با ما ارتباط برقرار کن

منتشر شده

روی

کمال گرایی چیست؟ اگر کمال‌گرایی وجود نداشت، دنیا چگونه می‌شد؟ در دنیایی که در آن اثری از کمال گرایی نیست، کارها رو به بهبود پیش خواهند رفت یا وخامت؟ آیا فرد کمال گرا همان کسی نیست که خودش را وقف بهسازی و آبادانی کرده است؟ مگر نه اینکه کمال گرایی یعنی تلاش برای رسیدن به بهترین‌ها؟ آیا اگر آرمان‌های کمال‌گرایانه‌ی خود را کنار بگذاریم، به انسان‌هایی عاطل و منفعل تبدیل خواهیم شد؟

اول از همه اینکه اگر در کاری به کمال مطلوب نرسیم، لزوما به این معنی هم نیست که آن کار را ناقص یا در حد متوسط انجام داده‌ایم. درواقع، نقطه‌ی مقابل کمال مطلوب، نقص یا حد وسط نیست. روان‌شناسان توصیه می‌کنند که تلاش برای رسیدن به برتری و تعالی بر تلاش برای رسیدن به کمال و تمامیت، ارجحیت دارد. این توصیه به‌هیچ‌وجه نمی‌گوید که باید از آرزوها و خواسته‌هایتان دست بکشید، بلکه کارکردش این است که نمی‌گذارد از محدوده‌ی عقلانیت و واقعیت خارج شوید.

اگر واقعیت با انتظارات کمال‌گرایانه‌تان مطابقت نداشته باشد، (بیایید صادق باشیم: آیا هرگز واقعیت با انتظارات کمال‌گرایانه‌‌تان مطابقت داشته است؟!) احتمالا خودتان را سرزنش خواهید کرد و دل‌ودماغ‌تان را از دست خواهید داد. برای اینکه بتوانید دوباره از نو شروع کنید و این‌بار به نتیجه‌ی دلخواه‌تان نزدیک‌تر شوید، باید بپذیرید که تغییر واقعیت کار شما نیست، اما در عوض می‌توانید بدون اینکه از استانداردهای دلخواه‌تان کوتاه بیایید، انتظارات‌تان را به‌گونه‌ای تغییر بدهید که در چهارچوب واقعیت بگنجند تا اگر کاری طبق نقشه‌ی پیش‌بینی‌شده پیش نرفت، راحت‌تر بتوانید اوضاع را در جهت بهبود سروسامان بدهید.

وقتی کارتان را با توجه به واقعیت پیش ببرید، یعنی چشم‌تان را روی اشتباهات و نواقص احتمالی نبندید، می‌توانید با آگاهی و اطلاعات بیشتری جلو بروید تا اگر زمین خوردید، بتوانید مسیرتان را از نو با قدم‌های مؤثرتری شروع کنید. به این ترتیب است که مسیر موفقیت‌تان را هموارتر خواهید کرد. به‌جای اینکه بگویید: «این کار اصلا نتیجه نداد!»، می‌توانید طور دیگری فکر کنید: «این کار هنوز نتیجه نداده!» یا «این کار تا یه جاهایی نتیجه داده، اما بعضی‌ جاهاش خوب از آب درنیومده! حالا قدم بعدی چی می‌تونه باشه؟»

بله، واقعیتی که با آن سروکار دارید، می‌تواند درهم‌برهم باشد و از سرعت پیشرفت‌تان بکاهد. خیلی اوقات ممکن است شکست بخورید و لازم شود که دوباره از نو شروع کنید. اینها واقعیاتی انکارناپذیرند و برای اینکه مغلوب‌شان نشوید، باید موانع را نیز در انتظارات‌تان از آینده‌ی مسیر بگنجانید و سپس خودتان را برای رویارویی با موانع احتمالی آماده کنید. اگر موانع احتمالی را به‌کل نادیده بگیرید، هربار که جلوی راه‌تان سبز شوند، متعجب و دست‌پاچه خواهید شد. شاید به یک‌باره نتوانید مسیر موفقیت را تا به انتها طی کنید، اما همین افتادن‌ها و برخاستن‌هاست که باعث رشد تدریجی و نزدیکی به هدف غایی می‌شود.

پس این‌بار که پروژه‌ای را آغاز می‌کنید، بکوشید تا گرفتار تله‌های کمال‌گرایی نشوید. به‌جای اینکه به خودتان بگویید: «این دفعه قراره همه‌چی درست از آب دربیاد!»، در حق خودتان لطف کنید و در عوض، بپذیرید که امکان پیش‌آمدن اشتباهات کوچک در حاصل کارتان است. حالا وقتش است که ببینیم چطور می‌توان جایگاه واقعیت را در دستور کار حفظ کرد.

۱. پریز کمال‌گرایی را بکشید و یک ارزیابی دقیق انجام بدهید

کمال گرایی - پریز کمال‌گرایی را بکشید و یک ارزیابی دقیق انجام بدهید

شاید گاهی حین انجام کار احساس کنید که ندایی از درون‌تان، شما را به کمال‌گرایی تشویق می‌کند، اما مشکل از آنجایی آغاز می‌شود که این ندای درونی فریاد بزند که «این کار درست نیست! این کار به اندازه‌ی کافی خوب از آب درنیومده! خودت واقعا در مورد این نتیجه‌ی مزخرف چی فکر می‌کنی؟!» و دقیقا همین‌جاست که باید پریز کمال‌گرایی را بکشید. برای اینکه بتوانید با این قبیل پیام‌های منفی مقابله کنید، باید دست روی حقایق بگذارید. از خودتان سؤال‌های مختلف بپرسید و جواب‌های واقعی بدهید: «چه قسمتی از کار داره خوب پیش می‌ره؟ از چه قسمت‌هایی راضی‌ام؟ هدف کاری که دارم انجامش می‌دم چیه؟ دارم به این هدف نزدیک می‌شم یا نه؟» اگر با خودتان به این نتیجه رسیدید که اوضاع بر وفق مراد نیست، نباید تسلیم بشوید، بلکه باید از خودتان بپرسید که علت چیست. همین که بدانید چرا کارتان نتیجه نداده است، می‌تواند سرنخی باشد که قدم بعدی را از آنجا آغاز کنید.


