با ما ارتباط برقرار کن

موفقیت و کسب و کار

مهمترین وظایف مدیرعامل چیست؟

مدیرعامل، نقشی کلیدی در هدایت سازمان به سمت پیروزی و موفقیت دارد. اگر وظایف مدیرعامل به خوبی اجرا شود…

منتشر شده

روی

عکس:

بینش راهبردی از مهم‌ترین وظایف مدیرعامل است. مدیرعاملان، بسته به اینکه سازمان و شرکتی که در آن فعالیت می‌کنند مربوط به کدام بخش کسب‌وکار است، مأموریت‌ها، اهداف و محصولات از چه قرار است و… باید امور متنوع و متفاوتی را مدیریت کنند که در راستای منافع سازمان پیش برود. اندازه‌ی سازمان و شرکت نیز در نوع فعالیت‌های مدیرعامل تأثیرگذار است. در هر حال، مدیرعامل بالاترین فرد از نظر درجه‌بندی شغلی است. شرح شغلی، وظایف مدیرعامل به طور روزانه و… برای مدیران عامل سازمان‌ها متفاوت است. اما چهارچوبی کلی به‌عنوان وظایف مدیرعامل وجود دارد که در ادامه‌ی آن را شرح خواهیم داد. با ما همراه باشید:

چهارچوب کلی وظایف مدیرعامل

از وظایف کلی مدیرعامل می‌توان به خلق، برنامه ریزی، پیاده‌سازی و یک‌پارچه کردن مسیرهای راهبردی سازمان اشاره کرد. یعنی در حیطه‌ی وظایف مدیرعامل، نظارت و مسئولیت تمام اجزا و بخش‌های سازمان وجود دارد.

وظایف کلی مدیرعامل

مدیرعامل باید نسبت به این موضوع مطمئن باشد که به رهبری سازمان بر محیط رقابتی داخلی و خارجی کاملا واقف است، فرصت‌های توسعه، مشتریان و بازارها را به‌خوبی می‌شناسد و با توسعه‌ی صنایع جدید و استاندارها مأنوس است.

در سازمانی نوعی، یکی از وظایف مدیرعامل گزارش دادن به هیئت‌مدیره است. در سازمان‌های دولتی نیز مدیرعامل وظیفه‌ی مدیریت سازمان یا واحدی از بخش‌های مختلف ارگان‌های دولتی را اداره می‌کند و باید درباره‌ی فعالیت‌های خود به نماینده‌ی دولت مانند فرمان‌دار و… گزارش بدهد. مدیرعامل از سوی هیئت‌مدیره اختیارات خود را کسب می‌کند.

مدیرعامل می‌تواند صاحب کسب‌وکار نیز باشد و آن را راه‌اندازی کرده باشد. از این رو، نسبت به کسب‌وکار تعهدی جدی از جانب او وجود خواهد داشت یا ممکن است مدیرعامل از سهام‌داران مجموعه تحت مدیریت خود نیز باشد. در این شرایط، هیئت‌مدیره‌ای نیز وجود دارد اما اقتدار آن اسمی و مشاوره به مدیرعامل است.

فرقی نمی‌کند که مدیرعامل هم در جایگاه ریاست فعالیت دارد هم در جایگاه مدیریت عامل، در هر حال صدور فرمان و مدیریت کلی وظیفه اوست و بنا به نیازهای سازمان، باید امور مختلف را سروسامان بدهد. بنابراین وظایف مدیرعامل از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت خواهد بود.

