت، اهداف و همچنین کارهایی که برای رسیدن به آنها انجام می‌دهید، با ذهنیتی بی‌طرفانه ارزیابی کنید. این تمرینی است که باعث تفکر بیشتر در مورد خودتان و موفقیت در کار و زندگی می‌شود.

شور و اشتیاق در انجام کار - موفقیت

اینها ۵ سوال ساده‌ای هستند که افراد موفق هر روز از خودشان می‌کنند:

۱. آیا در جایگاه شغلی درستی هستم؟

موقعیت شغلی - موفقیت

اگر برای کارتان اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلات عادی که زندگی‌ در مسیر موفقیت‌تان قرار می‌دهد نیز انگیزه‌ی لازم را نخواهید داشت. حتی اگر کارتان را با شور و شوق زیادی شروع کرده باشید، ممکن است اشتیاق شما به‌تدریج کمرنگ و درنهایت محو شود. به همین دلیل بسیار مهم است که خود و انگیزه‌تان را به‌طور مرتب بررسی کنید. اگر حس می‌کنید اشتیاق‌تان نسبت به کار کم شده است و بی‌انگیزه هستید، ممکن است به‌منظور افزایش انرژی و انگیزه‌تان برای کسب‌و‌کار به یک تغییر نیاز داشته باشید. پیداکردن یک موقعیت شغلی که واقعا به آن علاقه دارید، به شما انگیزه‌ی قوی و ذهنیت لازم برای موفقیت را خواهد داد.

 

۲. آیا از اشتباهاتم درس می‌گیرم؟

درس گرفتن از اشتباهات - موفقیت

بیشتر الگوهای موفقیت تعداد زیادی شکست دارند. این کاملا طبیعی است و اصلا ایرادی ندارد. با این حال مسئله‌ی مهم این است که شما از اشتباهات‌تان درس بگیرید و به‌ندرت اشتباهی را دوبار تکرار کنید. هنگامی‌که به مانعی برخورد می‌کنید، زمانی را به ارزیابی آن اشتباه اختصاص دهید و ببینید که چه چیزی باید تغییر کند و چگونه می‌توانید از تکرار آن در آینده جلوگیری کنید. سعی کنید از هر شکستی در مسیر موفقیت‌تان درس بگیرید و به دلیل آن اشتباه پی‌ ببرید.

 

۳. آیا من دائما حدومرز‌هایم را گسترش می‌دهم؟

گسترش حد و مرزها - موفقیت

برای آنکه موفق شوید، باید دائما حد و مرزهایتان را گسترش دهید، نه اینکه همیشه با یک سرعت و در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. مطمئن باشید افرادی که واقعا در حرفه‌ی شما موفق هستند، دائما در حال پیشروی هستند و محدوده‌ی توانایی‌هایشان را گسترش می‌دهند. درنظر گرفتن اهداف جدیدتر و جسورانه‌تر و تلاش برای دستیابی به آنها، اشتیاق شما را شعله‌ور نگه می‌دارد و باعث می‌شود در راه رسیدن به موفقیت تا آنجا که می‌توانید تلاش کنید. از موانع حرفه‌ای و شغلی عبور کنید و همیشه به دنبال دستیابی به غیرممکن‌ها باشید.

۴. راهکارهای درازمدت من چیست؟

استراتژی درازمدت - موفقیت

درحالی‌که خودتان را به چالش می‌کشید، باید در مورد راهکارهایی که به شما امکان برنامه‌ریزی کارآمدتر و دقیق‌تری می‌دهد، بیندیشید. اگر سعی دارید سریع‌تر و بهتر کار کنید، باید به فکر روش‌هایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می‌کنند. بنشینید و نقشه‌ای آماده کنید که شما را از جایی که هستید، به جایی که می‌خواهید بروید، خواهد رساند. در نقشه‌ای که می‌کشید، احتمال شکست را نیز درنظر بگیرید. این شکست‌ها درصورتی‌که از آنها درس بگیرید، در مسیر دستیابی به موفقیت مانند میانبر عمل خواهند کرد.