۲. با پرهیز از قضاوت زودهنگام، تحمل‌تان را برای رشد و ادامه‌ی مسیر افزایش بدهید

کمال گرایی - با پرهیز از قضاوت زودهنگام تحمل‌تان را برای رشد و طی مسیر افزایش بدهید

همه‌ی ما عاشق آن لحظه‌ای هستیم که بنشینیم و نتیجه‌ی مطلوب کارمان را نظاره کنیم، اما واقعیت این است که خیلی از کارها زمان می‌برد تا در حد انتظارات‌مان خوب از آب دربیایند و به‌ همین خاطر ممکن است نتیجه‌ی بسیاری کارها در تلاش‌های ابتدایی با نتیجه‌ی دلخواه‌مان فاصله داشته باشد. بدانید هرکاری با صبر و ممارست به‌بار می‌نشیند. پس وقتی کار نیمه‌تمام‌تان را ارزیابی می‌کنید و خلأها و نواقص را می‌بینید، به‌جای اینکه با قضاوت زودهنگام به خودتان تلقین کنید که گویا قرار نیست به هدف برسید، به مسیرتان ادامه بدهید و مراحل بعدی کار را در پیش بگیرید. قسمت‌های نیمه‌تمام را نشانه‌ی شکست پروژه در نمای کلی فرض نکنید و بپذیرید این فقط بخشی از مسیر است. بدانید که همه‌ی مراحل کار به نوبه‌ی خودشان ارزشمند و حیاتی شمرده می‌شوند.


۳. وقت و انرژی خود را بیشتر به کاری اختصاص بدهید که روی نتیجه‌ی نهایی تأثیرگذارتر باشد

اگر گرفتار کمال‌‌گرایی شوید، حتی برای کوچک‌ترین جزئیات نیز باید بیش از اندازه‌ی لازم وقت صرف کنید. افراد کمال‌گرا گاهی به‌قدری درگیر توجه افراطی به جزئیات می‌شوند که اصل قضیه را فراموش می‌کنند. مثل کسی نباشید که جنگل می‌رود و چون فقط تک‌تک درختان را می‌بیند می‌پرسد که «پس خودِ جنگل کو؟!» این درحالی است که باید وقت‌تان را سهمیه‌بندی کنید و ببینید که هر قسمت از پروژه به چقدر زمان و توجه نیاز دارد. اگر احساس کردید که دارید زمان و توجه زیادی را به قسمتی از کار که لزوما نیازمند آن‌همه رسیدگی نیست اختصاص می‌دهید، حتما از خودتان بپرسید که آیا بهتر نیست وقت و انرژی خود را در قسمت دیگری از پروژه که نیازمند رسیدگی بیشتر است، صرف کنید. پرسش دقیق‌تر این است که آیا صرف زمان و انرژی بیشتر روی این قسمت از کار واقعا در نتیجه‌ی نهایی تفاوتی ایجاد می‌کند یا خیر. پس به‌جای اینکه همه‌ی توان خود را روی رسیدن به کمال و تمامیت در تک‌تک جزئیات بگذارید، ببینید که باید وقت و انرژی خود را کجاها صرف کنید تا به هدف اصلی پروژه نزدیک‌تر شوید.


۴. فقط به مقصد فکر نکنید، از مسیر هم لذت ببرید

خیلی از ما عادت کرده‌ایم که از کارِ درحال‌انجام لذت نبریم، چراکه با خودمان می‌گوییم: «وقتِ کِیف کردن ندارم، آخه باید این کار رو زودتر تمومش کنم.» اما اگر در انجام هر کاری (تدارک جشن تولد، نقاشی دیوار منزل یا مثلا تمرین متن سخنرانی) لذت یا هدف کارِ درحال‌انجام را پیدا کنید، احتمالا می‌توانید آن کار را باکیفیت‌تر انجام بدهید. اگر پرفشار و مضطرب کار کنید، میدان دیدتان تنگ‌تر و تنگ‌تر خواهد شد، تا جایی که ممکن است حالت وسواس پیدا کنید و درگیر جزئیات بی‌اهمیت شوید. اما کسی که از انجام کارش لذت می‌برد، میدان دیدش گسترده‌تر می‌شود و اشتیاقش در انجام کار باعث نتیجه‌ی بهتر خواهد شد.

۵. از تفکر «همه یا هیچ» دست بکشید و در عوض به مفهوم «بعضی» روی بیاورید

کمال گرایی - از تفکر «همه یا هیچ» دست بکشید و درعوض به مفهوم «بعضی» روی بیاورید

خیلی اوقات که احساس شکست و ناامیدی می‌کنیم و متقاعد می‌شویم که باید پروژه‌ی دردست‌انجام را کنار بگذاریم یا حداقل انجامش را به‌تعویق بیندازیم، علتش این است که یکی دو چیز در حد انتظارات‌مان خوب از آب درنیامده است و از این‌رو سریع نتیجه می‌گیریم که پس کل پروژه منتفی است. اما یک سؤال: آیا اگر فقط یکی دو برگ یا حتی قسمت کوچکی از شاخه‌‌ی یک درخت آسیب ببیند، عقلانی است که آن درخت را از ریشه قطع کنیم؟ بنابراین بهتر است که در نتیجه‌گیری‌هایتان از کلمه‌ی «بعضی» استفاده کنید و مثلا بگویید: «بعضی قسمت‌های کار داره خوب جواب می‌ده، اما یه قسمت‌هایی نه.» و سپس هردو قسمت را مدنظر قرار بدهید.