مانند تمام سطوح دیگر مدیریتی در سازمان، شروع فعالیت و نقش مدیرعامل بر اساس اصولی پایه‌ای درباره‌ی مسئولیت‌های شغلی همراه است. هر مدیرعامل وظایف، مسئولیت‌ها و پاسخ‌گویی را از قرار زیر متعهد می‌شود:

مسئولیت‌های مدیرعامل

انواع وظایف مدیرعامل

  • ایجاد، ترویج و اجرای چشم‌انداز سازمانی، رسالت و هدایت عمومی و کلی سازمان. هدایت سازمان به سمت توسعه و اجرای راهبردهای کلی سازمان.
  • هدایت، راهنمایی، رهبری و ارزیابی فعالیت سایر رئیسان، قائم‌مقام‌ها و مدیران بر اساس ساختار گزارش‌دهی و ارزیابی سازمان. در ارزیابی امور مربوط به مدیران، مدیرعامل باید مطمئن شود که برایدست‌یابی به اهداف و دستاوردهای مختلف، امور از صافی راهبردی سازمان گذر می‌کنند یا خیر.
  • در صورت لزوم، درخواست مشاوره و راهنمایی از هیئت‌مدیره.
  • تنظیم و اجرای برنامه‌ریزی راهبردی برای هدایت مدیران سازمان. اطمینان حاصل کردن از اینکه در برنامه‌ریزی، ورودی‌ها به شکلی صحیح و معنادار بررسی و در طرح و برنامه گنجانده شده‌اند؛ به طوری‌که شکست و عقب‌گردی در اجرای طرح و برنامه متوجه سازمان نخواهد شد.
  • پیش‌بینی تکمیل و پایان عملیات سازمانی در راستای برنامه‌های راهبردی تعیین‌شده. به عبارت دیگر، توجه به طراحی سازمان، به شکلی که عملیات مختلف را حمایت و تجهیز کند.
  • ارزیابی موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف؛ اطمینان حاصل کردن از اینکه تمام اهداف راهبردی سازمانی سنجش‌پذیر هستند و نتایج می‌تواند به شکل تصویری و با توافق تیمی به‌اشتراک گذاشته شود.
  • توجه به محیط رقابتی بیرونی و درونی، فرصت‌های توسعه، مشتریان، بازار، توسعه‌ی صنایع جدید و استانداردهای تازه و… ؛ تلاش برای یافتن فرصت‌های بالقوه رشد یا فروش با هدف ارزش‌آفرینی برای ذی‌نفعان.
  • مشارکت دادن و نمایش فعالیت‌های حرفه‌ای سازمان و امور مرتبط با حوزه‌ی مسئولیت اجتماعی در سطح محلی، استانی و ملی. سایر مدیران در صورت تمایل و یا تعیین وظیفه برای آنها می‌توانند در این مقوله مشارکت داشته باشند.
  • مشارکت در رویدادها و برنامه‌های مرتبط با صنعت؛ این حضور باعث حسن شهرت و تقویت مهارت‌های مدیرعامل می‌شود. مدیرعامل باید مطمئن شود که تمام کارکنان به اهمیت این مشارکت آگاه هستند و برایموفقیت سازمان در این راستا تلاش می کنند.
  • نمایش و به‌کارگیری رهبری برای هدایت رسالت سازمان به سوی موفقیت؛ این رهبری شامل تعیین چشم‌اندازی مناسب، جذب نیروهای سازمانی و توجه به تمام ابعاد رهبری برای رسیدن به موفقیت می‌شود.
  • همکاری با نیروهایی که مدیرعامل را در اجرای وظایفش حمایت و یاری می‌کنند؛ مدیرعامل باید برای موفقیت سازمان تمام وظایفی را که در شرح شغلی او آمده است، به کمک نیروهای مناسب اجرا نماید.
  • مدیرعامل باید فضای سازمان را به سمت سازمانی یادگیرنده پیش ببرد. به طوری‌که تمام اعضا، فرصت رشد و یادگیری مداوم مهارت‌ها و دانش را داشته باشند. تنها با رشد و توسعه فردی نیروها در سازمان، امکان دست‌یابی به موفقیت وجود خواهد داشت.
  • مدیرعامل باید به سایر مدیران اطلاع‌رسانی‌های لازم را درباره‌ی ارزیابی عملکرد به روش‌های مختلف انجام دهد. این ارزیابی می‌تواند در قالب‌های مختلف مانند نظارت و هدایت، سیستم پاداش‌دهی یا وضع قوانین انضباطی عملکرد مدیران را بررسی کند. در صورت وجود نداشتن برنامه‌های ارزیابی و پاسخ‌گویی نیروها، مدیرعامل با سازمانی روبه‌رو خواهد بود که در آن بهانه‌تراشی و فرار از مسئولیت وجود دارد و نتیجه‌ی این کوتاهی خدمت‌ها به شکل ناکامی دامان تمام نیروهای کاری را خواهد گرفت.