 

۵. آیا هنوز باور دارم که می‌توانم این کار را انجام دهم؟

خودباوری - موفقیت

مهم‌ترین جزء موفقیت، ایمان به خودتان و آن چیزی است که سعی دارید به آن برسید. حتی والاترین اهداف شما نیز بدون باور به خودتان و اطمینان از آنکه واقعا می‌توانید به آنها برسید، هیچ ارزشی ندارند. به چشم‌هایتان در آینه نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا شور و اشتیاق شما متناسب با اهداف و آرزو‌هایتان است! مهارت و چگونگی انجام یک کار فقط بخش کوچکی از نبرد شما در مسیر موفقیت است. اگر به توانایی انجام کاری باور نداشته باشید، نمی‌توانید دیگران را متقاعد کنید که از عهده‌ی آن برمی‌آیید. قبل از آنکه انتظار داشته باشید دیگران شما را باور کنند، باید اول به خودتان ایمان داشته باشید.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی
loading...

موفقیت و کسب و کار

ما در زندگی خود همیشه دو انتخاب داریم، باید کدامیک را انتخاب نماییم؟

منتشر شده

روی

به وسیله

مجله دوستم | موفقیت و کسب و کار

هریک از ما همیشه در طول زندگی‌مان، به صورت هفت روز هفته و بیست و چهارساعته، در هنگام مواجه شدن با هر اتفاقی  که برایمان رخ می‌دهد، همیشه دو انتخاب داریم.

 

  • اولین انتخاب

اولین انتخاب ما این است که تصمیم بگیریم خودمان را دست کم گرفته،  و کمتر از آنچه را که قادریم انجام دهیم، انجام دهیم. با این انتخاب، ما به کمتر از آنچه که می‌توانیم به دست آوریم، خواهیم رسید.

در این حالت، ما کمتر سعی و تلاش و جدیت به خرج می‌دهیم، کمتر مطالعه می‌کنیم، کمتر ‌تفکر می‌کنیم،  و کمتر خودمان را تحت انضباط در می‌آوریم.  تمام اینها، انتخاب‌هایی هستند که ما را به سمت یک زندگی تهی و خالی از ارزش،  هدایت می‌کنند.

این نوع انتخاب‌ها زندگی ما را به سوی بدبینی مدام سوق می‌دهند و ما به جای داشتن یک نگاه خوش بین به آینده، یک نگاه پر از فلاکت خواهیم داشت.

  • دومین انتخاب‌

اما انتخاب دوم ما، دقیقا بر عکس نوع اول است. در انتخاب‌نوع دوم،  تبدیل می‌شویم به کسی که دوست داریم  تبدیل شویم.

ما در انتخاب‌نوع دوم تصمیم می‌گیریم که بیشتر کتاب بخوانیم، بیشتر سعی و تلاش کنیم، بیشتر فکر کنیم، بیشتر منضبط باشیم. تصمیم می‌گریم تا حدی که در توان داریم چیزهای جدید یاد بگیریم. تصمیم می‌گیرم تا آنجا که می‌توانیم  بخشنده باشیم و آنچه را که می‌دانیم با دیگران نیز به اشتراک بگذاریم. تصمیم می‌گیرم تا جایی که می‌شود کارهایمان را انجام دهیم و انسان کارآمدتری باشیم.

همه ی ما حق انتخاب هر دو انتخاب را داریم. مسئله بر سر انجام دادن  یا انجام ندادن است که به بودن ارزشمند یا نبودن ما منجر می‌شود.

انتخاب‌های ما است که ما را به سمتی می‌برد که چه کسی باشیم، آیا کمترین باشیم یا بیشترین؟ آیا یک فرد تهی از ارزش باشیم یا هر روز تلاش کنیم تا کامل‌تر و ارزشمند‎تر از دیروز باشیم.

کامل شدن نسبت به دیروز است وگرنه کامل بودنی در کار نیست.  ما نیز شبیه به یک درخت هستیم. در ابتدا ساقه‌های نازک و شکننده داریم اما اگر هر روز بی‌وقفه تلاش کنیم، آن ساقه‌های نازک، تبدیل به شاخ و برگهای زیادی می‌شوند.

  • ‏انتخاب‌ها پس از چالش‌ها

هر چالشی که در مسیر زندگی‌مان رخ  دهد، با انتخاب دوم ما،  می‌تواند ما را  به سوی رشد و پیشرفت سوق دهد.  پس حالا که مسئله بر سر انتخاب است،  چرا این را انتخاب نکنیم که تمام تلاشمان را به کار ببریم؟ چرا این را انتخاب نکنیم که بهترینی که می‌توانیم را انجام دهیم و هرگز از این تصمیم برنگردیم؟

هدف نهایی ما در زندگی باید این باشد که از حداکثر استعدادها و توانمندیهای خود استفاده نماییم. اما اینکه فقط آرزوی چیزی را درسر بپرورانیم،  باعث می‌شود نهایت تلاش خود را به کار نبریم  و در نتیجه حتی درکاری که شایسته‌ی موفق شدن در آن هستیم نیز، شکست بخوریم.

