با ما ارتباط برقرار کن

موفقیت و کسب و کار

چگونه به شکل موثر به انتقاد دیگران پاسخ دهیم؟

مدیر گزارش را به شما پس می‌دهد. شما آن را بازبینی می‌کنید و با متن دست‌نویس تطبیق می‌دهید…..

منتشر شده

روی

عکس:

شاید بسیاری از ما خاطره‌ی خوبی از نقد شدن و انتقاد کردن از دیگران به‌یاد نداشته باشیم. ممکن است واقعیتی را طوری بیان کرده باشیم که به‌جای کمک به طرف مقابل، موجب ناراحتی یا ناامیدی او شده باشیم. احتمال دارد کسی به‌درستی از ما انتقاد کرده باشد اما درنهایت، به‌جای توجه به برطرف کردن ضعف‌ها، ناامید شده و به کل از فعالیت خود دست کشیده باشیم. چرا چنین اتفاقاتی می‌افتند و بازخوردها به نتایج مطلوبی منجر نمی‌شوند؟ چگونه از دیگران انتقاد کنیم تا بازخورد خوبی به آنها بدهیم؟ اگر کسی از ما انتقاد کرد، چگونه انتقادش را پاسخ بدهیم؟ این مسئله را باید در سه بُعد بررسی کرد: «منتقد، موضوع نقد، نقدشونده» برای دریافت پاسخ این پرسش‌ها، ادامه‌ی مقاله را مطالعه کنید.

همان‌طور که می‌دانید، ناآگاهی منتقد باعث می‌شود کارکرد مثبت انتقادات او کمرنگ شود. هرچه شیوه‌ی انتقاد از الگوی متعارف خود فاصله بگیرد، احتمال بروز واکنش منفی در افراد نیز بیشتر می‌شود. موارد زیر تعدادی از مهم‌ترین و فراگیرترین واکنش‌های منفی افراد در برابر انتقاد هستند:

  • پرخاشگری؛
  • خودخوری؛
  • قهر کردن و کناره‌گیری؛
  • غیبت و سخن‌پراکنی؛
  • چشم‌پوشی از حقوق خود؛
  • بدبینی نسبت به توانایی‌های خود؛
  • کینه به دل گرفتن و تلافی در موقعیتی دیگر؛
  • تلنبار کردن خشم و تخلیه‌ی آن بر سر فردی ضعیف‌تر.

این مسئله قطعا بی‌علت نیست اما غیر از نحوه‌ی انتقاد، می‌توان دلیل آن را در میزان تأثیرپذیری افراد از انتقاد نیز جست‌وجو کرد.

چه افرادی ظرفیت انتقادپذیری کمتری دارند؟

چه افرادی ظرفیت انتقادپذیری کمتری دارند

تفاوت جنسیت، تیپ شخصیتی، نوع تربیت، الگویِ زیستیِ جامعه و دیگر عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری هویت افراد، سهم بسزایی در نوع واکنش آنها به انتقاد خواهد داشت.

در میهن ما، آن‌طور که به نظر می‌رسد، تعارف و مهرطلبی بر صراحت و واقع‌بینی غلبه دارد. به‌عبارت دیگر، بسیاری از ما ترجیح می‌دهیم به‌جای رویارویی با مسائل و گفت‌وگو برای حل‌وفصل آنها، با پادرمیانی یک ریش‌سفید، صورت مسئله را با روبوسی و سلام‌وصلوات پاک کنیم. به بیان دیگر، تصمیم می‌گیریم به‌جای توجه به رفتار خود و تحلیل آن، تا می‌توانیم دلی به‌دست آریم، چون به ما یاد داده‌اند دل شکستن هنر نمی‌باشد. در این شرایط، اختلاف نظرات و تفاوت دیدگاه‌ها را به رسمیت نمی‌شناسیم و به‌جای مدیریت و بهبود رفتار خود، فرار را بر قرار ترجیح می‌دهیم. همین نوع واکنش است که موجب می‌شود مدام از یک رابطه، به رابطه‌ی دیگر بپریم بی‌آنکه در هیچ‌یک از آنها، تجربه‌ای لذت‌بخش، مولد و پایدار را پشت سر گذاشته باشیم. بعد هم نتیجه بگیریم که همه‌ی مردها یا همه‌ی زنان چنین و چنان هستند.

با توجه به نکات یادشده، می‌توان گفت به‌طورکلی افرادی که خصوصیات زیر را دارند، در مقابل انتقاد شکنندگی و فروپاشی بیشتری از خود نشان می‌دهند.

۱. احساسی‌ها

این افراد در مقایسه با دیگران آسیب‌پذیرتر هستند، به‌خصوص اگر درونگرا هم باشند. آنها زود به دل می‌گیرند و به‌اصطلاح، پوست نازکی دارند. از آنجا که معمولا برونگرایی طرفداران بیشتری دارد، افراد درونگرا به‌طور پیش‌فرض گزینه‌ی چشم‌گیرتری برای انتقاد به نظر می‌آیند زیرا سکوت، دیرجوشی، تفکر، انزوا و … از جمله خصلت‌های رفتاری آنهاست. گویی ناهمانندی‌شان با دیگران، از دید برخی ننگ محسوب می‌شود. (برای کسب اطلاعات بیشتر، به کتاب «همسر مناسب شما: همسرتان را از تیپ شخصیتی مناسب خود انتخاب کنید؛ ناشر: نقش‌ونگار؛ تاریخ نشر: اسفند ۱۳۹۵» مراجعه کنید.)

 

۲. افراد با عزت نفس پایین

افرادی که عزت نفس پایینی دارند، به‌علت حساسیت بیش‌از‌حدی که نسبت به سیگنال‌های موجود در محیط دارند، مستعد این هستند که با سوءتعبیر، واقعیت امر را خلاف آنچه هست درک کنند. به‌عبارتی، برخی را اغراق‌آمیز و برخی را ناچیز در نظر می‌گیرند. همین غیرواقع‌بینی، موجب اختلال در ارتباطات آنها و درنهایت باعث شکنندگی‌شان می‌شود.

 

۳. برخی از زنان

برخی از زنان

روی هم رفته، زنان نسبت به انتقاد حساسیت بیشتری دارند، به‌خصوص اگر کهن الگوی غالب‌شان «پرسفون» و «دیمیتر» باشد. آنها ممکن است با قهر کردن، خشم انفعالی، سرکوب احساسات، کوتاه آمدن و پذیرفتن تقصیرها، نسبت به انتقادات واکنش نشان بدهند. (برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب «نمادهای اسطوره‌ای و روان‌شناسی زنان؛ نویسنده: شینودا بولن؛ مترجم: آذر یوسفی؛ سال انتشار: ۱۳۹۵» مراجعه کنید.)

