با ما ارتباط برقرار کن

منتشر شده

روی

کمال گرایی چیست؟ اگر کمال‌گرایی وجود نداشت، دنیا چگونه می‌شد؟ در دنیایی که در آن اثری از کمال گرایی نیست، کارها رو به بهبود پیش خواهند رفت یا وخامت؟ آیا فرد کمال گرا همان کسی نیست که خودش را وقف بهسازی و آبادانی کرده است؟ مگر نه اینکه کمال گرایی یعنی تلاش برای رسیدن به بهترین‌ها؟ آیا اگر آرمان‌های کمال‌گرایانه‌ی خود را کنار بگذاریم، به انسان‌هایی عاطل و منفعل تبدیل خواهیم شد؟

اول از همه اینکه اگر در کاری به کمال مطلوب نرسیم، لزوما به این معنی هم نیست که آن کار را ناقص یا در حد متوسط انجام داده‌ایم. درواقع، نقطه‌ی مقابل کمال مطلوب، نقص یا حد وسط نیست. روان‌شناسان توصیه می‌کنند که تلاش برای رسیدن به برتری و تعالی بر تلاش برای رسیدن به کمال و تمامیت، ارجحیت دارد. این توصیه به‌هیچ‌وجه نمی‌گوید که باید از آرزوها و خواسته‌هایتان دست بکشید، بلکه کارکردش این است که نمی‌گذارد از محدوده‌ی عقلانیت و واقعیت خارج شوید.

اگر واقعیت با انتظارات کمال‌گرایانه‌تان مطابقت نداشته باشد، (بیایید صادق باشیم: آیا هرگز واقعیت با انتظارات کمال‌گرایانه‌‌تان مطابقت داشته است؟!) احتمالا خودتان را سرزنش خواهید کرد و دل‌ودماغ‌تان را از دست خواهید داد. برای اینکه بتوانید دوباره از نو شروع کنید و این‌بار به نتیجه‌ی دلخواه‌تان نزدیک‌تر شوید، باید بپذیرید که تغییر واقعیت کار شما نیست، اما در عوض می‌توانید بدون اینکه از استانداردهای دلخواه‌تان کوتاه بیایید، انتظارات‌تان را به‌گونه‌ای تغییر بدهید که در چهارچوب واقعیت بگنجند تا اگر کاری طبق نقشه‌ی پیش‌بینی‌شده پیش نرفت، راحت‌تر بتوانید اوضاع را در جهت بهبود سروسامان بدهید.

وقتی کارتان را با توجه به واقعیت پیش ببرید، یعنی چشم‌تان را روی اشتباهات و نواقص احتمالی نبندید، می‌توانید با آگاهی و اطلاعات بیشتری جلو بروید تا اگر زمین خوردید، بتوانید مسیرتان را از نو با قدم‌های مؤثرتری شروع کنید. به این ترتیب است که مسیر موفقیت‌تان را هموارتر خواهید کرد. به‌جای اینکه بگویید: «این کار اصلا نتیجه نداد!»، می‌توانید طور دیگری فکر کنید: «این کار هنوز نتیجه نداده!» یا «این کار تا یه جاهایی نتیجه داده، اما بعضی‌ جاهاش خوب از آب درنیومده! حالا قدم بعدی چی می‌تونه باشه؟»

بله، واقعیتی که با آن سروکار دارید، می‌تواند درهم‌برهم باشد و از سرعت پیشرفت‌تان بکاهد. خیلی اوقات ممکن است شکست بخورید و لازم شود که دوباره از نو شروع کنید. اینها واقعیاتی انکارناپذیرند و برای اینکه مغلوب‌شان نشوید، باید موانع را نیز در انتظارات‌تان از آینده‌ی مسیر بگنجانید و سپس خودتان را برای رویارویی با موانع احتمالی آماده کنید. اگر موانع احتمالی را به‌کل نادیده بگیرید، هربار که جلوی راه‌تان سبز شوند، متعجب و دست‌پاچه خواهید شد. شاید به یک‌باره نتوانید مسیر موفقیت را تا به انتها طی کنید، اما همین افتادن‌ها و برخاستن‌هاست که باعث رشد تدریجی و نزدیکی به هدف غایی می‌شود.

پس این‌بار که پروژه‌ای را آغاز می‌کنید، بکوشید تا گرفتار تله‌های کمال‌گرایی نشوید. به‌جای اینکه به خودتان بگویید: «این دفعه قراره همه‌چی درست از آب دربیاد!»، در حق خودتان لطف کنید و در عوض، بپذیرید که امکان پیش‌آمدن اشتباهات کوچک در حاصل کارتان است. حالا وقتش است که ببینیم چطور می‌توان جایگاه واقعیت را در دستور کار حفظ کرد.