مدیرعامل، نقشی کلیدی در هدایت سازمان به سمت پیروزی و موفقیت دارد. اگر وظایف مدیرعامل به خوبی اجرا شود، سازمان در جهت سود و رونق بیشتر حرکت خواهد کرد و اهداف مثبت یکی پس از دیگری به وقوع می‌پیوندند.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی
loading...

موفقیت و کسب و کار

چگونه با انتقاد برخورد کنیم؟

منتشر شده

روی

به وسیله

مجله دوستم | موفقیت و کسب و کار – هیچ‌کس انتقاد را دوست ندارد اما بعضی از ما نسبت به آن خیلی حساسیم. آیا وقتی رئیس‌تان می‌گوید در طول جلسات ساکت باشید، آن را به خود می‌گیرید؟ آیا وقتی کودک‌تان بهانه‌گیری و گریه و زاری می‌کند و کسی به شما نگاه داورانه می‌اندازد، تمام روزتان خراب می‌شود؟ آیا وقتی مشتری پیشنهاد شما را رد می‌کند احساس شکست می‌کنید؟

برای کمال‌گراها، نقد و انتقاد مثل این است که ضعف‌ها و عیب‌ها افشا شده باشند. شما به سختی تلاش می‌کنید تا کاستی‌های‌تان را بپوشانید، و برای‌تان بسیار دردناک است که رو شوند.

نسبت به انتقاد چه واکنشی نشان می‌دهید؟ بعضی از افراد گویی می‌توانند به انتقاد بی‌اعتنایی کنند. دیگران ممکن است این انتقاد را درونی کرده و عمیقا باورکنند که واقعی است. شما ممکن است گریه کنید و احساس بی‌ارزش بودن به شما دست بدهد. در نتیجه فرصت‌های کمتری داشته و “جانب احتیاط” را همیشه نگه خواهید داشت. بعضی‌ها با خشم و حالت تهاجمی برخورد می‌کنند.

انتقاد حقیقت زندگی است. اگر قرار باشد کاری انجام دهیم، باید ریسک انتقاد را هم بپذیریم.

برای مورد انتقاد قرار نگرفتن فقط یک راه وجود دارد: کاری نکنیم، چیزی نگوییم و چیزی نباشیم. – ارسطو

روشن است که چیزی نگفتن و کاری نکردن استراتژی خوبی برای کنارآمدن با انتقاد نیست. هرچیزی تاحدودی ریسک دارد و با ریسک کردن این احتمال وجود دارد که دیگران کاری را که می‌کنیم دوست نداشته و یا نپذیرند.

از آنجایی‌که نمی‌توانیم از انتقاد اجتناب کنیم، پس باید یاد بگیریم چگونه به آن واکنش نشان دهیم.