۶. بدانید که اهمیت کارِ درحال‌انجام فقط به زمان حال محدود می‌شود و برای همیشه ادامه نخواهد داشت

کمال گرایی - آیا اهمیت کارِ درحال انجام فقط به زمان حال محدود می‌شود یا برای همیشه ادامه خواهد داشت؟

یکی دیگر از موارد کاربرد مفهوم «بعضی» در این است که از خودتان بپرسید: آیا موفقیت این پروژه روی تمامی جنبه‌های زندگی شما تا آخر عمر تأثیر خواهد داشت یا فقط روی بعضی از جنبه‌های زندگی‌تان مؤثر خواهد بود و سایر جنبه‌ها بدون تأثیرپذیری از این قضیه به همان شکل سابق باقی خواهند ماند؟ افراد کمال‌گرا از این جهت تحت فشار قرار دارند که در هر کاری، چه پیش‌پا‌افتاده و چه مهم، از انتخاب کلمات متن سرمقاله گرفته تا انتخاب رنگ جوراب، کارِ درحال‌انجام را داری تأثیر و اهمیتی دائمی و پایدار می‌بینند. هیچ‌چیزی در زندگی بااهمیت‌ترین نیست، فقط اینکه بعضی چیزها نسبت به بعضی چیزهای دیگر بااهمیت‌تر شمرده می‌شوند و بعضی چیزهایی را هم که اهمیتی ندارند، چه بهتر که بی‌خیال‌‌شان شوید!


۷. به‌جای اینکه چشم‌تان را روی واقعیت ببندید، از اشتباهات‌تان درس بگیرید

اگر خودتان را به‌خاطر اینکه همه چیز به عالی‌ترین شکل ممکن از آب درنیامده است به باد سرزنش گرفته‌‌اید، لطفا الان چشم‌تان را روی واقعیت نبندید. مردم به‌ویژه در دنیای کسب‌وکار همیشه سعی می‌کنند تا از اشتباهات و همچنین موفقیت دیگران درس بگیرند تا در کار خودشان همان اشتباهات را تکرار نکنند. پس چرا شما که در صف اول نشسته‌اید و به همه چیز دسترسی دست‌ِاول دارید، خودتان اولین کسی نباشید که از اشتباهات خودتان درس می‌گیرید. فقط کافی است یک نفس عمیق بکشید و با شهامت به اشتباهات‌تان نگاه کنید. این تنها راه‌حل مطمئنی است که همان اشتباه را دوباره مرتکب نشوید.

۸. ارتباط برقرار کنید، اما مقایسه نه

خیلی از ما به‌خاطر مقایسه‌ی خودمان با کسانی که از آنها در ذهن‌مان اسطوره ساخته‌ایم، دچار کمال‌گرایی می‌شویم. این احساس کمال‌گرایی از آنجایی نشات می‌گیرد که زندگی فلان شخص به‌خصوص را ایدئال و بی‌نقص تصور می‌کنیم. اگر شما هم چنین عادتی را در خودتان سراغ دارید، بدانید که به‌جای این طرز فکرِ دور از واقعیت باید چشم‌تان را روی خودِ واقعی آن شخص باز کنید. شاید زندگی شخص موردنظر دارای جنبه‌های خیلی جذابی باشد، اما این واقعیت را فراموش نکنید که حتی چهره‌های معروف هم لحظات سختی در زندگی‌شان داشته‌اند که شما از آنها بی‌خبرید. پس اگر قرار است خودتان را مقایسه کنید، خودتان را با انسان‌های واقعی مقایسه کنید؛ نه‌فقط با تصاویر لحظات خاص‌شان. اما بهتر است که اصلا دست از مقایسه‌های این‌چنینی بردارید و از خودتان بپرسید که میل دارید کدام خصوصیت شخص مقابل را در خودتان داشته باشید. آیا ازدواجش، شغلش یا حس شوخ‌طبعی اوست که برای شما جذاب جلوه می‌کند؟ غبطه نخورید و خودتان را به‌‌خاطر نداشتن خصوصیت موردنظر نرنجانید. در عوض، به‌دنبال راهکاری باشید تا گونه‌ای از خصوصیات پسندیده‌‌ای را که در شخص مقابل می‌بینید، در خودتان پرورش بدهید.

خلاصه اینکه با کمال‌گرایی از بسیاری فرصت‌ها محروم خواهید شد و کارهایی را که می‌توانید خوب اما نه ایدئال انجام بدهید، هرگز به انجام نخواهید رساند. برای اینکه کمال‌گرایی از سرتان بیفتد، به هیچ نسخه‌ی عجیب‌وغریبی نیاز ندارید، فقط کافی است کمی طرز فکرتان را تقویت کنید یا تغییر دهید. قطعا به نفع خودتان و زندگی‌تان است که از قیدوبند کمال‌گرایی آزاد شوید تا ببینید چقدر در انجام کارها بهتر خواهید شد.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی

موفقیت و کسب و کار

حذف این ۱۳ نکته برای موفقیت شما الزامی است

منتشر شده

روی

به وسیله

گاهی وقت ها برای رسیدن به راز موفقیت یا به قول معروف «همان آدمی که می توانستیم بشویم ولی نشدیم»، نباید همه چیز را گردن روزگار بیندازیم و بگوییم مقصر زندگانی بود و من که تمام تلاشم را کردم. گاهی مواقع باید به این موضوع برسیم که برای رسیدن به بعضی چیزها نباید تلاش کنیم و در حقیقت بی خیال آن ها بشویم تا موفق شویم.