۱. پریز کمال‌گرایی را بکشید و یک ارزیابی دقیق انجام بدهید

کمال گرایی - پریز کمال‌گرایی را بکشید و یک ارزیابی دقیق انجام بدهید

شاید گاهی حین انجام کار احساس کنید که ندایی از درون‌تان، شما را به کمال‌گرایی تشویق می‌کند، اما مشکل از آنجایی آغاز می‌شود که این ندای درونی فریاد بزند که «این کار درست نیست! این کار به اندازه‌ی کافی خوب از آب درنیومده! خودت واقعا در مورد این نتیجه‌ی مزخرف چی فکر می‌کنی؟!» و دقیقا همین‌جاست که باید پریز کمال‌گرایی را بکشید. برای اینکه بتوانید با این قبیل پیام‌های منفی مقابله کنید، باید دست روی حقایق بگذارید. از خودتان سؤال‌های مختلف بپرسید و جواب‌های واقعی بدهید: «چه قسمتی از کار داره خوب پیش می‌ره؟ از چه قسمت‌هایی راضی‌ام؟ هدف کاری که دارم انجامش می‌دم چیه؟ دارم به این هدف نزدیک می‌شم یا نه؟» اگر با خودتان به این نتیجه رسیدید که اوضاع بر وفق مراد نیست، نباید تسلیم بشوید، بلکه باید از خودتان بپرسید که علت چیست. همین که بدانید چرا کارتان نتیجه نداده است، می‌تواند سرنخی باشد که قدم بعدی را از آنجا آغاز کنید.


۲. با پرهیز از قضاوت زودهنگام، تحمل‌تان را برای رشد و ادامه‌ی مسیر افزایش بدهید

کمال گرایی - با پرهیز از قضاوت زودهنگام تحمل‌تان را برای رشد و طی مسیر افزایش بدهید

همه‌ی ما عاشق آن لحظه‌ای هستیم که بنشینیم و نتیجه‌ی مطلوب کارمان را نظاره کنیم، اما واقعیت این است که خیلی از کارها زمان می‌برد تا در حد انتظارات‌مان خوب از آب دربیایند و به‌ همین خاطر ممکن است نتیجه‌ی بسیاری کارها در تلاش‌های ابتدایی با نتیجه‌ی دلخواه‌مان فاصله داشته باشد. بدانید هرکاری با صبر و ممارست به‌بار می‌نشیند. پس وقتی کار نیمه‌تمام‌تان را ارزیابی می‌کنید و خلأها و نواقص را می‌بینید، به‌جای اینکه با قضاوت زودهنگام به خودتان تلقین کنید که گویا قرار نیست به هدف برسید، به مسیرتان ادامه بدهید و مراحل بعدی کار را در پیش بگیرید. قسمت‌های نیمه‌تمام را نشانه‌ی شکست پروژه در نمای کلی فرض نکنید و بپذیرید این فقط بخشی از مسیر است. بدانید که همه‌ی مراحل کار به نوبه‌ی خودشان ارزشمند و حیاتی شمرده می‌شوند.


۳. وقت و انرژی خود را بیشتر به کاری اختصاص بدهید که روی نتیجه‌ی نهایی تأثیرگذارتر باشد

اگر گرفتار کمال‌‌گرایی شوید، حتی برای کوچک‌ترین جزئیات نیز باید بیش از اندازه‌ی لازم وقت صرف کنید. افراد کمال‌گرا گاهی به‌قدری درگیر توجه افراطی به جزئیات می‌شوند که اصل قضیه را فراموش می‌کنند. مثل کسی نباشید که جنگل می‌رود و چون فقط تک‌تک درختان را می‌بیند می‌پرسد که «پس خودِ جنگل کو؟!» این درحالی است که باید وقت‌تان را سهمیه‌بندی کنید و ببینید که هر قسمت از پروژه به چقدر زمان و توجه نیاز دارد. اگر احساس کردید که دارید زمان و توجه زیادی را به قسمتی از کار که لزوما نیازمند آن‌همه رسیدگی نیست اختصاص می‌دهید، حتما از خودتان بپرسید که آیا بهتر نیست وقت و انرژی خود را در قسمت دیگری از پروژه که نیازمند رسیدگی بیشتر است، صرف کنید. پرسش دقیق‌تر این است که آیا صرف زمان و انرژی بیشتر روی این قسمت از کار واقعا در نتیجه‌ی نهایی تفاوتی ایجاد می‌کند یا خیر. پس به‌جای اینکه همه‌ی توان خود را روی رسیدن به کمال و تمامیت در تک‌تک جزئیات بگذارید، ببینید که باید وقت و انرژی خود را کجاها صرف کنید تا به هدف اصلی پروژه نزدیک‌تر شوید.