کنار آمدن با انتقاد criticized

چگونه با انتقاد و نکوهش کنار بیاییم؟

  1. منبعش را پیدا کنید. آیا برای عقیده فرد منتقد ارزش قائل هستید؟ آیا می‌توانید او را در قالب “مفید” یا “مضر” قرار دهید؟ نقد و انتقاد از سوی یکی از اعضای نزدیک خانواده باید نسبت به انتقاد از سوی یک غریبه از ارزش بیشتری برخوردار باشد.
  2. این انتقاد از چه نوعی است؟ برخی انتقادها معنایی واضح دارند. بعضی دیگر از انتقادها سازنده هستند. انتقاد سازنده، حمله شخصی نیست، بلکه باید کمک‌کننده بوده و شما را به‌سمت پیشرفت سوق دهد نه‌اینکه تضعیف یا گمراه‌تان کند.
  3. نسبت به رشد و بهبود دید باز داشته باشید. برای یادگیری و تغییر انعطاف داشته باشید. به‌جای توجه به منفی‌ها، انتقاد را به‌عنوان فرصتی برای رشد فردی تلقی نمایید.
  4. چیزی را که واقعیت ندارد رها کنید و به خودتان نگیرید. اگر انتقادی واقعا ارزشمند نیست، حواس‌تان را متوجه چیز دیگری کنید. رو آن دوئل نکنید و بیش از حد هم تحلیلش ننمایید. سعی کنید باور داشته باشید که این انتقاد ممکن است درست نباشد و روی نقاط قوت‌تان متمرکز شوید. همه انتقادها واقعا هم به شما مربوط نمی‌شوند بلکه ممکن است بازتابی از حسادت، احساس عدم اطمینان و یا نارضایتی شخص دیگری باشند.
  5. احساسات خودتان را حس کنید. به خودتان اجازه دهید احساس رنجش یا خشم داشته باشید. انکار کردن یا سرکوب احساس‌تان فایده‌ای ندارد. درموردش حرف بزنید، یا بنویسید، و یا اجازه دهید چیزی از خود بروز دهند. سپس حرکت کنید.
  6. با خودتان مهربان باشید. برای حس این احساسات نامناسب و سخت، با خودتان مهربان باشید. با خودتان معامله کرده و شروع کنید به گفتگوی مثبت با خودتان مثلا “این انتقاد آزاردهنده بود اما چیزی از من کم نمی‌کند.”

شما نمی‌توانید اجازه دهید تحسین یا انتقاد به شما وارد شود یا نه، اما اسیر و گرفتار هر کدام از این‎ها شدن نشانه ضعف است. جان وودن

معیار ارزش فردی شما این نیست که چندنفر شما را دوست دارند، کارتان چیست، یا چه انتخاب‌هایی می‌کنید. نسبت به بازخورد آنهایی که مورداحترام‌تان هستند دیدِ باز داشته باشید اما این را هم بدانید که نمی‌توانید همه را راضی کنید و هیچ ایرادی هم ندارد.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟

منتشر شده

روی

به وسیله

مجله دوستم | موفقیت و کسب و کار

در این مقاله مجله Success، سونیا تامپسون هفت راه برای افزایش پشتکار و مقاومت در هنگام برخورد با سختی ها را معرفی می کند. تا به حال پیش آمده که احساس کنید ریه هایتان در حال منفجر شدن است؟ تا به حال حسی شبیه به احساسی که من در کوهپیمایی به ماچو پیچو داشتم پیدا کرده اید؟

این شهر باستانی در ارتفاع ۲۴۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و گروه کوهنوردی من صعود خود را با اشتیاق از ساعت ۵ صبح شروع کرد. من در پشت گروه تنها باقی ماندم، و بیش از ۱۱۰۰ متر تا انتهای مسیر باقی مانده بود.

هرگز تصور نمی کردم که این سفر تا این حد دشوار باشد. من به صورت مرتب ورزش می کردم، ولی این مرا برای چنین ارتفاعی آماده نکرده بود. انگار که نمی تواستم هوای کافی برای نفس کشیدن پیدا کنم.

من می خواستم تسلیم شوم. بدن من التماس می کرد که توقف کنم. ذهن خسته ام نیز هینطور. ولی من پافشاری کردم، و به نوک قله رسیدم. ریه ها و قلبم هم سالم باقی ماندند.

این ها هفت چیزی هستند که به من کمک کرد تا در آن روز به حرکت ادامه دهم، در حالی که همه چیز در درونم از من می خواست که تسلیم شوم. اگر شما در موقعیتی قرار گرفتید که می خواهید تسلیم شوید، این درس ها می تواند به شما نیز کمک کند.

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟

۱. هر چیز دیگری را نادیده بگیرید. 