بعضی از این مسایل را می شود حتی یک روزه قیدشان را زد و برخی دیگر را باید کمی باهاشون دست و پنجه نرم کرد تا بتوان رهایشان کرد. اما در هر دو صورت بهتر است که لااقل این ۱۳ مورد را را بیخیالشان شوید.

۱- بیخیال زندگی ناسالم شوید 

می دانید اصل و شرط اول موفقیت، سلامت خودتان است. اگر به سلامت خودتان نیندیشید یعنی اینکه بی خیال موفقیت شدید. خیلی سخت است که یکباره دست از یک سری تغذیه بردارید و یا تن پروری را کنار بگذارید و ورزش کنید. برای همین آسه آسه شروع کنید و به غذایی که می خورید اهمیت دهید و کمی هم فعالیت فیزیکی داشته باشید. تغذیه را به خصوص جدی بگیرید، در ایران ما غذای سالم کم پیدا می شود و حتی مواد غذایی آماده هم گاهی کاملا ناسالم هستند.

۲- اهداف کوتاه مدت داشتن را بی خیال شوید 

این درست که به قول آقای جیمز باند شما تنها یک بار زندگی می کنید ولی همین یک بار هم اگر درست زندگی کنید به نظر کافیست. اینکه برای شش ماه بعد خود برنامه بریزید فی نفسه چیز بدی نیست ولی اینکه دایما تلاش هایتان برای هدف های کوتاه مدت باشد، خیلی روی مخ است. این هدف های کوتاه مدت به همراه خود عادت های کوتاه مدت هم می آورد که ذره ذره وجودمان را می خورد و خودمان نمی فهمیم. می دانید خیلی بین این دو جمله تفاوت است که : من ورزش میکنم تا امسال فلان شخص حاضر به معاشرت با من شود! یا من ورزش می کنم برای سلامت خودم. هر دو هدف دارند اما این کجا و آن کجا!

۳- دست از سر رویاهای کوچک بردارید 

اینکه بخواهید در این دنیای پهناور، دست خالی بازی کنید و یا کوچک در برابرش ظاهر شوید؛ ضررش فقط و فقط به خودتان می رسد و بس. در این حالت تحلیل می روید و پیش چشم افرادی که با قدم های بزرگ خود دارند در زندگی پیش می روند آب می شوید. اگر فرصت های بزرگ زندگی را از دست بدهید و یا از ترس و استرس به آن ها وارد نشوید؛ در حقیقت رویای یک زندگی عالی و درخشان شدن پتانسیل ها و توانایی های خود را از دست داده اید. دنیا نمی ایستد و خیره شما را نگاه کند تا خودتان را برسانید، این شما هستید که باید بدون ترس از مسایل پا پیش بگذارید و با تمام موارد پیرامون آن کنار بیایید.

۴- دست از سر بهانه جویی بردارید 

موضوع این نیست که با چه ورقی در بازی حکم بازی می کنید (البته طبعا شما بدون شرط بندی بازی می‌کنید، مگر نه؟) مهم اینست که چطور بازی کنید. مردم موفق می دانند که خودشان بابت زندگی شان باید جواب پس بدهند و گذشته و اشتباهاتش نه به دست تقدیر رخ داده و نه حکمتی در آن بوده؛ بلکه تنها و تنها تقصیر خودشان بوده.

همین که درک کنید که شما مسئول هرچه که اتفاق افتاده و می افتد و خواهد افتاد هستید، زندگی تان را جذاب تر می کند و بیشتر برای آن تلاش می‌کنید. در این حالت، بیشتر به یک فرد موفق نزدیک می شوید چرا که بهانه جویی و گردن این و آن انداختن مشکلات فقط و فقط جلوگیری از حرفه ای شدن و موفقیت شخصیت ما را در پی دارد و لاغیر! لب کلام آنکه خودتان بدهکار زندگیتان هستید نه کس دیگر

۵- دست از سر افکار بازسازی شده بردارید 

رابرت گرین جامعه‌شناس می گوید که آینده در درستان فردی است که یاد میگیرد چطور مهارت هایش را در راه های خلاقانه به کار بگیرد و از ترکیب آن ها به غایت اعلای زندگی برسد. افرادی که تفکراتی غیرجدید دارند (به اصطلاح سیستماتیک فکر می کنند) تصور دارند که فقط و فقط از یک سری روش و الگوی خاص می شود به موفقیت رسید و باقی موارد به قعر زندگی خواهد رسید. اما خب راستش را بخواهید آنها اشتباه فکر می کنند.

افراد موفق این رازی را که الان با شما در میان میگذارم می دانند، آنها روزانه بر روی ایده ها و تفکرات خود فکر می کنند و دانش خود را بالاتر می برند و سپس با تغییراتی در آنها و انعظاف پذیری تفکری شان (یعنی اینکه نمی گویند حتما باید فلان جور موضوع پیش برود!) زندگی شان را می سازند. یادتان نرود که چیزی امروز هستید لزوما نباید همان چیزی باشد که فردا هستید.

۶- یک شبه ره صد ساله را طی کردن و این مزخرفات را از ذهن خود دور بیاندازید 

یک شبه پیروز شدن و یک شبه ره صد ساله را طی کردن بیشتر شبیه به یک افسانه می ماند تا واقعیت. اکثر مردم موفق هر روز برای رسیدن به جایی که رسیده اند تلاش کرده اند و نتایج کار خودشان را بعد از مدت ها کار کرد به چشم دیدند نه اینکه یک شب بخوابند و صبح بیدار شوند. حتی آن دسته از باهوش های اقتصادی که بیت کوین خریدند و الان میلیونر شدند هم کم کم یک سالی صبر کردند تا بیت کوین به اینجا رسید!