به‌طورکلی، تفاوت جنسیتی زنان و عملکرد خاص سیستم بدن آنها، می‌تواند باعث نوسان قدرت نقدپذیری‌شان شود. با این همه، زنانی وجود دارند که شکست‌ناپذیر هستند و پشت مردان را به خاک می‌مالند. نمونه‌ی آن را می‌توانید در فیلم سینمایی «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش ببینید.

۴. مردانی با کهن الگوی زئوس و پوزیدون

انتقاد از آنها ممکن است حتی به قیمت نابودی فرد منتقد تمام شود مگر اینکه فرد منتقد، خود پوزیدون یا زئوسی مقتدرتر از فرد نقدشونده باشد. مردان زئوسی نسبت به احساس ناتوانمندی و مردان پوزیدونی نسبت به احساس غیرارزشمندی واکنش شدیدتری از خود نشان می‌دهند. زئوسی‌ها از دست‌کم گرفته‌شدن و ضعیف‌بودن ناراحت می‌شوند؛ اما طعنه زدن، نمک‌نشناسی، محبت‌ناپذیری و به‌طورکلی بی‌اعتنایی، مردان پوزیدونی را بیش از هر چیز دیگری به آستانه‌ی انفجار نزدیک می‌کند. زئوسی‌ها میدان را ترک نمی‌کنند، آنها آن‌قدر با شما می‌جنگند تا شکست‌تان بدهند. حتی ممکن است دست به دامان دوزوکَلَک شوند. اما پوزیدونی‌ها غالبا بازی را به‌هم می‌ریزند. از نظر آنها بازی زمانی معنا دارد که خودشان برنده باشند. (برای کسب اطلاعات بیشتر، به کتاب «انواع مردان اثر ژان شینودا بولن» مراجعه کنید.)

انتقاد چه رابطه‌ای با مدل ذهنی و نظام ارزشی افراد دارد؟

آنچه گفتیم، به معنای آن نیست که کسی حق ندارد از افراد یادشده انتقاد کند، بلکه نشان‌دهنده‌ی آن است که در هنگام انتقاد از آن افراد، باید به کدام ارزش‌های اخلاقی و عرفی مقبول آنها بیشتر توجه کرد. توجه به نکات فوق، به فرد نقدشونده نیز کمک می‌کند دچار سوءتعبیر نشود و هر تفاوت سلیقه و عقیده‌ای را بلافاصله نقص و ضعف خود قلمداد نکند.

در همین خصوص، قصد داریم دو مورد از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در تفاوت ذهنیت‌ها و باورهای افراد را بیان کنیم:

۱. تفاوت ارزش‌ها

تفاوت ارزش‌ها

قرار نیست همه‌ی افراد در زندگی خود از خط‌مشی واحدی پیروی کنند. بر همین اساس، تا زمانی که ارزش‌های فردی کسی هنجارهای قانونی و پذیرفته‌شده‌ی جامعه را نقض نکرده باشد، انتقاد از رفتار او بی‌معنا خواهد بود، حتی ممکن است از آن با عنوان فضولی و ورود به حریم شخصی نیز تعبیر شود. در ضمن احتمال نتیجه‌بخش بودن آن پایین‌تر از حد معمول خواهد بود.

۲. تفاوت سبک زندگی

اقوام و مذاهب مختلف، بنا بر الگوی زیستی و آداب و رسوم خاص خود، با یکدیگر تفاوت دارند. هیچ بعید نیست بی‌احترامی به سُنت‌های پذیرفته‌شده‌ی آنها، کار را به‌جای «تعامل» به «تقابل» تبدیل کند. به فرض که برخی از آیین‌ها و مناسک آنها با نظام ارزشی شما منطبق و همخوان نباشد. اگر بخواهید به‌سرعت شمشیر به دست بگیرید و ذهنیت آنها را اصلاح کنید، به‌عنوان یک شورشی و یاغی شناخته خواهید شد. اول اینکه تا کسی خود به اهمیت تغییر پی نبرد و از دل و جان خواستار آن نباشد، نه‌تنها برای بهبود وضع خود تلاش نمی‌کند، بلکه در برابر تغییرات نیز مقاومت خواهد کرد. در ثانی، نمی‌شود در عرض چند ثانیه، به مبارزه با سُنت‌هایی برخاست که نسل اندر نسل، در وجود دیگران رخنه کرده‌اند. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که مدیریت احساسات و تلاش برای برقراری ارتباط مؤثر، گزینه‌ی مفیدتری باشد.

خطاهای شناختی چه تأثیری در پاسخگویی به انتقادها دارند؟

آشنایی با خطاهای شناختی و توجه به آنها در زندگی، ضامن کاهش بسیاری از برداشت‌های بد خواهد بود. درنتیجه بسیاری از جروبحث‌ها اصلا شروع نمی‌شوند که بخواهیم راهی برای حل‌وفصل آنها بیابیم. آشنایی با خطاهای شناختی، قدرت و نیرویی به فرد می‌دهد که موانع پیش روی خود را حتی در تاریکی، تا حد قابل ملاحظه‌ای شناسایی و درنتیجه از آنها دوری کند. در ادامه تعدادی از مهم‌ترین خطاهای شناختی را با هم مرور می‌کنیم. کسی که با این خطاها آشنا باشد، هم می‌تواند بهتر انتقاد کند و هم می‌تواند به انتقادات دیگران بهتر پاسخ بدهد.

۱. خطای هاله‌ای

خطای هاله‌ای

اگر یک نفر در صفت «الف» مورد تأیید است، پس حتما در صفت «ب» هم مورد تأیید است. در اثر این خطا، شاید خوش‌تیپ‌ها، باسواد و بااخلاق نیز به نظر برسند، چنانکه ممکن است افراد زورگو، بی‌سواد به چشم بیایند.