بهترین سنجش برای کارآمد بودن و موفقیت یک فرد، نتایجی است که به دست آورد.

فقط نتیجه ی نهایی مهم است،  نه حرفها و توجیه‌ها و سخن گفتن‌ها. فقط نتیجه.  اگر نتایجی که به دست می‌آوریم کمتر از پتانسیلی موجود در ما باشد، لازم است که نسبت به قبل تلاش بیشتری به خرج دهیم.

بهترین و بزرگترین پاداش‌ها برای کسانی بدست می‌آید، که دائما در حال اضافه کردن ارزش به خود و به دنیای اطرافشان باشند.

کسانی‌که درصدد هستند تا خودشان و محیط پیرامونشان را ارزشمندتر از قبل، نمایند شایسته‌ این پاداش هستند.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

مدیران و شش تکنیک مختلف در مدیریت

منتشر شده

روی

به وسیله

مجله دوستم | موفقیت و کسب و کار

مدیران موفق تکنیک شخصی خودشان را دارا هستند که یک یا ترکیبی از چند تکنیک زیر است.  بسیاری از ما نام استیو جابز را شنیده ایم اما اندک کسانی هستند که دقیقا بدانند استیو جابز چگونه شرکت و کارکنانش را مدیریت می‌کرد. دیدگاه استیو جابز نسبت به کمپانی اپل این بود که اپل قرار است دنیا را عوض کند. استیو جابز با چنین عقیده ای بود که شرکتش را مدیریت می‌کرد. او تیمی را تشکیل داد که به رویاهایش باور داشتند تا به همراه آنها بتواند دنیا را با ایده های خلاقانه اش تغییر دهد.

به طور کلی شش تکنیک مختلف مدیریتی وجود دارد و اگر شما هم یک مدیر هستید یا قصد مدیریت دارید خواندن این مقاله می‌تواند کمک خوبی در مدیریت شما باشد.

  • شماره یک: مدیران سرعتی

یک مدیر سرعتی، کسی ست که یک هدف یا برنامه‌ی معینی  را برای کارکنانش بر اساس یک جدول زمان بندی، تعیین میکند تا به آن برسند.

مزایا: اطمینان داشتن از اینکه کارها طبق برنامه پیش می رود.

معایب: امکان اینکه خلاقیت تیم کاری به دلیل فشار زمانی، کاسته شود وجود دارد. چون ذهنها و بدنها در یک جدول زمان بندی فشرده،خسته می‌شوند.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

این روش زمانی بیشترین کاربرد را دارد که کارکنان از انگیزه ی بسیار بالایی برخوردار باشند و همچنین کاملا شایسته‌گی لازم برای آنچه انجام می‌دهند را دارا باشند. در ضمن این روش برای کارهایی که به یک برنامه‌ی کاملا مشخص نیاز دارند نیز مناسب است.

چه چیز دیگری مهم است؟

مدیران خوب وقتی که از این روش استفاده میکنند بایستی به طور مرتب از تیم کاری خود نظرخواهی کنند و نیز به آنها فضای کافی برای انجام کارشان را بدهند.

  • شماره دو: مدیران دستوری

مدیران دستوری خودشان یک تصمیم را به تنهایی می‌گیرند و  سپس آنرا به کارکنان ابلاغ می‌کنند تا توسط آنها انجام شود.

مزایا: در شرایط بحرانی، گرفتن تصمیمات سریع، بسیار مهم و کمک کننده است.  این نوع از مدیریت قابل احترام است و کمتر توسط دیگران به چالش کشیده میشود.

معایب: مهار کردن تفکر انتقادی در کارمندان و تضعیف روح خلاقیت در آنها. این کار، گزینه‌ی ارزشمندی در مدیریت نیست.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

مدیران دستوری وقتی که در موقعیتی قرار می‌گیرند که تیم کاری آنها دارای تجربه‌ی کافی نباشند، گزینه ی مناسبی هستند هر چند که خلاقیت تیم کاری در این شرایط تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

  • شماره سه: مدیران رویا پرداز

مدیران رویا پرداز، کسانی هستند که قادرند یک تصویر بزرگتر و کلی تری از هدف را ببیند و آنرا برای دیگران شرح دهند.