۴. فقط به مقصد فکر نکنید، از مسیر هم لذت ببرید

خیلی از ما عادت کرده‌ایم که از کارِ درحال‌انجام لذت نبریم، چراکه با خودمان می‌گوییم: «وقتِ کِیف کردن ندارم، آخه باید این کار رو زودتر تمومش کنم.» اما اگر در انجام هر کاری (تدارک جشن تولد، نقاشی دیوار منزل یا مثلا تمرین متن سخنرانی) لذت یا هدف کارِ درحال‌انجام را پیدا کنید، احتمالا می‌توانید آن کار را باکیفیت‌تر انجام بدهید. اگر پرفشار و مضطرب کار کنید، میدان دیدتان تنگ‌تر و تنگ‌تر خواهد شد، تا جایی که ممکن است حالت وسواس پیدا کنید و درگیر جزئیات بی‌اهمیت شوید. اما کسی که از انجام کارش لذت می‌برد، میدان دیدش گسترده‌تر می‌شود و اشتیاقش در انجام کار باعث نتیجه‌ی بهتر خواهد شد.

۵. از تفکر «همه یا هیچ» دست بکشید و در عوض به مفهوم «بعضی» روی بیاورید

کمال گرایی - از تفکر «همه یا هیچ» دست بکشید و درعوض به مفهوم «بعضی» روی بیاورید

خیلی اوقات که احساس شکست و ناامیدی می‌کنیم و متقاعد می‌شویم که باید پروژه‌ی دردست‌انجام را کنار بگذاریم یا حداقل انجامش را به‌تعویق بیندازیم، علتش این است که یکی دو چیز در حد انتظارات‌مان خوب از آب درنیامده است و از این‌رو سریع نتیجه می‌گیریم که پس کل پروژه منتفی است. اما یک سؤال: آیا اگر فقط یکی دو برگ یا حتی قسمت کوچکی از شاخه‌‌ی یک درخت آسیب ببیند، عقلانی است که آن درخت را از ریشه قطع کنیم؟ بنابراین بهتر است که در نتیجه‌گیری‌هایتان از کلمه‌ی «بعضی» استفاده کنید و مثلا بگویید: «بعضی قسمت‌های کار داره خوب جواب می‌ده، اما یه قسمت‌هایی نه.» و سپس هردو قسمت را مدنظر قرار بدهید.

۶. بدانید که اهمیت کارِ درحال‌انجام فقط به زمان حال محدود می‌شود و برای همیشه ادامه نخواهد داشت

کمال گرایی - آیا اهمیت کارِ درحال انجام فقط به زمان حال محدود می‌شود یا برای همیشه ادامه خواهد داشت؟

یکی دیگر از موارد کاربرد مفهوم «بعضی» در این است که از خودتان بپرسید: آیا موفقیت این پروژه روی تمامی جنبه‌های زندگی شما تا آخر عمر تأثیر خواهد داشت یا فقط روی بعضی از جنبه‌های زندگی‌تان مؤثر خواهد بود و سایر جنبه‌ها بدون تأثیرپذیری از این قضیه به همان شکل سابق باقی خواهند ماند؟ افراد کمال‌گرا از این جهت تحت فشار قرار دارند که در هر کاری، چه پیش‌پا‌افتاده و چه مهم، از انتخاب کلمات متن سرمقاله گرفته تا انتخاب رنگ جوراب، کارِ درحال‌انجام را داری تأثیر و اهمیتی دائمی و پایدار می‌بینند. هیچ‌چیزی در زندگی بااهمیت‌ترین نیست، فقط اینکه بعضی چیزها نسبت به بعضی چیزهای دیگر بااهمیت‌تر شمرده می‌شوند و بعضی چیزهایی را هم که اهمیتی ندارند، چه بهتر که بی‌خیال‌‌شان شوید!


۷. به‌جای اینکه چشم‌تان را روی واقعیت ببندید، از اشتباهات‌تان درس بگیرید

اگر خودتان را به‌خاطر اینکه همه چیز به عالی‌ترین شکل ممکن از آب درنیامده است به باد سرزنش گرفته‌‌اید، لطفا الان چشم‌تان را روی واقعیت نبندید. مردم به‌ویژه در دنیای کسب‌وکار همیشه سعی می‌کنند تا از اشتباهات و همچنین موفقیت دیگران درس بگیرند تا در کار خودشان همان اشتباهات را تکرار نکنند. پس چرا شما که در صف اول نشسته‌اید و به همه چیز دسترسی دست‌ِاول دارید، خودتان اولین کسی نباشید که از اشتباهات خودتان درس می‌گیرید. فقط کافی است یک نفس عمیق بکشید و با شهامت به اشتباهات‌تان نگاه کنید. این تنها راه‌حل مطمئنی است که همان اشتباه را دوباره مرتکب نشوید.