از این حرفها بگذریم، باید توجه کنید که چیزی به نام یک شبه موفق شدن وجود ندارد، شما اسپایدرمن نیستید که یک عنکبوت بیاید و انگشتتان را بگزد و بعد قدرت مافوق انسانی دست پیدا کنید. در خلال آنکه آینده نگری می کنید، به همین امروزتان و کارهایی که همین الان انجام می دهیم هم فکر کنید و برای آن‌هم برنامه بچینید.

بیخیال زندگی ناسالم شوید‎

۷- ایده آلیسم بودن را کنار بگذارید 

خوانندگان عزیز، بدانید و آگاه باشید که هیچ چیز بی نقص نیست! همه چیز بالاخره یک باگی در خودش دارد. از شکست هراس داشته باشید و بدانید که ممکن است در راه در کمینتان نشسته باشد. اگر بخواهید صبر کنید تا همه چیز راست و ریست شود و بعد بروید سراغش، از قافله عقب ماندید. شما خودتان را در جریان کار بیندازید، بعد به فکر درست کردن جز به جز آن باشید.

۸- دور هدف های چندگانه داشتن خط بکشید 

چرچیل، سیاستمدار مشهور انگلیسی که دنیا را دور یک انگشتش می چرخاند می‌گوید: «اگر بخواهید سر راهتان به هر سگی که رسیدید یک تکه سنگ پرتاپ کنید، عمرا به مقصد برسید.»

مردم موفق هم در راستای همین صحبت آقای سیاستمدار اهداف زیادی انتخاب نمی کنند و بر روی دو سه هدف خاص تمرکز می کنند و  عبارت «حالا بقیه اهداف را بگذار برای بعد» سرلوحه زندگی خود قرار می دهند. حالا این هدف هرچی می تواند باشد از اینکه روزی یک ساعت بروم باشگاه یا با فلانی در ارتباط باشم و….

۹- باور کنید شما لازم نیست همه چی را کنترل کنید! 

فیلسوفان بزرگ یونان باستان مثلی دارند که در آن می فرمایند: بعضی چیزها از ماست که برماست و برخی چیزها هم برما نیست و طبیعتا از ما نیست. تفاوت این دو چیز ذکر شده در فرمایشات این عزیزان یک دنیاست! لازم نیست که فکر کنید در طی یک فرایند که در ذهن خود نقشه آن را به تصویر کشیدید، این شما هستید که باید همه چیز را کنترل کنید و در همه جا تصمیم گیری کنید.

مدیران بزرگ برندها و غولهای بازار هم اینجوری نیستند و کلی معاون و زیردست دارند که بسیاری از انتخاب هایشان بدون هماهنگی با بالادستی صورت می گیرد(بله میدانم این تفکر در ایرانمان کمی نامانوس است) بروید سراغ مسایلی که می توانید کنترل کنید و روی آن احاطه دارید و همان فرمان را بروید جلو. اینگونه زودتر از جاده موفقیت عبور می کنید و سریع تر به جایی که میخواهید می رسید.

۱۰- از جواب مثبت دادن به خرده کارهایی که هیچ ربطی به هدف شما ندارند هم دست بکشید 

رودربایستی را کنار بگذارید و به همه چیز بله نگویید. قدرت نه گفتن را بیاموزید و وقتی می بینید ماموریت یا مرحله ای به شما محول شده که اصلا ربطی به اهداف زندگیتان ندارد آن را رها کنید. ولو این کار از سمت دوست و خانواده و نزدیکان شما به شما داده شده باشد. دنیا صبر نمی کند تا شما فامیل بازی کنید و بعد کاپ جهانی موفقیت را به شما بدهد. می‌گویید انسانیت چه می شود پس؟ می توانید کمکشان کنید و راهنمای راهشان باشید ولی نه اینکه کار و زندگی خود را بر روی مشکل آنها بگذارید.

البته در برخی موارد همان کمک جزیی هم را باید چشم پوشی کنید و در حقیقت به اصطلاح مدیریتی، کمی قربانی در راه موفقیت خود بدهید. اولش شاید کمی سخت باشد و با خود فکر کنید که کاش این کار را نمی کردید، ولی باور بفرمایید که به بعدش می ارزد.

۱۱- از افراد واگیر دار حذر کنید! 

افراد واگیردار در حقیقت آدمهایی سمی هستند که چیزی جز مرض و درد برای شما به همراه ندارند. جیم راهن یکی از مدیران برجسته آمریکایی حرف جالبی در این باره مطرح کرده : هر انسان خلاصه شده مجموعه ۵ نفری است که با آن ها بیشتر می گردد.

در زندگی شما هم افراد زیادی قرار دارند که در دو بخش زندگی حرفه ای و غیر حرفه ای شما جا می گیرند. اما افرادی هم هستند که دایم پیش شما هستند و در تصمیمات شما اثربخشی دارند و اصولا روی شما تاثیرگذار هستند. میانگین نظرات این افراد می‌شود بن مایه تفکرات شما. اگر این افراد را درست انتخاب نکرده باشید توی بد مخمصه ای می افتید.

این صحبت به آن معنا نیست که حتما باید با آدم‌ حسابی‌ها بگردید ولی سعی کنید در زندگی تان هر طور که شده با افرادی بگردید که تاثیر مثبتی در شما بگذارند و زندگیتان را خراب نکنند. خیلی موارد اطرافیانمان در ظاهر آدم حسابی هستند و بعد تو زرد در می آیند، بهتر است که خوب آنها را بشناسید و بعد وارد یک رابطه حرفه ای یا غیرحرفه ای با آنها شوید.

۱۲– بی خیال طعنه ها و تیکه های افراد زندگیتان شوید 

اگر می‌خواهید از شر مزاحم ها رها شوید بهترین کار بی اعتنایی به آنهاست. به قولی شما پیتزا نیستید که همه را راضی نگه دارید، در این صورت باید دست از سر یک سری از افراد که با شما حال نمی کنند (به هر دلیلی) بر دارید. لازم هم نیست بنشینید و زانوی غم بغل بگیرید که مشکلتان از کجاست که این آدم‌ها اینجوری می کنند؛ اصلا نمی ارزد.