مزایا : انگیزه دادن به تیم کاری و دمیدن شهامت در روحیه ی آنها.

معایب: انگیزه دادن به کسانی که دارای احساسات شدید هستند در این روش کاربرد دارد اما این انگیزه ها در افراد باید مرتبا دمیده شود.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

مدیریت رویا پرداز، زمانی به کار می‌رود که نیاز است در مورد یک هدف، توضیح زیادی داده شود و یا در دیدگاههای کارکنان تغییرات زیادی ایجاد شود.

چه چیز دیگری مهم است؟

یک مدیر رویا پرداز،  باید  اول از همه خودش بتواند خیلی شفاف و واضح،  یک هدف بلند مدت را ببیند و سپس آنرا برای دیگران شرح دهد و بگوید که رسیدن به این هدف برای همه‌ی کارکنان سودمند و موفقیت آور است.

مثال بارز این روش، استیو جابز است.

 

  • شماره چهار: مدیر مردمی

مدیران مردمی کسانی هستند که تصمیم ها را به همراه تیم کاریشان می‌گیرند و خودشان نیز همراه با تیم کاری، مشغول به  فعالیت میشوند تا به بهترین نتیجه برسند.

مزایا : بالا بردن روحیه ی کارِ گروهی و بهبود رابطه بین مدیر و اعضا در حالیکه دارند باهم کار می‌کنند و مشغول تبادل نظر هستند.

معایب : ممکن است چنین مدیریتی به راحتی به چالش کشیده شود و گاهی به دلیل زمان بر بودن تصمیم ها، ناکارآمدی پیش می آید.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

وقتی تیم کاری، یک تیم کاملا حرفه ای باشند این تکنیک مدیریتی می‌تواند خیلی خوب پاسخ دهد.  اما کارکنانی که هنوز حرفه ای نیستند ممکن است با این نوع مدیریت، گیج شوند.

 

  • شماره پنج: مدیران خونگرم

چنین مدیرانی خیلی گرم برخورد می‌کنند و خیلی زود با کارکنان خود خو می‌گیرند و رابطه برقرار می‌کنند.

مزایا: بالا بردن روحیه ی کارِ گروهی و ساختن پیوندهای عاطفی. در چنین فصای گرمی، اعضای گروه احساس امنیت کرده و تعلق خاطرشان نسبت به هدف بیشتر می‌شود در نتیجه سخت تر کار می‌کنند.

معایب: کیفیت در این تکنیک ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. در چنین فضایی ممکن است کارها نه به حد کمال بلکه به حد مطلوب و متوسط انجام شوند چون کارکنان چشم اندازی از کمال ندارند و توسط مدیریت به آنها داده نشده است.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

این روش زمانی بهتر است به کار گرفته شود که کارکنان به لحاظ اخلاق کاری،  از درجه ی پایین تری برخوردار هستند.

چه چیز دیگری مهم  است؟

برای داشتن یک مدیریت موثر و بهره وری بالا، مدیرانی که زود خو می‌گیرند و صمیمی می شوند،  بهتر است سایر شیوه های مدیریت را نیز همراه با آن پیاده سازند. “مادر ترزا ” یکی از مثال های این شیوه ی مدیریتی ست.

  • شماره شش: مدیران مربی

چنین مدیرانی در واقع نقش یک مربی را برای اعضای آموزش ندیده ی خود ایفا می‌کنند. آنها به اعضای تیم خود کمک می‌کنند که توانایی های خود را بشناسند و مرتبا در مورد کارکرد آنها نظر می‌دهند.

مزایا : ایجاد یک فضای مثبت کاری وقتی که مدیر و اعضا در حال رد و بدل کردن نظرات هستند. داشتن چنین مدیریتی باعث رشد دائم تیم کاری می‌شود.

معایب: مربی گری در یک تیم کاری، نیاز به گذاشتن وقت زیاد است تا تک تک اعضا آموزش ببینند.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

مدیران مربی بهترین گزینه برای یک تیم کاری بدون تجربه هستند که به شدت خواهان یادگیری و رشد هستند. در این روش مدیریتی، مهارت مدیر برای هدایت و قانع سازی اعضا بسیار مهم است.