۸. ارتباط برقرار کنید، اما مقایسه نه

خیلی از ما به‌خاطر مقایسه‌ی خودمان با کسانی که از آنها در ذهن‌مان اسطوره ساخته‌ایم، دچار کمال‌گرایی می‌شویم. این احساس کمال‌گرایی از آنجایی نشات می‌گیرد که زندگی فلان شخص به‌خصوص را ایدئال و بی‌نقص تصور می‌کنیم. اگر شما هم چنین عادتی را در خودتان سراغ دارید، بدانید که به‌جای این طرز فکرِ دور از واقعیت باید چشم‌تان را روی خودِ واقعی آن شخص باز کنید. شاید زندگی شخص موردنظر دارای جنبه‌های خیلی جذابی باشد، اما این واقعیت را فراموش نکنید که حتی چهره‌های معروف هم لحظات سختی در زندگی‌شان داشته‌اند که شما از آنها بی‌خبرید. پس اگر قرار است خودتان را مقایسه کنید، خودتان را با انسان‌های واقعی مقایسه کنید؛ نه‌فقط با تصاویر لحظات خاص‌شان. اما بهتر است که اصلا دست از مقایسه‌های این‌چنینی بردارید و از خودتان بپرسید که میل دارید کدام خصوصیت شخص مقابل را در خودتان داشته باشید. آیا ازدواجش، شغلش یا حس شوخ‌طبعی اوست که برای شما جذاب جلوه می‌کند؟ غبطه نخورید و خودتان را به‌‌خاطر نداشتن خصوصیت موردنظر نرنجانید. در عوض، به‌دنبال راهکاری باشید تا گونه‌ای از خصوصیات پسندیده‌‌ای را که در شخص مقابل می‌بینید، در خودتان پرورش بدهید.

خلاصه اینکه با کمال‌گرایی از بسیاری فرصت‌ها محروم خواهید شد و کارهایی را که می‌توانید خوب اما نه ایدئال انجام بدهید، هرگز به انجام نخواهید رساند. برای اینکه کمال‌گرایی از سرتان بیفتد، به هیچ نسخه‌ی عجیب‌وغریبی نیاز ندارید، فقط کافی است کمی طرز فکرتان را تقویت کنید یا تغییر دهید. قطعا به نفع خودتان و زندگی‌تان است که از قیدوبند کمال‌گرایی آزاد شوید تا ببینید چقدر در انجام کارها بهتر خواهید شد.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی

موفقیت و کسب و کار

۹ عادت مشترک آدم های پولدار که جالب است بدانید

منتشر شده

روی

به وسیله

آدم های پولدار و ثروتمند عادت هایی دارند که ممکن است برای شما هم جالب باشد. در ادامه ۹ عادت مشترک آدم های پولدار را به شما می گوییم

«تام کارلی»، محقق آمریکایی برای مدت پنج سال، عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت. او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی می کند و توضیح می دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می توان وضعیت مالی اش را پیش بینی کرد. او در تحقیقات خود درباره طبقه پولدار نوشته: «جالب این جاست که ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»

عادت مشترک آدم های پولدار چیست؟

حدود ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله هوله (junk food) مصرف می کنند و حدود ۹۷ درصد بی پول ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله هوله می خورند.

حدود ۸۰ درصد پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده اند و فقط ۱۲ درصد بی پول ها چنین کاری می کنند.

حدود ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می کنند ولی ۲۳ درصد بی پول ها اهل ورزش مرتب هستند.

حدود ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب های صوتی گوش می دهند ولی فقط ۵ درصد بی پول ها چنین عادتی دارند.

حدود ۸۱ درصد پولدارها کارهایی را که باید در طول روز انجام بدهند، فهرست می کنند ولی فقط ۱۹ درصد بی پول ها to-do list دارند.

حدود ۶۳ درصد والدین پولدار، بچه هایشان را مجبور می کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند و فقط ۳ درصد بی پول ها چنین عادتی دارند.

حدود ۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ می زنند تا تولدشان را تبریک بگویند ولی فقط  ۱۱ درصد بی پول ها چنین کاری می کنند.

حدود ۶۷ درصد پولدارها اهداف شان را روی کاغذ می آورند و فقط ۱۷ درصد بی پول ها از این کارها می کنند.

حدود ۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می گذرانند و فقط ۲ درصد بی پول ها چنین عادتی دارند.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

با این جملات، اعتماد دیگران را به دست آورید

منتشر شده

روی

به وسیله

به دست آوردن اعتماد دیگران برای بیشتر ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چرا که اثرات قابل توجهی در زندگی و روابط اجتماعی ما می تواند داشته باشد. بیان برخی جملات به ما کمک خواهد کرد که در روابط روزمره اعتماد همکاران، دوستان و حتی غریبه ها را به راحتی به دست آوریم. جملاتی در ادامه مطلب برایتان آورده ایم که با تکرارشان نه تنها اعتماد طرف مقابل را به دست خواهید آورید بلکه داشتن مکالمه ای مثبت و تاثیرگذار را تضمین خواهید کرد.

حرفت را می فهمم 

حتی اگر شما با دیدگاه طرف مقابل تان مخالف اید، به او نشان دهید که برای حرف هایش ارزش قائلید. در این شرایط، قبل از این که او را رد کنید، به او بگویید: «من به حرف های تو احترام می گذارم» سپس نظر خود را بیان کنید. در این صورت، نه تنها حس نادیده گرفتن شدن به او دست نمی دهد بلکه اعتمادش به شما نیز بیشتر می شود.