۲. خطای توجه صِرف به شواهد تأییدکننده

«اگر این دارو را بخورم، دیگر نیازی به عمل جراحی ندارم. همسایه‌مان هم مشکل من را داشت، همین دارو را خورد و خوب شد.» یعنی پزشک شما به ذهنش نمی‌رسید به‌جای عمل جراحی، برای‌تان چنین دارویی تجویز کند؟! اگر در صورت استفاده از دارو، سلامتی خود را بازنیافتید، می‌خواهید به پزشک‌تان مراجعه کنید یا یقه‌ی همسایه‌تان را بگیرید؟

۳. خطای تفکر صفر و یکی

«وقتی فرزندانم را راهنمایی می‌کنم، من را به این متهم می‌کنند که وارد حریم شخصی‌شان شده‌ام، پس دیگر آنها را راهنمایی نمی‌کنم.» واقعا نمی‌شود به گزینه‌ای بین این دو فکر کرد؟ مثلا روش راهنمایی، زمان و موقعیت آن را تغییر داد؟ یا منظور خود را به شخص دیگری منتقل کنیم و از او بخواهیم فرزندان‌مان را راهنمایی کند؟ شاید از آن فرد حرف‌شنوی بیشتری داشته باشند. آیا نمی‌توان به آنها کتاب، فیلم، مصاحبه و چیزهایی دیگری پیشنهاد کرد که خودشان مسئله را پیگیری کنند؟

«می‌خواستم ورزشکار شوم، اما آسیب‌دیدگی زودهنگام، مانع از تحقق رؤیایم شد. پس ورزش را کنار می‌گذارم و پیِ ادامه‌ی تحصیل یا کار آزاد می‌روم. سعی می‌کنم این مسئله را فراموش و علاقه‌‌ی شدیدی را که به ورزش دارم، انکار و سرکوب کنم.» واقعا نمی‌شود به گزینه‌ای بین این دو فکر کرد؟ مثلا مربی‌گری؟ آنالیزور تیم؟ روان‌شناس تیم؟ مترجم تیم؟ تهیه‌کنندگی برنامه‌ی ورزشی؟ روزنامه‌نگار ورزشی؟ تولیدی پوشاک ورزشی؟ نویسنده‌ی تاریخچه‌ی رشته‌های ورزشی؟ نویسنده‌ی زندگی‌نامه‌ی ورزشکاران؟ پژوهشگر ورزشی؟ گزارشگر ورزشی؟ گوینده‌ی خبر ورزشی؟ و …

۴. فاجعه‌آمیز کردن پیامدها

«اگر در کنکور قبول نشوم، تمام زندگی‌ام را باخته‌ام. اگر سرباز بشوم دیگر هیچ راهی برای رسیدن به علائق و اهداف خود نخواهم داشت و …»

۵. غلو در نکات منفی و کم‌توجهی به نکات مثبت (یا برعکس)

غلو در نکات منفی و کم‌توجهی به نکات مثبت

«تیم ملی فوتبال در بازی آخر بسیار بد عمل کرد. پس نتیجه می‌گیریم که هرگز نمی‌توان به عملکرد این تیم در جام‌جهانی امیدوار بود.»

آیا به‌علت کیفیت نامقبول بازی آخر، می‌توان از صدرنشینی و رکورد گل نخوردن‌های تیم ملی در دیدارهای انتخابی جام‌جهانی چشم‌پوشی کرد؟

۶. ذهن‌خوانی

«وقتی از استاد سؤال کردم، جوابم را کامل نداد. از چشمانش خواندم که هنوز از حرف دیروزم ناراحت است. از همین الان باید خودم را برای مشروط شدن حاضر کنم.»

از کجا معلوم؟ شاید استاد پاسخ شما را در آن لحظه به خاطر نداشته است یا شاید درگیر مطلب دیگری بوده است!

۷. قضاوت زودهنگام

«دوستم پس از یک ساعت تأخیر به محل قرار رسید. هرچه زنگ می‌زدم جوابم را نمی‌داد. شاید فکر کرده من متوجه نمی‌شوم که رفتار توهین‌آمیزی دارد! می‌دانم چطور حالش را بگیرم. دفعه‌ی بعد که قرار بگذاریم، من هم پس از یک ساعت تأخیر می‌آیم. می‌خواهم قیافه‌اش را در آن شرایط ببینم.»

شاید واقعیت این باشد: دوست شما تلفن همراه خود را در خانه جا گذاشته است. ۱۰ دقیقه هم زودتر از شما آمده است، اما شما محل قرار را اشتباه آمده و یک کوچه بالاتر ایستاده‌اید. حالا به او حق می‌دهید که او هم در دل خودش، هرچه می‌خواهد نثار شما کند؟

۸. تعمیم مبالغه‌آمیز

در امتحان ریاضی نمره‌ی دلخواه خود را به‌دست نمی‌آورید. پس نتیجه می‌گیرید که همیشه خنگ بوده‌اید. آیا این طرز فکر معقول و مقبول است؟

هنگام نوشتن چک، یک صفر بیشتر می‌گذارید. برای اصلاح آن راهی به ذهن‌تان نمی‌رسد. از کسی کمک می‌گیرید. آن‌قدر شما را سرزنش می‌کند که اصلا دیگر مجالی برای دریافت راهنمایی باقی نمی‌ماند. آیا از این اتفاق، می‌توان نتیجه گرفت که شما همیشه بی‌عرضه بوده‌اید؟

مردی به همسرش خیانت می‌کند. آن خانم نتیجه می‌گیرد که تمام مردها سوءاستفاده‌گر هستند. آیا واقعا این چنین است؟ آیا نباید یک لحظه به این فکر کند که اگر آگاهی بیشتری داشت، ممکن بود زودتر متوجه شود که طرف مقابلش او را سر کار گذاشته است؟

۹. نادیده گرفتن موارد مهم ناشی از تمرکز بیش‌ازحد بر جزئیات

نادیده گرفتن موارد مهم ناشی از تمرکز بیش‌ازحد بر جزئیات

هزار خواستگار قابل قبول می‌آید. مثل مارگزیده‌ای هستید که از ریسمان سیاه‌وسفید هم می‌ترسد. آنگاه تمام قضایا را رها می‌کنید و می‌گویید: «فقط می‌خواهم صداقت داشته باشد؟»

واقعا اگر شخصی صادق باشد اما اعتیاد داشته باشد او را به همسری می‌پذیرید؟ اگر صادق باشد اما بی‌احساس، آیا باز هم گزینه‌ی خوبی برای شروع زندگی مشترک خواهد بود؟

چگونه به شیوه‌ای مؤثر انتقادات را پاسخ بدهیم؟

تمام مطالب قبلی، پیش‌زمینه‌ای بود تا برای آشنایی با روش مطلوب پاسخگویی به انتقاد آماده شوید. پیش از هر چیز باید گفت همان‌قدر که دیگری به خود حق می‌دهد که از شما انتقاد کند، در بسیاری از موارد، شما نیز به‌سادگی می‌توانید بگویید: «من از شما نظر نخواستم»، مگر اینکه نماینده‌ی مردم، مسئول یا صاحب سِمَتی باشید و پاسخگویی جزء وظایف شما باشد در غیر این صورت، می‌توانید تا آخر بشنوید، اما مجبور نیستید صحت و سقم حرف گوینده را تأیید کنید. می‌توانید حق را به او بدهید. همچنین می‌توانید اثربخشی‌ پیشنهادهایی را که به شما می‌شود، تأیید کنید اما به آنها عمل نکنید.