وقتی که قدم در راه موفقیت گذاشتید باید قبل از آن این فرضیه را پیش بینی می کردید که رکاب زدن در این جاده، قطعا مخالفان و افرادی که از شما نفرت داشته باشند را پدید می آورد. هرچه قدر تعداد این افراد بیشتر شود، معنیش این است که شما موفق تر شده اید. (البته مثلا این قضیه همه جا صدق نمی کند و امیرحسین مقصودلو را می شود نقض این مثال به میان آورد!)

۱۳- از اعتیاد خود به شبکه های اجتماعی و رسانه ها دست بردارید 

مشکل اینجاست که همگی فکر میکنیم همیشه وقت داریم. بعد که کار از کار گذشت به این نتیجه می‌رسیم که گویا آنقدرها هم وقت نداشتیم! دیدن فیلم و سریال و دنیای وب خیلی هیجان انگیز است و حوصله آدم را سر نمی برد ولی نباید اینها باعث شود تا از هدف اصلی زندگیتان دور شوید. حتی اگر در این صنایع کار می کنید و صبح تا شب به نوعی درگیرش هستید، یک تایم مخصوصی را لااقل بی خیال آنها شوید. حتی اگر هدفتان مطرح شدن در فضای مجازی است، باز هم در نهایت وقت آزادی برای خود بتراشید.

بهترین راه این است که یک بالانس برای این موارد تعیین کنید و زندگیتان را درست پیش ببرید. اصولا در زندگیتان همه چیز را رعایت کنید و یک حد برای آن بگذارید. گذاشتن حد نشان از محدودیت ندارد که به افکار برخی بر بخورد و فکر کنند خود را اسیر زندگی کرده‌اند، اینجوری فکر کنید که این کار(حدگذاری) صرفا باعث می شود تا بتوانید بهتر از همه چیزهای زندگی بهره ببرید.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

عادت های آموختنی از افراد ثروتمند

منتشر شده

روی

به وسیله

هر میلیونری به روش خودش به ثروت و موفقیت رسیده است اما اگر بخواهیم عادت های آن ها را با هم مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم که همه آن ها یک وجه مشترک با هم دارند. از این که ما انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

در ادامه با عادت های روزانه ای که همه افراد ثروتمند دارند آشنا می شویم.

ورزش

یکی از عادت های افراد ثروتمند ورزش کردن است. آن ها روزانه ۳۰ دقیقه ورزش می کنند. ورزش های هوازی مثل دویدن، پیاده روی و دوچرخه سواری. این ورزش ها هم برای ذهن و هم برای جسم مفید هستند. روی نورون ها تاثیر مثبت می گذارند و تولید گلوکز که سوخت اصلی مغز است را تحریک می کنند. بسیاری از آن ها از دوران کودکی به ورزش عادت داشتند. به عنوان مثال بیل گیتس از کودکی به ورزش تنیس علاقه زیادی داشت.

افراد ثروتمند روزانه ۳۰ دقیقه ورزش می کنند

مطالعه

همه می دانیم که میلیونرها بسیار پرمشغله هستند و وقت مطالعه ندارند. پس آن ها نه برای سرگرمی بلکه برای کسب دانش و اطلاعات مطالعه می کنند. انسان های موفق علاقه زیادی به مطالعه کتاب های تاریخی، موفقیت و بیوگرافی افراد مشهور دارند. بون جووی یکی از افراد موفقی است که علاقه زیادی به مطالعه بیوگرافی افراد مشهور دارد.

سبک لباس پوشیدن

بسیاری از افراد موفق سبک لباس پوشیدن خاص خودشان را دارند و سال ها به یک شکل لباس می پوشیدند. به عنوان مثال مارک زاکربرگ زیرا دوست ندارد در زندگی اش کارها و تصمیمات اضافی داشته باشد.

افراد موفق سبک لباس پوشیدن خاص خودشان را دارند و سال ها به یک شکل لباس می پوشیدند

ذخیره پول

افراد ثروتمند می دانند چگونه پول جمع کنند. آن ها همیشه می دانند که چقدر پول دارند، چقدر هزینه می کنند و چقدر پول در می آورند. آن ها علیرغم پول زیادی که دارند پولشان را برای چیزهایی که نیاز دارند خرج نمی کنند.

افراد ثروتمند پول زیادی که دارند پولشان را برای چیزهایی که نیاز دارند خرج نمی کنند

وسایل نقلیه عمومی

بسیاری از انسان های ثروتمند خودستایی نمی کنند. آن ها از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کنند و پیاده روی و دوچرخه سواری دوست دارند. بیل د بلاسیو شهردار نیویورک یکی از این دسته افراد ثروتمند است.

افراد ثروتمند از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کنند و پیاده روی و دوچرخه سواری دوست دارند

آن ها جدیدترین ماشین ها را نمی خرند

افراد ثروتمند هرگز برای خودنمایی ماشین نمی خرند و هر سال ماشین شان را عوض نمی کنند. آن ها حداقل ۱۰ سال از ماشین خود استفاده می کنند و نهایت استفاده بهینه را از یک ماشین می برند. به عنوان مثال اتومبیل لئوناردو دیکاپریو (تویوتا پریوس) در مقایسه با ثروتی که دارد ماشین بی ارزشی است.

افراد ثروتمند هرگز برای خودنمایی ماشین نمی خرند و هر سال ماشین شان را عوض نمی کنند

سحرحیزی

همه افراد ثروتمند سحرخیز هستند و دوست دارند ۳ ساعت قبل از شروع کار بیدار باشند تا به تمام کارهای روزانه شخصی و خانوادگی خود برسند.