به نظر من… 

اگر می خواهید در مکالمه ای پیروز شوید، باید اعتماد طرف مقابل را به دست آورید. بیان جمله هایی چون «به نظر من…» یا «پیشنهاد دیگر…» به طرف مقابل تان این حس را منتقل می کند که شما انعطلاف پذیر هستید. اگر نشان دهید که یک زاویه دید بسته ای ندارید و می توانید موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنید، اعتماد طرف مقابل تان را به دست آوردید.

نظرت در این مورد چیست؟ 

شما باید نشان دهید که نظر طرف مقابل تان برای شما ارزشمند است. اگر از همان اول مکالمه نظر او را بخواهید، این اعتماد را به او داده اید اما اگر او فکر کند که شما قبل از پرسیدن نظر او، خودتان قضاوت کرده اید، او نیز نسبت به شما گارد می گیرد. بنابراین قبل از بیان نظر خودتان، حتما نظر طرف مقابل تان را هم بپرسید.

من چه کاری می توانم انجام دهم؟ 

با گفتن این که «من چه کاری می توانم انجام دهم» در واقع ثابت می کنید که شما نسبت به تغییرات مثبت انعطاف پذیرید. شما در یک مکالمه باید نشان دهید که برای ایجاد تغییرات مثبت در خودتان انگیزه لازم را دارید. در این شرایط نه تنها دیگران نظرات شان را راحت تر بیان می کنند، بلکه اعتمادشان به شما نیز چند برابر می شود.

من سراپا گوشم 

گفتن جمله «من سراپا گوشم» در ابتدای مکالمه، داشتن یک مکالمه موثر را تضمین می کند. در واقع شما نشان می دهید که تنها برای حرف زدن نیامده اید و به حرف های طرف مقابل تان نیز با دل و جان گوش می دهید.

بیان برخی جملات به ما کمک خواهد کرد که اعتماددیگران را به راحتی به دست آوریم‎

بابت ترافیک معذرت می خواهم 

تحقیقی نشان داده افرادی که در ابتدای مکالمه برای اشتباهی که مرتکب شده اند عذر خواهی می کنند، برای دیگران قابل اعتمادترند. در حقیقت شما با گفتن جملاتی مثل «ببخشید معطل شدی» یا «بابت ترافیک از شما غذرخواهی می کنم» با طرف مقابل تان همدردی می کنید و به او این حس را منتقل می کنید که در کنار او هستید نه در مقابل اش.

آن اشتباه من بود 

شاید فکر کنید که اشتباه کردن سابقه شما را پیش طرف مقابل تان خراب می کند، اما واقعا اینگونه نیست بلکه برعکس، شما با قبول کردن اشتباه تان، به او ثابت می کنید که پذیرای هر نقدی هستید و برای بهبود شخصیت تان تلاش می کنید. همین کار باعث می شود که طرف مقابل تان به شما اعتماد کند و او نیز در زمان خود، اشتباه اش را بپذیرد. تحقیقات نشان داده، افرادی که نمی خواهند نشان دهند که ایده آل کامل هستند، بسیار جذاب تر از آنهایی اند که دوست دارند خودشان را بی عیب و نقص نشان دهند.

می توانی کمک کنی؟ 

اگر در مواقعی که احتیاج به کمک دارید، از طرف مقابل تان بخواهید که به شما کمک کند، در واقع ثابت می کنید که شما به او اعتماد کرده اید. با این کار اعتماد او نیز به سمت شما جلب می شود و همکاری موفق تری را کنار هم در پیش خواهید داشت.

من به نظر تو اعتماد دارم 

پس از این که از طرف مقابل تان خواستید که کمک حالتان باشد، به او این فرصت را بدهید تا نظراتش را بیان کند. همین که او بداند می تواند در بعضی مسایل روی شما کنترل داشته باشد، یعنی این که اعتماد او را به دست آورده اید.

من بدون تو نمی توانم این کار را انجام دهم 

با گفتن این جمله شما به طرف مقابل تان نشان می دهید که به او اعتماد کرده اید و برای دریافت هر کمکی از جانب او آماده اید. در واقع با این کار شما رابطه خودتان را بر اساس اعتماد و نگاهی مثبت بنا کرده اید و به او نیز نشان می دهید که همکاری کلید موفقیت رابطه شماست.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

انقلابی که از مسیر ذهن می‌گذرد؛ خود را بکوبید و دوباره از نو بسازید

منتشر شده

روی

به وسیله

ما آسمانیم، اتفاق‌ها رعدو برق و برف و باران.آسمان همیشه هست، همیشه وسیع است، همیشه بزرگ است. آب‌وهوا می‌آید و می‌رود. نمی‌ماند. گذراست، تمام می‌شود. مهم است همیشه، حتی در توفان و بوران یادمان باشد که ما آسمانیم و هیچ‌چیز در جهان یارای نابود کردن ما را ندارد.

آسمانی بودن ما یعنی مشاهده‌گر بودنمان. مشاهده‌گر بودن فراتر از فکر کردن به خود است. مشاهده گری در واقع چیزی متفاوت از وضعیت عادی مغز و ذهن است.