به لحن منتقد توجه کنید و بدون طعنه و کنایه از او بپرسید:

  • چه هدفی از انتقاد داری؟
  • واقعا می‌خواهی به من کمک کنی؟
  • واقعا کیفیت کار من برای تو اهمیت دارد؟
  • واقعا فکر می‌کنی اگر انتقاد نکنی حقی از تو ضایع می‌شود؟
  • اصلا چه انتظاری از من داشته‌ای که هنوز برآورده نشده است؟

بعد بررسی کنید آیا آنچه مدنظر دارد، برای شما نیز مهم است؟ از او بپرسید نقص موجود، چقدر به کل کار صدمه زده است؟ آیا اینها باعث شده‌اند که نقاط مثبت به چشم نیایند؟ بیشتر از او سؤال کنید تا دریابید پشت استدلال‌هایی که ارائه می‌کند، چه انگیزه‌های ناپیدایی وجود دارد؟ آخر سر از او بپرسید که فکر می‌کند چند نفر دیگر با او هم عقیده هستند؟ چند نفر مایل به تغییر وضع فعلی هستند؟ و درنهایت چه پیشنهادهایی برای بهبود وضع موجود دارد؟

نمونه‌ای از پاسخگویی مطلوب به انتقاد در موقعیت‌های خاص

نمونه‌ای از پاسخگویی مطلوب به انتقاد در موقعیت‌های خاص

فرض کنید منشی یک شرکت هستید. رئیس از شما ایراد می‌گیرد که چرا در نگارش متن گزارش خود دقت نکرده‌اید؟ برای واکنش گزینه‌های متعددی وجود دارد:

۱. دهان به دهان شدن

مگر چقدر به من حقوق می‌دهید که چنین توقعاتی دارید؟ اگر منشیِ دقیق می‌خواهید، بروید یک نفر دیگر بیاورید.

۲. کوتاه آمدن

بله حق با شماست. من همیشه گیج و منگم.

۳. دلیل‌تراشی

از صبح که آمدم سردرد داشتم. قول می‌دهم دیگر تکرار نشود.

۴. ایجاد احساس گناه و شرمندگی

مظلوم گیر آورده‌اید؟ اگر مرد بودم، باز هم همین‌طوری سرم داد می‌زدید؟ الان که جلوی همکارانم شخصیتم را خُرد کردید، کیفیت متن گزارش ارتقاء پیدا کرد؟

۵. سکوت و خودخوری

در دل‌تان می‌گویید به وقت مناسب، جوری حالش را می‌گیرم که نفهمد چه بر سرش آمده است!

۶. جست‌وجوی شواهد بیشتر برای درک واقعیت

می‌توانید به‌جای هرگونه واکنش نامطلوب، باقاطعیت و اقتدار با رئیس گفت‌وگو کنید. چه کسی گفته است همیشه شما مایه‌ی نقص و خسارت هستید؟ نباید به این سادگی از حقوق فردی‌تان بگذرید. در ادامه نمونه‌ای از این گفت‌وگو ارائه شده است:

– کدام متن؟
+ همین متنی که امروز نوشتید.
– چه مشکلی داشت؟
+ برخی از اعداد و ارقام مبهم هستند. جمع حساب‌ها با مبلغ کل همخوانی ندارد. مستندات بدون منبع ثبت شده‌اند. بازه‌ی زمانی و میزان سود حاصل از فعالیت شرکت، دقیقا مشخص نیست.
– بسیار خوب! لطفا گزارش را به من پس بدهید تا آن را بازنگری کنم.

مدیر گزارش را به شما پس می‌دهد. شما آن را بازبینی می‌کنید و با متن دست‌نویس تطبیق می‌دهید. متوجه می‌شوید گزارشی که به دست رئیس رسیده، همانی نیست که امروز نوشته‌اید. شما گزارش برآورد و تخمین سرمایه‌ی اولیه‌ و سود نهایی پروژه را که پیش از این تایپ کرده بودید، به اشتباه به‌عنوان گزارش نهایی به رئیس داده‌اید. از گزارشی که امروز نوشته‌اید، به‌سرعت پرینت می‌گیرید و به رئیس تحویل می‌دهید. این چنین، در عوض کشته شدن، حداکثر یک خراش سطحی را تحمل خواهید کرد.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی

موفقیت و کسب و کار

حذف این ۱۳ نکته برای موفقیت شما الزامی است

منتشر شده

روی

به وسیله

گاهی وقت ها برای رسیدن به راز موفقیت یا به قول معروف «همان آدمی که می توانستیم بشویم ولی نشدیم»، نباید همه چیز را گردن روزگار بیندازیم و بگوییم مقصر زندگانی بود و من که تمام تلاشم را کردم. گاهی مواقع باید به این موضوع برسیم که برای رسیدن به بعضی چیزها نباید تلاش کنیم و در حقیقت بی خیال آن ها بشویم تا موفق شویم.

بعضی از این مسایل را می شود حتی یک روزه قیدشان را زد و برخی دیگر را باید کمی باهاشون دست و پنجه نرم کرد تا بتوان رهایشان کرد. اما در هر دو صورت بهتر است که لااقل این ۱۳ مورد را را بیخیالشان شوید.

۱- بیخیال زندگی ناسالم شوید 

می دانید اصل و شرط اول موفقیت، سلامت خودتان است. اگر به سلامت خودتان نیندیشید یعنی اینکه بی خیال موفقیت شدید. خیلی سخت است که یکباره دست از یک سری تغذیه بردارید و یا تن پروری را کنار بگذارید و ورزش کنید. برای همین آسه آسه شروع کنید و به غذایی که می خورید اهمیت دهید و کمی هم فعالیت فیزیکی داشته باشید. تغذیه را به خصوص جدی بگیرید، در ایران ما غذای سالم کم پیدا می شود و حتی مواد غذایی آماده هم گاهی کاملا ناسالم هستند.

۲- اهداف کوتاه مدت داشتن را بی خیال شوید 

این درست که به قول آقای جیمز باند شما تنها یک بار زندگی می کنید ولی همین یک بار هم اگر درست زندگی کنید به نظر کافیست. اینکه برای شش ماه بعد خود برنامه بریزید فی نفسه چیز بدی نیست ولی اینکه دایما تلاش هایتان برای هدف های کوتاه مدت باشد، خیلی روی مخ است. این هدف های کوتاه مدت به همراه خود عادت های کوتاه مدت هم می آورد که ذره ذره وجودمان را می خورد و خودمان نمی فهمیم. می دانید خیلی بین این دو جمله تفاوت است که : من ورزش میکنم تا امسال فلان شخص حاضر به معاشرت با من شود! یا من ورزش می کنم برای سلامت خودم. هر دو هدف دارند اما این کجا و آن کجا!