در ابتدای صعود، من فقط آدم ها را می دیدم که از من جلو می زدند. هر دفعه که کسی را می دیدم که به آسانی کوهپیمایی می کرد، احساس بدی در مورد خودم پیدا می کردم. ولی وقتی که دست از نگرانی برداشتم و از مقایسه سفر هر کس دیگر با سفر خودم دست برداشتم، شروع به تمرکز روی مأموریت خودم و چگونگی رسیدن به آن کردم.

هنگامی که برای رسیدن به رویاهایتان تلاش می کنید، ممکن است به آسانی حواستان پرت شود وقتی که می بینید دیگران آسان تر، سریع تر و بهتر از شما به اهدافشان دست پیدا می کنند. این موضوع شاید باعث شود که احساس بی لیاقتی کنید و از پیشرفت خود ناراضی باشید. ولی وقتی قصد فتح هدفی را داشته باشید، اتفاقاتی که برای دیگران می افتد و توانایی شما در حرکت به جلو را کاهش می دهد کاملاً بی ربط است.

زمانی که با مسئولیت دشواری سر و کار دارید، به تمام انرژی که بتوانید جمع کنید احتیاج دارید. سعی کنید آن انرژی را به نقطه ای معطوف کنید که شما را به جلو ببرد.

۲. بزرگترین حامی خود شوید. 

زمانی که من کوهپیمایی را شروع کردم، تنها نبودم. ولی ظرف ۱۰ دقیقه، از بقیه جا ماندم و تنها شدم. در ابتدا عصبانی بودم که همراهانم مرا هنگامی که به کمک نیاز داشتم تنها گذاشتند. ولی بعد متوجه شدم که بار من را قرار نبود آن ها به دوش بکشند.

اگر چه داشتن کسانی در اطرافتان که به شما انگیزه دهند و حمایتتان کنند می توانند انرژی بخش باشد، ولی داشتن چنین افرادی یک نعمت است، و نه یک الزام. این درس مرا قادر ساخت که به درون خودم نگاه کنم و قدرت و عزم راسخ برای ادامه حرکت را پیدا کنم. من با هر قدم شروع به تشویق کردن خودم کردم.

گاهی وقت ها در جاده به سمت موفقیت، شما مجبورید که تنها حرکت کنید. اگر خود را در چنین موقعیتی یافتید، راهی پیدا کنید تا به خودتان چیزی را بدهید که برای ادامه دادن نیاز دارید.

۳. قدردان موهبت های کوچک باشید. 

من پیش از طلوع خورشید شروع به کوهپیمایی کردم. همانطور که مشغول صعود بودم، شروع به نگاه کردن به کوهستان کردم و نگاهی گذرا به زیبایی های اطرافم انداختم. صحنه ای جادویی بود. در حین توقف هایی که برای نفس گرفتن داشتم، من از موهبت دیدن طبیعت و زیبایی آن شگفت زده شده بودم. در آن لحظات، هیچ اهمیتی به دشواری راهم نمی دادم. به شدت مشغول قدردانی برای بودن در آن لحظه بودم.

آسان است که تمام تمرکز خود را معطوف رسیدن به هدف نهایی خود کنید. ولی اگر تنها چیزی که بتوانید ببینید مقصد نهایی تان باشد، زیبایی مسیر در طول راه را از دست خواهید داد. تجربیات نو و سورپرایزهای خوشایند انرژی تقویتی مورد نیاز برای ادامه دادن به حرکت را فراهم می کند.

برخورد با مشکل

وقتی که برای دستیابی به اهدافتان تلاش می کنید، موانع زیادی در طول راه وجود دارد

۴. روی قدم بعدی تمرکز کنید. 

وقتی فکر می کردم که چقدر فاصله زیادی مانده تا به قله کوه برسم، کاملاً ناامید می شدم. به همین خاطر هدف خود را به چند مرحله کوچکتر تقسیم کردم تا قدم های بعدی من قابل کنترل شود. پیش خود فکر می کردم، «فقط یک قدم دیگر بردار. بسیار خُب، حالا فقط به آن سنگ ها برس. خیلی خُب، وقتی به آن نیمکت رسیدی می توانی توقف کنی و برای چند دقیقه استراحت کنی.»