فرقی نمی‌کند مدیتیشن، تمرین تمرکز یا خودشناسی می‌کنید، هر راهی که برای تبدیل شدن به یک مشاهده‌گر طی می‌کنید برای ایجاد تحولات درونی و قرار گرفتن در مسیر درست زندگی بسیار ضروری است.

وقتی توانایی مشاهده‌گر بودن را بدست بیاورید، متوجه می‌شوید چگونه به خود فکر می‌کنید و حتی می‌توانید رفتارهای خود را نیز زیر ذره‌بین ببرید.

فرد مشاهده‌گر از تمامی احساسات، افکار، انگیزه‌ها، هیجانات و رفتارهای خود آگاه است. این حالت با عملکرد معمولی مغز کاملا فرق دارد.

نگاه کردن به خود این‌طور نیست که شما در تراس بنشینید و ببینید مثلا برگ‌های درختان چگونه در معرض باد به زمین می‌ریزند. نگاه کردن به خود بسیار پیچیده و دشوار است و به تمرین زیاد نیاز دارد.

بسیاری از عواطف، احساسات و رفتارهای انسان به صورت خودکار روی می‌دهند به همین خاطر در بیشتر مواقع نمی‌دانیم این اتفاق‌ها چه زمانی صورت می‌گیرند. در اغلب مواقع انسان بدون توجه به احساس یا فکر، واکنش نشان می‌دهد.

زمانی که درگیر واکنش و عمل می‌شویم دیگر فرصتی برای فکر کردن نخواهیم داشت.

تنها زمانی که بتوانید مشاهده‌گر احساسات و رفتارهای خود باشید، می‌توانید روی عواطف، احساسات و واکنش‌های خود تسلط یافته و آنها را تحت کنترل بگیرید.

به‌طور مثال، اگر در معرض عصبانی شدن قرار دارید (یا هر رفتار تند دیگری)، باید سعی کنید که حرفی از دهان شما خارج نشود که بعدا پیشمانی به بار بیاورد.

از آنجایی که بسیاری از غضب‌ها و فوران‌های احساسی بسیار سریع روی می‌دهند، درست در زمان شکل‌گیری واکنش عصبی، وقتی که خرد و نیروی عقلانی شما از بین می‌رود، چگونه می‌توانید پا در میانی کرده و اوضاع را عوض کنید؟

شما فقط بعد از وقع حادثه متوجه می‌شوید که چقدر بد و ضعیف آن شرایط را مدیریت کرده‌اید. به همین خاطر، مهم‌ترین مساله در اینجا این است که تعداد گذرگاه‌های عصبی جدید در مغز را افزایش دهید تا مسئولیت تحت‌نظر گرفتن سیستم را به عهده بگیرند.

این مساله به ذهن و مغز شما کمک می‌کند تا راهی جدید برای غلبه بر روش‌های قدیمی پیدا کند.

گذرگاه‌های عصبی جدید در مغز زمانی بدست می‌آیند که شما چندین هفته برای ساخت و تکمیل آنها زمان صرف کنید. یعنی برای یافتن روش‌های جدید، باید تمرین کنید. پس از اینکه روش جدید ساخته و پرورده شد، تازه می‌توانید سیستم فکری و مغزی خود را تحت کنترل داشته باشید، کوچک‌ترین تلنگرها را ببینید و تشخیص دهید، وضعیت احساسی خود را از نگاه شخص سوم ببینید و بشناسید و به افکاری که پیش از فوران و داد و بیداد کردن شکل می‌گیرند سر و سامان بدهید و برایشان الگوی سالم تعریف کنید.

با تمرین خودسازی و شناخت خود می‌توانید توانایی خودمشاهده‌گری را افزایش دهید‎

خودمشاهده‌گری 

با تمرین خودسازی و شناخت خود می‌توانید توانایی خودمشاهده‌گری را افزایش دهید

وقتی به یک خودمشاهده‌گر تبدیل می‌شوید، یاد می‌گیرید چگونه علایم هشدار دهنده در درون خود و محیط اطراف را تشخیص داده و از بروز رفتارهای خشن، هیجانی و مملو از عصبانیت که تبعات منفی زیادی دارند، دوری کنید.

تا پیش از کشف و شناسایی این سیگنال‌ها، متوجه حضورشان نخواهید شد.

اغلب ما پس از وقوع حادثه و با مرور کردن ماجرا تازه متوجه این موانع و علایم هشداردهنده می‌شویم.

در هر شرایط و حالت روحی که باشید، وقتی طغیان شکل می‌گیرد، نشانه‌های آن ظاهر خواهد شد و هشدارهای لازم را خواهد داد. اگر مشاهده‌گر باشید، می‌توانید این نشانه‌ها را دیده و از بروز اتفاقات ناگوار پیشگیری کنید.

به این صورت که با در نظر گرفتن عواقب ناگوار یک حرف یا یک واکنش، سعی می‌کنید رفتار یا احساس خود را به مسیری دیگر هدایت کنید.