۳- دست از سر رویاهای کوچک بردارید 

اینکه بخواهید در این دنیای پهناور، دست خالی بازی کنید و یا کوچک در برابرش ظاهر شوید؛ ضررش فقط و فقط به خودتان می رسد و بس. در این حالت تحلیل می روید و پیش چشم افرادی که با قدم های بزرگ خود دارند در زندگی پیش می روند آب می شوید. اگر فرصت های بزرگ زندگی را از دست بدهید و یا از ترس و استرس به آن ها وارد نشوید؛ در حقیقت رویای یک زندگی عالی و درخشان شدن پتانسیل ها و توانایی های خود را از دست داده اید. دنیا نمی ایستد و خیره شما را نگاه کند تا خودتان را برسانید، این شما هستید که باید بدون ترس از مسایل پا پیش بگذارید و با تمام موارد پیرامون آن کنار بیایید.

۴- دست از سر بهانه جویی بردارید 

موضوع این نیست که با چه ورقی در بازی حکم بازی می کنید (البته طبعا شما بدون شرط بندی بازی می‌کنید، مگر نه؟) مهم اینست که چطور بازی کنید. مردم موفق می دانند که خودشان بابت زندگی شان باید جواب پس بدهند و گذشته و اشتباهاتش نه به دست تقدیر رخ داده و نه حکمتی در آن بوده؛ بلکه تنها و تنها تقصیر خودشان بوده.

همین که درک کنید که شما مسئول هرچه که اتفاق افتاده و می افتد و خواهد افتاد هستید، زندگی تان را جذاب تر می کند و بیشتر برای آن تلاش می‌کنید. در این حالت، بیشتر به یک فرد موفق نزدیک می شوید چرا که بهانه جویی و گردن این و آن انداختن مشکلات فقط و فقط جلوگیری از حرفه ای شدن و موفقیت شخصیت ما را در پی دارد و لاغیر! لب کلام آنکه خودتان بدهکار زندگیتان هستید نه کس دیگر

۵- دست از سر افکار بازسازی شده بردارید 

رابرت گرین جامعه‌شناس می گوید که آینده در درستان فردی است که یاد میگیرد چطور مهارت هایش را در راه های خلاقانه به کار بگیرد و از ترکیب آن ها به غایت اعلای زندگی برسد. افرادی که تفکراتی غیرجدید دارند (به اصطلاح سیستماتیک فکر می کنند) تصور دارند که فقط و فقط از یک سری روش و الگوی خاص می شود به موفقیت رسید و باقی موارد به قعر زندگی خواهد رسید. اما خب راستش را بخواهید آنها اشتباه فکر می کنند.

افراد موفق این رازی را که الان با شما در میان میگذارم می دانند، آنها روزانه بر روی ایده ها و تفکرات خود فکر می کنند و دانش خود را بالاتر می برند و سپس با تغییراتی در آنها و انعظاف پذیری تفکری شان (یعنی اینکه نمی گویند حتما باید فلان جور موضوع پیش برود!) زندگی شان را می سازند. یادتان نرود که چیزی امروز هستید لزوما نباید همان چیزی باشد که فردا هستید.

۶- یک شبه ره صد ساله را طی کردن و این مزخرفات را از ذهن خود دور بیاندازید 

یک شبه پیروز شدن و یک شبه ره صد ساله را طی کردن بیشتر شبیه به یک افسانه می ماند تا واقعیت. اکثر مردم موفق هر روز برای رسیدن به جایی که رسیده اند تلاش کرده اند و نتایج کار خودشان را بعد از مدت ها کار کرد به چشم دیدند نه اینکه یک شب بخوابند و صبح بیدار شوند. حتی آن دسته از باهوش های اقتصادی که بیت کوین خریدند و الان میلیونر شدند هم کم کم یک سالی صبر کردند تا بیت کوین به اینجا رسید!

از این حرفها بگذریم، باید توجه کنید که چیزی به نام یک شبه موفق شدن وجود ندارد، شما اسپایدرمن نیستید که یک عنکبوت بیاید و انگشتتان را بگزد و بعد قدرت مافوق انسانی دست پیدا کنید. در خلال آنکه آینده نگری می کنید، به همین امروزتان و کارهایی که همین الان انجام می دهیم هم فکر کنید و برای آن‌هم برنامه بچینید.

بیخیال زندگی ناسالم شوید‎

۷- ایده آلیسم بودن را کنار بگذارید 

خوانندگان عزیز، بدانید و آگاه باشید که هیچ چیز بی نقص نیست! همه چیز بالاخره یک باگی در خودش دارد. از شکست هراس داشته باشید و بدانید که ممکن است در راه در کمینتان نشسته باشد. اگر بخواهید صبر کنید تا همه چیز راست و ریست شود و بعد بروید سراغش، از قافله عقب ماندید. شما خودتان را در جریان کار بیندازید، بعد به فکر درست کردن جز به جز آن باشید.

۸- دور هدف های چندگانه داشتن خط بکشید 

چرچیل، سیاستمدار مشهور انگلیسی که دنیا را دور یک انگشتش می چرخاند می‌گوید: «اگر بخواهید سر راهتان به هر سگی که رسیدید یک تکه سنگ پرتاپ کنید، عمرا به مقصد برسید.»

مردم موفق هم در راستای همین صحبت آقای سیاستمدار اهداف زیادی انتخاب نمی کنند و بر روی دو سه هدف خاص تمرکز می کنند و  عبارت «حالا بقیه اهداف را بگذار برای بعد» سرلوحه زندگی خود قرار می دهند. حالا این هدف هرچی می تواند باشد از اینکه روزی یک ساعت بروم باشگاه یا با فلانی در ارتباط باشم و….

۹- باور کنید شما لازم نیست همه چی را کنترل کنید! 

فیلسوفان بزرگ یونان باستان مثلی دارند که در آن می فرمایند: بعضی چیزها از ماست که برماست و برخی چیزها هم برما نیست و طبیعتا از ما نیست. تفاوت این دو چیز ذکر شده در فرمایشات این عزیزان یک دنیاست! لازم نیست که فکر کنید در طی یک فرایند که در ذهن خود نقشه آن را به تصویر کشیدید، این شما هستید که باید همه چیز را کنترل کنید و در همه جا تصمیم گیری کنید.

مدیران بزرگ برندها و غولهای بازار هم اینجوری نیستند و کلی معاون و زیردست دارند که بسیاری از انتخاب هایشان بدون هماهنگی با بالادستی صورت می گیرد(بله میدانم این تفکر در ایرانمان کمی نامانوس است) بروید سراغ مسایلی که می توانید کنترل کنید و روی آن احاطه دارید و همان فرمان را بروید جلو. اینگونه زودتر از جاده موفقیت عبور می کنید و سریع تر به جایی که میخواهید می رسید.