مدیتیشن

مدیتیشن بهترین راه برای کاهش فشار است. روی روحیه و رفتار تاثیر مثبت می گذارد و با ایجاد احساس آرامش کمک می کند به ایده های جدید برسیم. مدیتیشن یکی از تمرین هایی است که تمام افراد ثروتمند از جمله اپرا وینفری آن را انجام می دهند.

مدیتیشن بهترین راه برای کاهش فشار است

زبان بدن

میلیونرها می دانند که چگونه اعتماد دیگران را جلب کنند، آن ها را متقاعد کنند و از طریق ارتباط برقرار کردن به موفقیت برسند. آن ها از زبان بدنی استفاده می کنند که شنونده را جذب می کند.

افراد ثروتمند از زبان بدنی استفاده می کنند که شنونده را جذب می کند

تماشا نکردن تلویزیون

افراد ثروتمند از وقت شان استفاده سازنده می برند. به همین دلیل ترجیح می دهند کتاب مطالعه کنند، ورزش و پیاده روی کنند و با افراد موثری ارتباط برقرر کنند.

برنامه ریزی

به اعتقاد یک انسان ثروتمند مهم نیست چقدر پول از دست می دهید مهم این است که دوباره آن پول را به دست می آورید. اما وقت از دست رفته را هیچ وقت نمی تواند دوباره به دست آورد. اگر برنامه مشخصی نداشته باشید موفق نمی شوید. به همین دلیل تمام افراد ثروتمند وقت شان را برنامه ریزی می کنند لیست کارهایی که باید انجام دهند می نویسند و اهداف روزانه دارند. به گفته استیو جابز صبر و برنامه ریزی لازمه های موفقیت هستند.

برای ثروتمندان مهم نیست چقدر پول از دست می دهند دوباره آن پول را به دست آوردن مهم است

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

۱۳ راز موفقیت از نگاه جیم ران، فیلسوف کارآفرین

منتشر شده

روی

به وسیله

در این مقاله شما را با رموز بهبود زندگی از نگاه جیم ران فیلسوف کارآفرین امریکایی آشنا می کنیم. با رعایت این اصول شما قادر خواهید بود ناممکن را به ممکن تبدیل نمایید. از همراهی شما با مجله دوستم سپاسگذاریم.

چگونه غیرممکن را به ممکن تبدیل کنیم؟

در دهه ۱۹۶۰ میلادی، از نظر فنی غیر ممکن بود که یک انسان بتواند به فضای بیرونی کره زمین سفر کنید. ولی ظرف ۱۰ سال، اولین انسان قدم به سطح ماه گذاشت. این فرایند معجزه آسای تبدیل رویا به واقعیت وقتی شروع شد که یک «ندا» جامعه علمی را به چالش کشید تا هر کاری که لازم است را انجام دهد تا آمریکا «انسانی را تا پایان آن دهه به ماه بفرستد.» این چالش با کاشتن بذر دستاورد ممکن در آینده درون خاک حاصلخیز تخیل، روحیه یک ملت را بیدار کرد. اینکه ما تا چه مقدار بتوانیم نتایج خود را تغییر دهیم تا حد زیادی بستگی به قوه تخیل ما دارد.با آن چالش شجاعانه، غیر ممکن تبدیل به واقعیت شد.

همین اصل در مورد هر زمینه دیگری از زندگی ما نیز کاربرد دارد. 

آیا یک انسان فقیر می تواند ثروتمند شود؟ قطعاً! ترکیب منحصر به فرد اشتیاق، برنامه ریزی، تلاش و پشتکار همیشه جادوی خود را به دنبال خواهد داشت. سؤال این نیست که آیا این فرمول برای موفقیت جواب می دهد یا نه، بلکه آیا انسان این فرمول را دنبال می کند یا خیر. این متغیر ناشناخته است. این چالشی است که همه ما با آن مواجه هستیم.

همه ما می توانیم از جایی که هستیم به جایی که می خواهیم باشیم، برسیم. هیچ رویایی غیر ممکن نیست اگر ابتدا ما شجاعت باور کردن آن را داشته باشیم.

جیم ران، کسی که یکی از اولین فیلسوفان کسب و کار در آمریکا شناخته می شود، فلسفه ها و اصول خود در زمینه موفقیت را به مدت ۴۶ سال به اشتراک گذاشت. ران در اینجا ۱۳ روش برای بهبود زندگی را معرفی می کند تا شما بتوانید رویای خود را ممکن سازید:

روبرو شدن با ترس های خود

این گونه است که می توانید بر آن ها غلبه کنید. آن ها را نادیده نگیرید، بلکه با آن ها روبرو شوید. با خود بگویید، «این همان چیزی است که از آن می ترسم. باید ببینم که چگونه می توانم آن را تغییر دهم.» همین امروز با ترس های خود روبرو شوید.

تغییر مسیر با قدرت اراده

اگر کارهایی که مثلاً در شش سال گذشته انجام داده اید منافعی که می خواهید را به دنبال نداشته، مجبور نیستید حتماً همان کارها را تکرار کنید. مقصد جدیدی انتخاب کنید و آن راه را دنبال کنید. از قدرت اراده خود برای شروع فرایند استفاده کنید. مجبور نیستید که سال گذشته را تکرار کنید. اشتباهات خود را تصحیح کنید. اکنون روی سال بعد خود سرمایه گذاری کنید.

پذیرش اشتباهات خود

گاهی اوقات باید اشتباهات خود را نزد دیگران تصدیق کنید. یکی از بهترین عبارات در زبان این است: «معذرت می خواهم.» این کلمات می تواند رابطه ای کاملاً تازه را آغاز کند. این کلمات می تواند دو نفر را به مسیری کاملاً تازه سوق دهد. اشتباهاتتان را پیش خود تصدیق کنید. لازم نیست در مورد آن ها نزد تمام آدم های دور و برتان صحبت کنید. ولی هیچ ضرری ندارد که بنشینید و با خودتان مکالمه ای داشته باشید و بگویید، «هیچ فایده ای نداره که خودم را فریب دهم.»