وقتی بتوانید قدرت منطق خود را با خودِمشاهده‌گر همگام کنید، شانس بیشتری برای کنترل افکار و رفتارهای نادرست خواهید داشت. خودِمشاهده‌گر به شما هشدار می‌دهد، منطق هم نتیجه رفتارها را برایتان تفسیر می‌کند و در نهایت، با عقل خود تصمیم درست را گرفته و اجازه می‌دهید خشم، عصبانیت، یا هرگونه رفتارهای تکانشی و تند از شما عبور کنند بدون اینکه واکنشی نشان داده باشید.

یعنی تفکرات منفی که برایتان شاخ و شانه می‌کشند را راحت‌تر انکار می‌کنید.

وقتی به یک خودمشاهده‌گر تبدیل می‌شوید، یاد می‌گیرید چگونه علایم هشدار دهنده در درون خود و محیط اطراف را تشخیص داده و از بروز رفتارهای خشن، هیجانی و مملو از عصبانیت که تبعات منفی زیادی دارند، دوری کنید.

در این روند سه بخش از مغز درگیر می‌شوند، دو بخش از آنها برای انکار و بخش سوم برای خروج عصبانیت فعالیت می‌کنند.

در اوایل مسیر شاید دو بخش انکار کوچک باشند و زیر پای عصبانیت له شوند. اما با گذر زمان و تمرین، این الگوها قوی و بزرگ خواهند شد طوری که به راحتی، رفتارها و جملات حاکی از عصبانیت را پشت سر گذاشته و بر آن غلبه خواهند کرد.

اگر این تمرین و روند رشد ادامه پیدا کند، به مرحله‌ای می‌رسید که می‌تواند داخلِ منبعِ عصبانیت و خشم را مشاهده کنید.

با تمرین خودسازی و شناخت خود می‌توانید توانایی خودمشاهده‌گری را افزایش دهید و به این ذهنیت عینی برسید که متوجه شوید ریشه و عامل اصلی واکنش‌ها و رفتارهای شما چیست.

برای رسیدن به جایگاه آسمان، باید تلاش و تمرین کنید‎

مزایای خود مشاهده‌گر بودن چیست؟

وقتی شما به مرحله خودمشاهده‌گر بودن برسید، می‌توانید لحظه‌های حساس زندگی و افکار خود را تشخیص داده و پیش از انجام هر کار اشتباهی، آن را انکار کنید.

مثلا اگر رفتار شخصی شما را عصبانی می‌کند، بلافاصله با دیدن علایم هشداردهنده، پیش از اینکه مغز بخواهد واکنش تند و تیزی از خود نشان دهد(که این کار ا با سرعت بسیار بالا انجام می‌دهد)، آن را انکار کنید. یعنی بی‌تفاوت از آن عبور کنید و بگذارید آن تفکر یا رفتار یا واکنش بدون اینکه اجازه فوران پیدا کند، رد شود و برود.

در این لحظه شما شاهد واکنش دومی خواهید بود، واکنشی که در پی انکار رفتار خودکار بدن ظاهر می‌شود و اجازه نمی‌دهد رفتارهای اتوماتیک از شما سر بزند.

در چنین لحظاتی است که انسان رشد می‌کند و می‌تواند از قالب‌های قدیمی و کهنه ذهن و مغز خود بیرون آمده و الگوها و رفتارهای تازه‌ای بسازد.

خود مشاهده‌گر ما مانند آسمان است و افکار و احساسات ما مثل آب‌وهواست. آب‌وهوا دائماً در حال تغییر است و حتی اگر خیلی هم بد باشد به آسمان صدمه نمی‌زند. قدرتمندترین رعدوبرق، شدیدترین طوفان و سردترین زمستان‌ها می‌آیند و می‌روند و آسمان همچنان پابرجاست. مهم نیست که این تغییرات چه هستند چراکه آسمان همیشه جایی برای آنها دارد به‌علاوه، دیر یا زود شرایط عوض می‌شود و آب‌وهوا تغییر می‌کند.

فکر کردن به خود کافی نیست. وقتی مغز معمولی در مورد ما فکر می‌کند اغلب حالت مقایسه‌ای دارد. مغز خودخواه انسان همیشه او را با دیگران یا با حالت ایده‌آلی که در ذهن دارید مقایسه می‌کند.

اینجاست که ارزیابی ما بر اساس نزدیکی یا دوری به استانداردهای ذهنی صورت می‌گیرد. و احتمال اینکه خودمان را قضاوت کنیم – بدون اینکه از این امر مطلع باشیم – هم زیاد است.

اینجاست که این تفکر در ذهنمان شکل می‌گیرد که دیگران چه فکری در مورد ما دارند یا چه برداشتی از رفتارمان خواهند داشت.