۱۰- از جواب مثبت دادن به خرده کارهایی که هیچ ربطی به هدف شما ندارند هم دست بکشید 

رودربایستی را کنار بگذارید و به همه چیز بله نگویید. قدرت نه گفتن را بیاموزید و وقتی می بینید ماموریت یا مرحله ای به شما محول شده که اصلا ربطی به اهداف زندگیتان ندارد آن را رها کنید. ولو این کار از سمت دوست و خانواده و نزدیکان شما به شما داده شده باشد. دنیا صبر نمی کند تا شما فامیل بازی کنید و بعد کاپ جهانی موفقیت را به شما بدهد. می‌گویید انسانیت چه می شود پس؟ می توانید کمکشان کنید و راهنمای راهشان باشید ولی نه اینکه کار و زندگی خود را بر روی مشکل آنها بگذارید.

البته در برخی موارد همان کمک جزیی هم را باید چشم پوشی کنید و در حقیقت به اصطلاح مدیریتی، کمی قربانی در راه موفقیت خود بدهید. اولش شاید کمی سخت باشد و با خود فکر کنید که کاش این کار را نمی کردید، ولی باور بفرمایید که به بعدش می ارزد.

۱۱- از افراد واگیر دار حذر کنید! 

افراد واگیردار در حقیقت آدمهایی سمی هستند که چیزی جز مرض و درد برای شما به همراه ندارند. جیم راهن یکی از مدیران برجسته آمریکایی حرف جالبی در این باره مطرح کرده : هر انسان خلاصه شده مجموعه ۵ نفری است که با آن ها بیشتر می گردد.

در زندگی شما هم افراد زیادی قرار دارند که در دو بخش زندگی حرفه ای و غیر حرفه ای شما جا می گیرند. اما افرادی هم هستند که دایم پیش شما هستند و در تصمیمات شما اثربخشی دارند و اصولا روی شما تاثیرگذار هستند. میانگین نظرات این افراد می‌شود بن مایه تفکرات شما. اگر این افراد را درست انتخاب نکرده باشید توی بد مخمصه ای می افتید.

این صحبت به آن معنا نیست که حتما باید با آدم‌ حسابی‌ها بگردید ولی سعی کنید در زندگی تان هر طور که شده با افرادی بگردید که تاثیر مثبتی در شما بگذارند و زندگیتان را خراب نکنند. خیلی موارد اطرافیانمان در ظاهر آدم حسابی هستند و بعد تو زرد در می آیند، بهتر است که خوب آنها را بشناسید و بعد وارد یک رابطه حرفه ای یا غیرحرفه ای با آنها شوید.

۱۲– بی خیال طعنه ها و تیکه های افراد زندگیتان شوید 

اگر می‌خواهید از شر مزاحم ها رها شوید بهترین کار بی اعتنایی به آنهاست. به قولی شما پیتزا نیستید که همه را راضی نگه دارید، در این صورت باید دست از سر یک سری از افراد که با شما حال نمی کنند (به هر دلیلی) بر دارید. لازم هم نیست بنشینید و زانوی غم بغل بگیرید که مشکلتان از کجاست که این آدم‌ها اینجوری می کنند؛ اصلا نمی ارزد.

وقتی که قدم در راه موفقیت گذاشتید باید قبل از آن این فرضیه را پیش بینی می کردید که رکاب زدن در این جاده، قطعا مخالفان و افرادی که از شما نفرت داشته باشند را پدید می آورد. هرچه قدر تعداد این افراد بیشتر شود، معنیش این است که شما موفق تر شده اید. (البته مثلا این قضیه همه جا صدق نمی کند و امیرحسین مقصودلو را می شود نقض این مثال به میان آورد!)

۱۳- از اعتیاد خود به شبکه های اجتماعی و رسانه ها دست بردارید 

مشکل اینجاست که همگی فکر میکنیم همیشه وقت داریم. بعد که کار از کار گذشت به این نتیجه می‌رسیم که گویا آنقدرها هم وقت نداشتیم! دیدن فیلم و سریال و دنیای وب خیلی هیجان انگیز است و حوصله آدم را سر نمی برد ولی نباید اینها باعث شود تا از هدف اصلی زندگیتان دور شوید. حتی اگر در این صنایع کار می کنید و صبح تا شب به نوعی درگیرش هستید، یک تایم مخصوصی را لااقل بی خیال آنها شوید. حتی اگر هدفتان مطرح شدن در فضای مجازی است، باز هم در نهایت وقت آزادی برای خود بتراشید.

بهترین راه این است که یک بالانس برای این موارد تعیین کنید و زندگیتان را درست پیش ببرید. اصولا در زندگیتان همه چیز را رعایت کنید و یک حد برای آن بگذارید. گذاشتن حد نشان از محدودیت ندارد که به افکار برخی بر بخورد و فکر کنند خود را اسیر زندگی کرده‌اند، اینجوری فکر کنید که این کار(حدگذاری) صرفا باعث می شود تا بتوانید بهتر از همه چیزهای زندگی بهره ببرید.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

عادت های آموختنی از افراد ثروتمند

منتشر شده

روی

به وسیله

هر میلیونری به روش خودش به ثروت و موفقیت رسیده است اما اگر بخواهیم عادت های آن ها را با هم مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم که همه آن ها یک وجه مشترک با هم دارند. از این که ما انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

در ادامه با عادت های روزانه ای که همه افراد ثروتمند دارند آشنا می شویم.

ورزش

یکی از عادت های افراد ثروتمند ورزش کردن است. آن ها روزانه ۳۰ دقیقه ورزش می کنند. ورزش های هوازی مثل دویدن، پیاده روی و دوچرخه سواری. این ورزش ها هم برای ذهن و هم برای جسم مفید هستند. روی نورون ها تاثیر مثبت می گذارند و تولید گلوکز که سوخت اصلی مغز است را تحریک می کنند. بسیاری از آن ها از دوران کودکی به ورزش عادت داشتند. به عنوان مثال بیل گیتس از کودکی به ورزش تنیس علاقه زیادی داشت.

افراد ثروتمند روزانه ۳۰ دقیقه ورزش می کنند

مطالعه

همه می دانیم که میلیونرها بسیار پرمشغله هستند و وقت مطالعه ندارند. پس آن ها نه برای سرگرمی بلکه برای کسب دانش و اطلاعات مطالعه می کنند. انسان های موفق علاقه زیادی به مطالعه کتاب های تاریخی، موفقیت و بیوگرافی افراد مشهور دارند. بون جووی یکی از افراد موفقی است که علاقه زیادی به مطالعه بیوگرافی افراد مشهور دارد.