زمانی که هدف شما بیش از حد بزرگ به نظر برسد، شاید غیر ممکن به نظر برسد. با تقسیم کردن هدف خود به تکه های کوچک، می توانید خود را در حرکت نگه دارید و جهش ایجاد کنید.

۵. ساعت خود را کنار بگذارید. 

پیش از کوهپیمایی، خوانده بودم که اکثر افراد در حدود ۴۵ تا ۶۰ دقیقه به قله ماچو پیچو می رسند. رسیدن به قله برای من زمان بیشتری طول کشید. وقتی روی زمانی که «قرار بود» طول بکشد تمرکز می کردم، از دست خودم عصبانی می شدم که چرا به اندازه کافی ماهر یا سریع نیستم. ولی برای هیچ کس اهمیتی نداشت که چقدر طول کشید تا به قله برسم، و خود من هم نباید اهمیتی می دادم. تنها چیزی که اهمیت داشت کامل کردن مسیرم بود.

وقتی که برای رسیدن به اهدافتان تلاش می کنید، دست از نگاه کردن به ساعت بردارید. خودتان را در مقایسه با کسی یا چیزی دیگر اندازه گیری نکنید. این کار فقط باعث می شود که حواستان از تمرکز روی چیزی که همین الان باید انجام دهید تا به جلو پیش بروید، پرت شود.

۶. به دنبال راه خروج نباشید. 

تمام کسانی که به ماچو پیچو می روند کوهپیمایی نمی کنند. شما می توانید مستقیماً اتوبوسی به سمت قله سوار شوید و خودتان را از خستگی احساسی و فیزیکی نجات دهید. در اوایل صعودم، من به این فکر می کردم که از ادامه مسیر منصرف شوم و یا سوار یکی از آن اتوبوس ها در مسیرم به قله شوم.

وقتی که درد و رنج شما به حداکثر برسد، طبیعی است که بخواهید آن را از بین ببرید. ولی وقتی که زمانی بگذارید تا به دنبال راهی برای خروج از مسیرتان باشید، انرژی ارزشمندی را از دست می دهید که می تواند به شما کمک کند تا برای رشد بلند مدت، بر رنج و سختی زودگذر غلبه کنید.

۷. محدودیت های خود را قبول کنید. 

من لازم بود که با خودم روراست باشم. من به سختی نفس می کشیدم و نمی توانستم همگام با گروه پیش بروم. گذاشتن حداکثر انرژی برای اینکه گام های سریع تری بردارم خیلی کمکی به من نکرد. مسیر من لازم بود که متفاوت باشد، و این موضوع کاملاً قابل قبول است. بعد از اجرای استراتژی جدیدم، مسیر برایم کمتر طاقت فرسا بود.

مسیر شما به سمت موفقیت شاید شبیه به هیچ کس دیگر به نظر نرسد. این کاملاً قابل قبول است. شرایط هر کسی متفاوت است. در عوض بپذیرید که کجا قرار دارید، تا بتوانید به خودتان چیزی را بدهید که برای موفق بودن لازم دارید.

وقتی که برای دستیابی به اهدافتان تلاش می کنید، موانع زیادی در طول راه وجود دارد. هنگامی که مسیر دشوارتر از چیزی شود که به آن عادت دارید، آسان است که دست های خود را به نشانه تسلیم بالا ببرید و کنار بکشید.

ولی اگر این درس ها را دنبال کنید، می توانید قدرت لازم برای ادامه دادن به حرکت در میان دشواری ها را پیدا کنید. و زمانی که پافشاری کنید، به پاداشی که ارزش آن همه تلاش را داشت دست پیدا خواهید کرد.

 تسلیم نشوید.