داشتن اهداف بزرگ

فرایند را آغاز کنید. اهداف والاتری برای خود تعیین کنید. به دنبال اهداف بزرگتری باشید. به دنبال چیزی فراتر از آنچه که تصور می کردید می توانید انجام دهید، بروید.

برای موفقیت بیشتر اهداف بزرگ داشته باشید‎

خودباوری

باید به احتمالات ایمان داشته باشید. باید باور داشته باشید که فردا می تواند بهتر از امروز باشد. به خودتان باور داشته باشید. هیچ مهارتی وجود ندارد که نتوانید یاد بگیرید؛ هیچ دانشی وجود ندارد که نتوانید بیاموزید؛ هیچ کلاسی وجود ندارد که نتوانید در آن شرکت کنید؛ هیچ کتابی وجود ندارد که نتوانید بخوانید.

به دنبال خردمندی باشید

به دنبال خِرَدی باشید که پاسخ ها را ایجاد می کند. به دنبل خردمندی باشید تا با چالش های امروز و فردا مقابله کنید. آرزو نکنید که کاش آسان تر بود، آرزو کنید که شما قوی تر باشید.

استفاده از زمان

بعضی وقت ها ما خود را گمراه می کنیم. معمولاً آدم ها پیش خود می گویند، «من هنوز ۲۰ سال دیگر فرصت دارم.» ولی واقعیت اینجاست که شما ۲۰ «بار» دیگر فرصت دارید. اگر سالی یک بار به ماهیگیری بروید، تنها ۲۰ بار دیگر برای ماهیگیری کردن فرصت دارید، نه ۲۰ سال.

سرمایه گذاری کردن سودهای خود

سودها بهتر از دستمزد هستند. دستمزدها باعث می شوند که روزی خود را به دست آورید، سودها باعث می شوند که به ثروت دست پیدا کنید. آیا می توانیم زمانی که روزی خود را به دست می آوریم به سوددهی دست پیدا کنیم؟ پاسخ مثبت است.

شدت و جدیت در زندگی

در هر کاری که انجام می دهید، تلاش بیشتری کنید. کمی قوی تر، و کمی عاقل تر باشید. سرزندگی خود را تقویت کنید. تمام توان خود را روی کاری که انجام می دهید قرار دهید و بعد به دنبال سرزندگی بیشتر، قدرت بیشتر، توان بیشتر، و قلب و روح بیشتر باشید.

پیدا کردن جایگاه مناسب خود

اگر فقط شغلی دارید و در آن کار می کنید، جایی را پیدا کنید که برایتان مناسب است، و مطمئن باشید که آن ها از شما خواهند خواست تا جای بهتری را در اختیار بگیرید. کار خود را به خوبی انجام دهید؛ بهترین کاری که می توانید را انجام دهید. این بهترین راه برای پیشرفت است.

شرافت داشتن

شرافت مثل وفاداری است. شما نمی توانید آن را از کس دیگری بخواهید؛ تنها می توانید آن را از خودتان بخواهید. بهترین نمونه از وفاداری باشید تا پیروان وفاداری داشته باشید. بهترین نمونه از شرافت باشید تا افرادی دور و برتان داشته باشید که شرافت دارند. خودتان سرمشق باشید.

داشتن نظم و انضباط

نصیحت بهتری از این نمی توانم به شما بکنم چون که نظم و انضباط، واقعیت را به وجود می آورد. نظم و انضباط شهرها را می سازد. یک فعالیت منظم فراوانی، برجستگی و بهره وری را ایجاد می کند.

مبارزه کردن برای چیزهای ارزشمند

این فوق العاده است که بتوانید بگویید: «من برای فرزندانم مبارزه کردم، من برای چیزی مبارزه کردم که درست بود، من برای سلامتی مبارزه کردم، من مبارزه کردم تا از شرکت خود محافظت کنم؛ من برای حرفه ای خوب مبارزه کردم که خانواده ام را خوشحال کنم. من برای مبارزه ای خوب، مبارزه کردم.» اگر چیزی ارزشمند را می خواهید، باید برای آن مبارزه کنید.

ادامه ی خواندن
آگهی
چهره‌ها و عکس‌ها1 روز پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۸۶) از اشارات نظرِ شیلا خداداد تا عاشقانه سمانه پاکدل برای هادی کاظمی !!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 روز پیش

عکس پروفایل زیبا برای محرم | عکس نوشته زیبای محرم برای پروفایل

چهره‌ها و عکس‌ها4 روز پیش

عکس نوشته خدایا (۲)

چهره‌ها و عکس‌ها6 روز پیش

عکس های جدید امیر علی اکبری | مصاحبه امیر علی اکبری با روزنامه گل

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۸۵) از خودکفایی الناز شاکردوست تا غرغر لیلا بلوکات از اینستاگرام !!!

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۸۴) از وقتی الناز حبیبی به یاد فروغ فرخ زاد هست تا سحر قریشی در یک مکان دیدنی !!!

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

عکس های جدید سانیا سالاری بازیگر نقش ارغوان در سریال دلدادگان

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

عکس های جدید ساناز طاری (بازیگر نقش نیکا در سریال پدر)

مد ستاره‌ها سلبریتی2 هفته پیش

تصاویر زیباترین بازیگران زن ایرانی + ۱۰ بازیگر زن زیبای ترکیه ای

طنز و مطالب خنده‌دار2 هفته پیش

عکس نوشته های طنز و خنده دار (۲۷)

آگهی

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com