این تفکرات خودخواهانه است که به ما می‌گوید به اندازه کافی مدیتیشن نمی‌کنیم یا تمرینات ذهنی خود را درست انجام نمی‌دهیم. شاید این افکار شبیه مشاهده‌کردن به نظر برسند، اما واقعا این طور نیستند. اینها انتقادهای از پیش تعیین شده هستند. نتیجه چنین تفکراتی، بدتر شدن اوضاع است.

وقتی همچون نظاره‌گر ممتنع رفتار می‌کنیم، متوجه مسایل متفاوتی خواهیم شد. متوجه می‌شویم این افکار از وجود و احساساتی که می‌سازند، ریشه می‌گیرند.

در مراحل بالاتر هوشیاری و خودشناختی ممکن است به این نتیجه برسیم که نسخه ایده‌آل‌سازی‌شده در پس‌زمینه ذهن ما به عنوان وسیله‌ای برای مقایسه استفاده می‌شود.

ممکن است به این نتیجه برسیم که می‌توان زمانی را در یک مکان ساکت نشست و مکاشفه کرد و سپس احساسات، افکار و رفتار ما چگوه به یک ایده واکنش نشان می‌دهد.

مشاهده‌گر بودن را بیاموزید

وقتی خود به عنوان زمینه در نظر گرفته می‌شود، به این معناست که خویشتن واقعی افراد برابر با افکار، احساسات و حس‌های بدنی در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه برابر با خود شخص در نظر گرفته می‌شود، شخصی که این تجارب را داراست و متوجه آنهاست اما درگیر آنها نیست

تمرین آگاهی و تمرکز

در آخر هم برای اینکه بدانید چگونه می‌توان تمرکز کرد و آگاهی بیشتری کسب کرد توصیه می‌کنیم در یک مکان آرام بنشینید و همزمان با دم و بازدم، به همه اتفاق‌هایی که در ذهن و مغز و بدن شما روی می‌دهند توجه کنید.

سپس روی مسایلی تمرکز کنید که سعی دارند حواس شما را از مشاهده روند تنفس پرت کنند. این بهترین تمرین برای توسعه مهارت مشاهده گر بودن است.

به این نکته توجه داشته باشید که ضمیر و باورهای ناخودآگاه شما ممکن است موانع زیادی را سر راه تمرین‌های خودمشاهده‌گر بودن بگذارند.

همچنین به یاد داشته باشید که تمرینات اشخاص با هم فرق دارد و نمی‌توان برای همه یک نسخه پیچید. اما مساله مشترک و مهم این است که بدانید بدون تمرین و پشتکار نمی‌توان خود را از اتاق فکر بیرون بکشید و از بالا نظاره‌گر افکار، احساسات و رفتارهای خود باشید.

برای رسیدن به جایگاه آسمان، باید تلاش و تمرین کنید. این تمرین همانند یادگیری رانندگی است. شما وقتی هنوز بدرستی با قواعد رانندگی آشنا نیستید، در خیابان‌های پهن و خلوت تمرین می‌کنید و سپس به تدریج وارد فضاهای پر تردد می‌شوید.

زیر نظر گرفتن افکار و رفتارها هم همین‌طور است. اول از افکار ساده و کوچک شروع کنید و پس از اینکه توانستید آنها را کنترل کنید، سپس سراغ نمونه‌های سخت همچون خشم، عصبانیت یا تفکرات منفی و خطرناک خود بروید.

یادتان باشد شما آسمان هستید و افکار، رفتار و احساسات شما وضعیت آب‌وهوایی هستند. بدترین شرایط آب‌وهوایی هم نمی‌تواند آسمان را از بین ببرد. پس همیشه باید هوشیار و امیدوار باشید.

ادامه ی خواندن
آگهی
چهره‌ها و عکس‌ها1 ماه پیش

به مناسبت ۳۱ اکتبر جشن هالووین | عکس های دیدنی از گریم جشن هالووین

چهره‌ها و عکس‌ها1 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۸) از اعتراض هنرمندان به پخش نشدن ۹۰ تا توصیه شیلا خداداد  به نگاه کردن!!!

چهره‌ها و عکس‌ها1 ماه پیش

واکنش جالب افراد مشهور به حضور پرسپولیس در فینال آسیا | از مهناز افشار و شوهر استقلالی اش تا مهراوه شریفی نیا!

چهره‌ها و عکس‌ها1 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۹) از ترانه علیدوستی در ژاپن تا بهنوش طباطبایی در نمایشگاه بزرگمهر حسین پور!!!

احادیث و سخن بزرگان1 ماه پیش

احادیث تصویری در باب سبک زندگی

کلیپ دیدنی‌ خواندنی‌2 ماه پیش

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی (۱۰۹)

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۴) از خاطره ویدا جوان و سانسورچی تا سنگ تمام شیلا خداداد برای تولد همسرش!!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۷) از مهناز افشار در گرگان تا مدلینگ بهنوش طباطبایی!!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۵) از الناز شاکردوست در یک جای خطرناک تا مهناز افشار و آهو خانم !!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۶) از سمانه پاکدل و قشنگی های پاییز تا شهاب حسینی و خانواده !!!

آگهی

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com