سبک لباس پوشیدن

بسیاری از افراد موفق سبک لباس پوشیدن خاص خودشان را دارند و سال ها به یک شکل لباس می پوشیدند. به عنوان مثال مارک زاکربرگ زیرا دوست ندارد در زندگی اش کارها و تصمیمات اضافی داشته باشد.

افراد موفق سبک لباس پوشیدن خاص خودشان را دارند و سال ها به یک شکل لباس می پوشیدند

ذخیره پول

افراد ثروتمند می دانند چگونه پول جمع کنند. آن ها همیشه می دانند که چقدر پول دارند، چقدر هزینه می کنند و چقدر پول در می آورند. آن ها علیرغم پول زیادی که دارند پولشان را برای چیزهایی که نیاز دارند خرج نمی کنند.

افراد ثروتمند پول زیادی که دارند پولشان را برای چیزهایی که نیاز دارند خرج نمی کنند

وسایل نقلیه عمومی

بسیاری از انسان های ثروتمند خودستایی نمی کنند. آن ها از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کنند و پیاده روی و دوچرخه سواری دوست دارند. بیل د بلاسیو شهردار نیویورک یکی از این دسته افراد ثروتمند است.

افراد ثروتمند از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کنند و پیاده روی و دوچرخه سواری دوست دارند

آن ها جدیدترین ماشین ها را نمی خرند

افراد ثروتمند هرگز برای خودنمایی ماشین نمی خرند و هر سال ماشین شان را عوض نمی کنند. آن ها حداقل ۱۰ سال از ماشین خود استفاده می کنند و نهایت استفاده بهینه را از یک ماشین می برند. به عنوان مثال اتومبیل لئوناردو دیکاپریو (تویوتا پریوس) در مقایسه با ثروتی که دارد ماشین بی ارزشی است.

افراد ثروتمند هرگز برای خودنمایی ماشین نمی خرند و هر سال ماشین شان را عوض نمی کنند

سحرحیزی

همه افراد ثروتمند سحرخیز هستند و دوست دارند ۳ ساعت قبل از شروع کار بیدار باشند تا به تمام کارهای روزانه شخصی و خانوادگی خود برسند.

مدیتیشن

مدیتیشن بهترین راه برای کاهش فشار است. روی روحیه و رفتار تاثیر مثبت می گذارد و با ایجاد احساس آرامش کمک می کند به ایده های جدید برسیم. مدیتیشن یکی از تمرین هایی است که تمام افراد ثروتمند از جمله اپرا وینفری آن را انجام می دهند.

مدیتیشن بهترین راه برای کاهش فشار است

زبان بدن

میلیونرها می دانند که چگونه اعتماد دیگران را جلب کنند، آن ها را متقاعد کنند و از طریق ارتباط برقرار کردن به موفقیت برسند. آن ها از زبان بدنی استفاده می کنند که شنونده را جذب می کند.

افراد ثروتمند از زبان بدنی استفاده می کنند که شنونده را جذب می کند

تماشا نکردن تلویزیون

افراد ثروتمند از وقت شان استفاده سازنده می برند. به همین دلیل ترجیح می دهند کتاب مطالعه کنند، ورزش و پیاده روی کنند و با افراد موثری ارتباط برقرر کنند.

برنامه ریزی

به اعتقاد یک انسان ثروتمند مهم نیست چقدر پول از دست می دهید مهم این است که دوباره آن پول را به دست می آورید. اما وقت از دست رفته را هیچ وقت نمی تواند دوباره به دست آورد. اگر برنامه مشخصی نداشته باشید موفق نمی شوید. به همین دلیل تمام افراد ثروتمند وقت شان را برنامه ریزی می کنند لیست کارهایی که باید انجام دهند می نویسند و اهداف روزانه دارند. به گفته استیو جابز صبر و برنامه ریزی لازمه های موفقیت هستند.

برای ثروتمندان مهم نیست چقدر پول از دست می دهند دوباره آن پول را به دست آوردن مهم است

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

۱۳ راز موفقیت از نگاه جیم ران، فیلسوف کارآفرین

منتشر شده

روی

به وسیله

در این مقاله شما را با رموز بهبود زندگی از نگاه جیم ران فیلسوف کارآفرین امریکایی آشنا می کنیم. با رعایت این اصول شما قادر خواهید بود ناممکن را به ممکن تبدیل نمایید. از همراهی شما با مجله دوستم سپاسگذاریم.

چگونه غیرممکن را به ممکن تبدیل کنیم؟

در دهه ۱۹۶۰ میلادی، از نظر فنی غیر ممکن بود که یک انسان بتواند به فضای بیرونی کره زمین سفر کنید. ولی ظرف ۱۰ سال، اولین انسان قدم به سطح ماه گذاشت. این فرایند معجزه آسای تبدیل رویا به واقعیت وقتی شروع شد که یک «ندا» جامعه علمی را به چالش کشید تا هر کاری که لازم است را انجام دهد تا آمریکا «انسانی را تا پایان آن دهه به ماه بفرستد.» این چالش با کاشتن بذر دستاورد ممکن در آینده درون خاک حاصلخیز تخیل، روحیه یک ملت را بیدار کرد. اینکه ما تا چه مقدار بتوانیم نتایج خود را تغییر دهیم تا حد زیادی بستگی به قوه تخیل ما دارد.با آن چالش شجاعانه، غیر ممکن تبدیل به واقعیت شد.

همین اصل در مورد هر زمینه دیگری از زندگی ما نیز کاربرد دارد. 

آیا یک انسان فقیر می تواند ثروتمند شود؟ قطعاً! ترکیب منحصر به فرد اشتیاق، برنامه ریزی، تلاش و پشتکار همیشه جادوی خود را به دنبال خواهد داشت. سؤال این نیست که آیا این فرمول برای موفقیت جواب می دهد یا نه، بلکه آیا انسان این فرمول را دنبال می کند یا خیر. این متغیر ناشناخته است. این چالشی است که همه ما با آن مواجه هستیم.

همه ما می توانیم از جایی که هستیم به جایی که می خواهیم باشیم، برسیم. هیچ رویایی غیر ممکن نیست اگر ابتدا ما شجاعت باور کردن آن را داشته باشیم.

جیم ران، کسی که یکی از اولین فیلسوفان کسب و کار در آمریکا شناخته می شود، فلسفه ها و اصول خود در زمینه موفقیت را به مدت ۴۶ سال به اشتراک گذاشت. ران در اینجا ۱۳ روش برای بهبود زندگی را معرفی می کند تا شما بتوانید رویای خود را ممکن سازید:

روبرو شدن با ترس های خود

این گونه است که می توانید بر آن ها غلبه کنید. آن ها را نادیده نگیرید، بلکه با آن ها روبرو شوید. با خود بگویید، «این همان چیزی است که از آن می ترسم. باید ببینم که چگونه می توانم آن را تغییر دهم.» همین امروز با ترس های خود روبرو شوید.