اکنون که همه ی تکنیک های مدیریتی را متوجه شدید، آیا از بین اینها تکنیک خاصی را برای تیم کاری خود مناسب می بینید؟

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

کسانی که اعتماد به نفس بالا دارند، این کارها را انجام نمی‌دهند

منتشر شده

روی

به وسیله

مجله دوستم | موفقیت و کسب و کار

آدمهای با اعتماد به نفس بالا ، به توانایی های خودشان باور دارند. اگر شما خودتان را باور  نداشته باشید چه دلیلی دارد که  دیگران بخواهند به توانایی شما ایمان داشته باشند؟  برای بهبود اعتماد به نفس خود، از موارد زیر پرهیز نمایید.

  • افراد دارای اعتماد به نفس بالا، عذر و بهانه نمی آورند

افراد دارای اعتماد به نفس بالا،خودشان را مالک افکار و اعمال خود میدانند. اگر دیر به سرکار برسند، ترافیک را مورد سرزنش قرار نمیدهند بلکه می‌پذرند  دیر رسیده‌اند. آنها برای کم و کاستی های خود بهانه هایی مثل: “من وقت ندارم”  یا  “من به اندازه کافی خوب نیستم” ، نمی آورند. بلکه آنها از وقتشان به خوبی استفاده کرده و سعی میکنند آنقدر روی خودشان کار کنند که به اندازه ی کافی خوب شوند.

  • از انجام کارهای ترسناک، پرهیز نمی‌کنند

کسانی که اعتماد به نفس بالا دارند، اجازه نمی دهند ترس بر آنها غلبه کند. آنها میدانند کارهایی که از انجام دادنشان می‌ترسند اغلب همان کارهایی هستند که باید انجام دهند تا به چیزهایی که مد نظر دارند، برسند.

  • خودشان را در حباب آسایش طلبی نمی اندازند

هر انسانی که دارای اعتماد به نفس بالایی هست، از ماندن در یک منطقه ی امن پرهیز دارد چون می داند آسایش طلبی یعنی مرگ رویاها. این افراد به طور فعالی، به دنبال عدم آسایش هستند چرا که درک کرده اند حرکت کردن برای رسیدن به موفقیت، الزامی است.

  •  کارها را به عقب نمی اندازند

این افراد می دانند یک برنامه ی خوب که “امروز” اجرا شود بهتر از یک برنامه ی بسیار عالی است که  “شاید یک روزی”  انجام شود. آنها برای “زمان مناسب”  و “شرایط مناسب”، صبر نمی کنند چون می‌دانند این صبر کردن به دلیل ترس است . در نتیجه آنها دقیقا  “همینجا” ، ” همین زمان ” و “همین امروز” ،  دست به عمل می زنند چون  فهمیده اند زمان حال، جایی ست که اتفاق ها رخ میدهد.

  •  نظراتشان را نسبت به دیگران آزاد دهنده بیان نمی‌کنند

کسانی که اعتماد به نفس بالا دارند، در مورد دیگران نظرات منفی نمی‌دهند. در زمانی هم که در مورد خوب انجام شدن یک کار توسط دیگران، اهمیت قائل هستند و هدفشان این هست که تاثیر مثبتی در جهان بگذارند، شروع به دادن نظرات منفی در مورد آن کار نمی‌کنند به خصوص وقتی توانند برایش کاری انجام دهند.  آنها به خوبی میدانند دوستان واقعی، همدیگر را همانطور که هستند می‌پذیرند و خودشان را تافته جدا بافته نمی‌دانند.

  • کسانی که اعتماد به نفس بالا دارند، مردم را قضاوت نمیکنند

افراد دارای اعتماد به نفس بالا، تمایلی به داستان سازی های بیجا برای دیگران ندارند. احتیاج به این ندارند که پست سر دوستانشان غیبت کرده و به آنها توهین کنند. آنها علاقه ای ندارند در مورد همکارانشان که دارای نظرات متفاوتی نسبت به آنها هستند، شایعه سازی کنند تا خودشان را مهم جلوه دهند. آدمهای دارای اعتماد به نفس بالا ، با خودشان همانگونه که هستند راحتند و احتیاج ندارند دیگران را پایین بیاورندتا حالشان خوب شود.