منبع: برترین ها

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

کره جنوبی چطور پیشرفت کرد؟

منتشر شده

روی

به وسیله

مجله دوستم | موفقیت و کسب و کار
این جا صف خرید دلار وسکه نیست!

این ها مردم کره جنوبی هستند که درسال ۱۹۹۸ وقتی فهمیدند با بحران اقتصادى روبه رو هستند، طلاهایشان رابه دولت کمک کردن و ۲.۲ میلیارد دلار جمع شد!

البته باید دید چرا مردم کره جنوبی اینطور به دولتشان خاطرجمعی کامل دارند؟!

 

دلیل این همه ی پیشرفت اقتصادی کره جنوبی طی سال های‌ اخیر چیست؟ چگونه کره جنوبی غول خودروسازی شد؟

 

کره جنوبی چطور اینقدر پبشرفت کرد ؟

کره جنوبی که با نام رسمی جمهوری کره «به کره‌ای: 대한민국» نیز شناخته میشود، کشوری است دربخش جنوبی شبه‌جزیره کره در شرق آسیا. پایتخت ان شهر سئول است.

 

این کشور از شمال با کره شمالی همسایه است. از غرب از طریق دریای زرد همسایه چین است و از جنوب شرقی از طریق تنگه کره با ژاپن در ارتباط است.

 

کره جنوبی چطور پیشرفت کرد؟

علت پیشرفت کره جنوبی

تاریخ کره به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. بررسی‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد اولین انسان‌ها در ان زمان در شبه‌جزیره کره ساکن شدند.

 

به گزارش مجله دوستم کره جنوبی کشوری نیمه کوهستانی است که ارتفاعات ان عمدتا در نواحی مرکزی و شمال شرقی واقع شده‌اند. جلگه‌ها و جنگل‌ها در ان وسعت زیادی دارند. آب و هوای ان گرم و مرطوب و پرباران است.

 

این کشور در فاصله سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۵ تحت سلطه ژاپن بود. درسال ۱۹۴۸ بنیان جمهوری کره جنوبی نهاده شد. در پانزدهم اوت این سال کره‌جنوبی تشکیل شد و سینگمان ری بعنوان اولین رئیس جمهور ان انتخاب شد که تا سال ۱۹۶۰ حکومت کرد.

کره جنوبی چطور پیشرفت کرد؟

دلایل پیشرفت کره جنوبی

 

در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۵۰ به دنبال چند ماه تشنج، سرانجام نیروهای کره شمالی به کره جنوبی حمله‌ور شدند.

 

در بیست و هفتم ژوئن همان سال شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد که سپاهیان تعدادی از کشور های عضو برای مقابله با قوای کره شمالی به منطقه خواهند شتافت.

 

جنگ شدت گرفت و قوای کره شمالی عقب رانده شد. مذاکرات ترک مخاصمه ازسال ۱۹۵۱ آغازشد اما بعلت اختلافات و مشکلات فراوان تا ژوئیه ۱۹۵۳ نیز ادامه یافت.

کره جنوبی چطور پیشرفت کرد؟

الگوی توسعه کره جنوبی

کرهٔ جنوبی دومین رشد سریع اقتصادی دنیا در ۴ دههٔ اخیر را دارا میباشد. این پیشرفت قابل توجه که کرهٔ جنوبی را در کمتر از نیم قرن بدل به کشوری پیشرفته وثروتمند نمود ؛ اغلب معجزهٔ رودخانهٔ هان نامیده میشود ودر مجامع بین المللی صفت “ببر آسیاً را برای این کشور به ارمغان آورده‌است. امروزه اقتصاد موفق کرهٔ جنوبی الگویی برای تعداد زیادی از کشور های رو به پیشرفت‌است.