تغییر مسیر با قدرت اراده

اگر کارهایی که مثلاً در شش سال گذشته انجام داده اید منافعی که می خواهید را به دنبال نداشته، مجبور نیستید حتماً همان کارها را تکرار کنید. مقصد جدیدی انتخاب کنید و آن راه را دنبال کنید. از قدرت اراده خود برای شروع فرایند استفاده کنید. مجبور نیستید که سال گذشته را تکرار کنید. اشتباهات خود را تصحیح کنید. اکنون روی سال بعد خود سرمایه گذاری کنید.

پذیرش اشتباهات خود

گاهی اوقات باید اشتباهات خود را نزد دیگران تصدیق کنید. یکی از بهترین عبارات در زبان این است: «معذرت می خواهم.» این کلمات می تواند رابطه ای کاملاً تازه را آغاز کند. این کلمات می تواند دو نفر را به مسیری کاملاً تازه سوق دهد. اشتباهاتتان را پیش خود تصدیق کنید. لازم نیست در مورد آن ها نزد تمام آدم های دور و برتان صحبت کنید. ولی هیچ ضرری ندارد که بنشینید و با خودتان مکالمه ای داشته باشید و بگویید، «هیچ فایده ای نداره که خودم را فریب دهم.»

داشتن اهداف بزرگ

فرایند را آغاز کنید. اهداف والاتری برای خود تعیین کنید. به دنبال اهداف بزرگتری باشید. به دنبال چیزی فراتر از آنچه که تصور می کردید می توانید انجام دهید، بروید.

برای موفقیت بیشتر اهداف بزرگ داشته باشید‎

خودباوری

باید به احتمالات ایمان داشته باشید. باید باور داشته باشید که فردا می تواند بهتر از امروز باشد. به خودتان باور داشته باشید. هیچ مهارتی وجود ندارد که نتوانید یاد بگیرید؛ هیچ دانشی وجود ندارد که نتوانید بیاموزید؛ هیچ کلاسی وجود ندارد که نتوانید در آن شرکت کنید؛ هیچ کتابی وجود ندارد که نتوانید بخوانید.

به دنبال خردمندی باشید

به دنبال خِرَدی باشید که پاسخ ها را ایجاد می کند. به دنبل خردمندی باشید تا با چالش های امروز و فردا مقابله کنید. آرزو نکنید که کاش آسان تر بود، آرزو کنید که شما قوی تر باشید.

استفاده از زمان

بعضی وقت ها ما خود را گمراه می کنیم. معمولاً آدم ها پیش خود می گویند، «من هنوز ۲۰ سال دیگر فرصت دارم.» ولی واقعیت اینجاست که شما ۲۰ «بار» دیگر فرصت دارید. اگر سالی یک بار به ماهیگیری بروید، تنها ۲۰ بار دیگر برای ماهیگیری کردن فرصت دارید، نه ۲۰ سال.

سرمایه گذاری کردن سودهای خود

سودها بهتر از دستمزد هستند. دستمزدها باعث می شوند که روزی خود را به دست آورید، سودها باعث می شوند که به ثروت دست پیدا کنید. آیا می توانیم زمانی که روزی خود را به دست می آوریم به سوددهی دست پیدا کنیم؟ پاسخ مثبت است.

شدت و جدیت در زندگی

در هر کاری که انجام می دهید، تلاش بیشتری کنید. کمی قوی تر، و کمی عاقل تر باشید. سرزندگی خود را تقویت کنید. تمام توان خود را روی کاری که انجام می دهید قرار دهید و بعد به دنبال سرزندگی بیشتر، قدرت بیشتر، توان بیشتر، و قلب و روح بیشتر باشید.

پیدا کردن جایگاه مناسب خود

اگر فقط شغلی دارید و در آن کار می کنید، جایی را پیدا کنید که برایتان مناسب است، و مطمئن باشید که آن ها از شما خواهند خواست تا جای بهتری را در اختیار بگیرید. کار خود را به خوبی انجام دهید؛ بهترین کاری که می توانید را انجام دهید. این بهترین راه برای پیشرفت است.

شرافت داشتن

شرافت مثل وفاداری است. شما نمی توانید آن را از کس دیگری بخواهید؛ تنها می توانید آن را از خودتان بخواهید. بهترین نمونه از وفاداری باشید تا پیروان وفاداری داشته باشید. بهترین نمونه از شرافت باشید تا افرادی دور و برتان داشته باشید که شرافت دارند. خودتان سرمشق باشید.

داشتن نظم و انضباط

نصیحت بهتری از این نمی توانم به شما بکنم چون که نظم و انضباط، واقعیت را به وجود می آورد. نظم و انضباط شهرها را می سازد. یک فعالیت منظم فراوانی، برجستگی و بهره وری را ایجاد می کند.

مبارزه کردن برای چیزهای ارزشمند

این فوق العاده است که بتوانید بگویید: «من برای فرزندانم مبارزه کردم، من برای چیزی مبارزه کردم که درست بود، من برای سلامتی مبارزه کردم، من مبارزه کردم تا از شرکت خود محافظت کنم؛ من برای حرفه ای خوب مبارزه کردم که خانواده ام را خوشحال کنم. من برای مبارزه ای خوب، مبارزه کردم.» اگر چیزی ارزشمند را می خواهید، باید برای آن مبارزه کنید.

ادامه ی خواندن
آگهی
چهره‌ها و عکس‌ها2 روز پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۸۶) از اشارات نظرِ شیلا خداداد تا عاشقانه سمانه پاکدل برای هادی کاظمی !!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 روز پیش

عکس پروفایل زیبا برای محرم | عکس نوشته زیبای محرم برای پروفایل

چهره‌ها و عکس‌ها5 روز پیش

عکس نوشته خدایا (۲)

چهره‌ها و عکس‌ها7 روز پیش

عکس های جدید امیر علی اکبری | مصاحبه امیر علی اکبری با روزنامه گل

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۸۵) از خودکفایی الناز شاکردوست تا غرغر لیلا بلوکات از اینستاگرام !!!

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۸۴) از وقتی الناز حبیبی به یاد فروغ فرخ زاد هست تا سحر قریشی در یک مکان دیدنی !!!

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

عکس های جدید سانیا سالاری بازیگر نقش ارغوان در سریال دلدادگان

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

عکس های جدید ساناز طاری (بازیگر نقش نیکا در سریال پدر)

مد ستاره‌ها سلبریتی2 هفته پیش

تصاویر زیباترین بازیگران زن ایرانی + ۱۰ بازیگر زن زیبای ترکیه ای

طنز و مطالب خنده‌دار2 هفته پیش

عکس نوشته های طنز و خنده دار (۲۷)

آگهی

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com