 

  • اجازه نمی دهند کمبود ها، آنها را متوقف سازد

افراد دارای اعتماد به نفس بالا، از هر آنچه که در دسترس دارند استفاده میکنند و کمبود منابع برایشان مهم نیست. آنها می‌دانند تمام کارهای غیرممکن، با داشتن خلاقیت، ممکن میشود. پس  خلاقیت  خود را به کار میگرند و بابت شکست هایشان، آه و ناله نمی‌کنند و به جای آن، روی راه حل ها تمرکز میکنند.

  • کسانی که اعتماد به نفس بالا دارند، مقایسه نمیکنند

آدمهایی که اعتماد به نفسشان بالاست، می دانند که با دیگران در رقابت نیستند. آنها خودشان را با هیچ شخص دیگری مقایسه نمی‌کنند، بلکه خودشان را با آنچه که در گذشته بوده اند مقایسه می‌کنند. آنها میدانند در این جهان، هر انسانی داستان زندگی خودش را دارد که کاملا متفاوت و منحصر به فرد است پس مقایسه ی افراد، کاری عبث و بیهوده است.

  • مرتبا مهمانی نمی‌گیرند تا حس خوشحالی به آنها دست دهد

آنهایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، علاقه ای به دعوت کردن تمام آدمهایی که دیده اند، ندارند. آنها می‌دانند همه ی آدمها مثل هم نیستند و زندگی اینگونه است. آنها به جای آمیخته شدن با همه، بر روی کیفیت روابط خود تمرکز می کنند نه بر روی کمیت روابط

  • افراد دارای اعتماد به نفس بالا، به تایید نیازی ندارند

این افراد احتیاج به پشتیبانی و مراقبت دائمی دیگران ندارند. آنها میدانند زندگی همیشه هم منصفانه برخورد نمیکنند و گاهی کارها طبق خواسته‌ی آنها پیش نمی‌رود. در نتیجه چون نمی‌توانند روی تمام جنبه های زندگیشان کنترل داشته باشند، تلاش نی کنندتا بر روی نحوه ی واکنش خودشان نسبت به اتفاق ها تمرکز کنند. چون اینکار آنها را به جلو می برد.

  •  از حقایق ناخوشایند زندگی فرار نمیکنند

چنین آدمهایی با قبل از اینکه مسائلی در زندگیشان پیش آید، با آنها به  طور ریشه ای برخورد می کنند. افراد دارای اعتماد به نفس بالا، می که دانند نادیده گرفتن مشکلات، باعث تکثیرشان می شود. پس آنها جنگ اول را به از صلح آخر می دانند.

  • به دلیل شکست، عقب نشینی نمیکنند

اعتماد به نفس بالای آدمها باعث میشود هرگاه بر زمین بیافتند دوباره بلند شوند. آنها میدانند شکست یک راه اجتناب ناپذیر برای پیشرفت است. آنها شبیه به کارآگاهان، دنبال سرنخ هایی میگردند چرا راهی که رفتند، با شکست مواجه شد. آنها پس از بررسی و اصلاح برنامه‌هایشان،  دوباره از اول شروع میکنند. ( با این تفاوت که اینبار بهتر از قبل عمل خواهند کرد.)

  • برای انجام کاری، منتظر دیگران نمی مانند

افراد دارای اعتماد به نفس بالا، بدون مکث، عمل میکنند و هر روز به خودشان یادآوری میکنند، اگر من اینکار را نکنم؟ چه کسی می کند؟

  • خودشان را  فقط به یک روش، محدود نمیسازند

این آدمها چندین راه  را در نظر می گیرند و اگر راه شماره اول کار نکرد، راه دوم را انتخاب میکنند. آنها همواره تاثیرات هر اقدامی را بررسی میکنند تا اینکه نهایتا تشخیص دهند کدام روش از همه بهتر و بهینه تر است.

  • کورکورانه هر آنچه را که می خوانند یا می شنوند باور نمی کنند

این افراد هر مقاله ای که در اینترنت می‌خوانند را بعنوان یک حقیقت نمی‌پذیرند.آنها از زاویه‌ی دید خودشان آن مقاله را بررسی میکنند و از شک گرایی خودشان استفاده می کنند تا به یقین برسند. مثلا در مورد همین مقاله که ویژگیهای انسانهای دارای اعتماد به نفس بالا را شرح داده، آنها به خوبی می دانند تنها کسی که قدرت تصمیم گیری در مورد اینکه ( اعتماد به نفس ) یعنی چه را دارند، خودشان هستند.

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی
loading...

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله پزشکی خانوادگی دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com