 

کرهٔ جنوبی اکنون دارای اقتصاد توسعه یافتهٔ چندین هزار میلیارد دلاری است و یکی از اعضای OECD می باشد و توسط بانک جهانی جزءاقتصادهای با در آمد بالا و از دیدگاه IMF و CIA بعنوان یکی اقتصادهای پیشرفته طبقه بندی شده‌است ودر همین راستا سئول، پایتخت این کشور یکی از ده شهر برجستهٔ اقتصاد ی و مالی جهان است. کرهٔ جنوبی به رغم کمبود منابع طبیعی و دارابودن کمترین مساحت در بین کشور های گروه G ۲۰ بعنوان یکی از اقتصادهای قدرتمند دنیا تلقی می شود.

قتصاد کرهٔ جنوبی، چهارمین اقتصاد بزرگ آسیا و سیزدهمین در دنیاست. همانند کشور آلمان غربی و ژاپن ؛ صنعتی سازی سریع از دههٔ ۱۹۶۰ کرهٔ جنوبی رابه یکی از بزرگ ترین کشور های صادر کننده در جهان تبدیل نمود.

 

این کشور هفتمین شریک بزرگ تجاری آمریکاست. کرهٔ جنوبی دومین میزان ذخایر را درمیان کشور های توسعه یافته داراست و همچنین ششمین ذخایر ارزهای خارجی را در جهان داراست. باوجود دارا بودن وضعیت توسعه یافته ؛ کرهٔ جنوبی حرکت خود را به سوی رشد اقتصادی سریع همراه با بالاترین میزان تولید ناخالص ملی، صادرات و تولیدات صنعتی در جهان توسعه یافته را ادامه میدهد.

کره جنوبی چطور پیشرفت کرد؟

به گزارش مجله دوستم در اکتبر سال ۲۰۰۸ ،IMF پیشبینی کرد که اقتصاد کره جنوبی درسال ۲۰۰۹ از کانادا ودر سال ۲۰۱۱ از اسپانیا پیشی خواهد گرفت و سرانهٔ تولید ناخالص این کشور درسال ۲۰۰۹ از نیوزلند، درسال ۲۰۱۲ از ایتالیا ودر سال ۲۰۱۳ از اسپانیا بیشتر خواهد شد

 

درسال ۱۹۹۶ کرهٔ جنوبی یکی از اعضای OECD پیمانی برای رشد اقتصادی بیشتر گشت. کرهٔ جنوبی همانند بسیاری دیگر از همسایه‌های‌ آسیایی خود، متحمل بحران اقتصادی سال ۱۹۹۷ آسیا شد. اما این کشور قادر گشت که دوباره برخیزد و پس از یک ترمیم سریع به رشد خود به سوی یکی از قدرت‌های‌ عمدهٔ اقتصادی ادامه دهد.

 

بسیاری توسعه اقتصادی کره را مدیون کمک های‌ مالی وسرمایه گذاری های‌ خارجی بویژه از سوی کشور کشور آمریکا میدانند.دراین راستا اقتصاددانان کره اعلام می دارند که الگوی توسعه اقتصادی این کشور بر اساس برون نگری تنظیم شده و همواره در پی جذب سرمایه های‌ خارجی و توسعه صادرات بوده است به نحوی که در آغاز اجرای برنامه های‌ توسعه ای برای صادر کنندگان جوایز صادراتی و معافیت مالیاتی درنظر گرفته شد.

کره جنوبی چطور پیشرفت کرد؟

استادیوم ورزشی در کره جنوبی

 

نکنه جالب توجه آنکه بر اساس یکی از تحقیقات صورت گرفته درسال اولیه اجرای برنامه های‌ توسعه ای, این کشور و ایران دارای مشابهت های‌ فراوانی بودند ودر برخی حوزه ها ایران دارای مزیت های‌ بیشتری بود از جمله درآمد های‌ نفتی و تعداد تحصیل کرده ها.

 

اما کره درسایه جذب سرمایه گذاران خارجی و تمایلات شدید مردمانش به کسب مهارت های‌ فنی به توسعه و پیشرفت دست یافت. الگوی توسعه این کشور میتواند در جهت ابداع الگوی توسعه ایران مفید باشد.

منبع: بانکی دات ای ار

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی
loading...

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله پزشکی خانوادگی دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com