با ما ارتباط برقرار کن

موفقیت و کسب و کار

چگونه به شکل موثر به انتقاد دیگران پاسخ دهیم؟

مدیر گزارش را به شما پس می‌دهد. شما آن را بازبینی می‌کنید و با متن دست‌نویس تطبیق می‌دهید…..

منتشر شده

روی

عکس:

شاید بسیاری از ما خاطره‌ی خوبی از نقد شدن و انتقاد کردن از دیگران به‌یاد نداشته باشیم. ممکن است واقعیتی را طوری بیان کرده باشیم که به‌جای کمک به طرف مقابل، موجب ناراحتی یا ناامیدی او شده باشیم. احتمال دارد کسی به‌درستی از ما انتقاد کرده باشد اما درنهایت، به‌جای توجه به برطرف کردن ضعف‌ها، ناامید شده و به کل از فعالیت خود دست کشیده باشیم. چرا چنین اتفاقاتی می‌افتند و بازخوردها به نتایج مطلوبی منجر نمی‌شوند؟ چگونه از دیگران انتقاد کنیم تا بازخورد خوبی به آنها بدهیم؟ اگر کسی از ما انتقاد کرد، چگونه انتقادش را پاسخ بدهیم؟ این مسئله را باید در سه بُعد بررسی کرد: «منتقد، موضوع نقد، نقدشونده» برای دریافت پاسخ این پرسش‌ها، ادامه‌ی مقاله را مطالعه کنید.

همان‌طور که می‌دانید، ناآگاهی منتقد باعث می‌شود کارکرد مثبت انتقادات او کمرنگ شود. هرچه شیوه‌ی انتقاد از الگوی متعارف خود فاصله بگیرد، احتمال بروز واکنش منفی در افراد نیز بیشتر می‌شود. موارد زیر تعدادی از مهم‌ترین و فراگیرترین واکنش‌های منفی افراد در برابر انتقاد هستند:

  • پرخاشگری؛
  • خودخوری؛
  • قهر کردن و کناره‌گیری؛
  • غیبت و سخن‌پراکنی؛
  • چشم‌پوشی از حقوق خود؛
  • بدبینی نسبت به توانایی‌های خود؛
  • کینه به دل گرفتن و تلافی در موقعیتی دیگر؛
  • تلنبار کردن خشم و تخلیه‌ی آن بر سر فردی ضعیف‌تر.

این مسئله قطعا بی‌علت نیست اما غیر از نحوه‌ی انتقاد، می‌توان دلیل آن را در میزان تأثیرپذیری افراد از انتقاد نیز جست‌وجو کرد.

چه افرادی ظرفیت انتقادپذیری کمتری دارند؟

چه افرادی ظرفیت انتقادپذیری کمتری دارند

تفاوت جنسیت، تیپ شخصیتی، نوع تربیت، الگویِ زیستیِ جامعه و دیگر عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری هویت افراد، سهم بسزایی در نوع واکنش آنها به انتقاد خواهد داشت.

در میهن ما، آن‌طور که به نظر می‌رسد، تعارف و مهرطلبی بر صراحت و واقع‌بینی غلبه دارد. به‌عبارت دیگر، بسیاری از ما ترجیح می‌دهیم به‌جای رویارویی با مسائل و گفت‌وگو برای حل‌وفصل آنها، با پادرمیانی یک ریش‌سفید، صورت مسئله را با روبوسی و سلام‌وصلوات پاک کنیم. به بیان دیگر، تصمیم می‌گیریم به‌جای توجه به رفتار خود و تحلیل آن، تا می‌توانیم دلی به‌دست آریم، چون به ما یاد داده‌اند دل شکستن هنر نمی‌باشد. در این شرایط، اختلاف نظرات و تفاوت دیدگاه‌ها را به رسمیت نمی‌شناسیم و به‌جای مدیریت و بهبود رفتار خود، فرار را بر قرار ترجیح می‌دهیم. همین نوع واکنش است که موجب می‌شود مدام از یک رابطه، به رابطه‌ی دیگر بپریم بی‌آنکه در هیچ‌یک از آنها، تجربه‌ای لذت‌بخش، مولد و پایدار را پشت سر گذاشته باشیم. بعد هم نتیجه بگیریم که همه‌ی مردها یا همه‌ی زنان چنین و چنان هستند.

با توجه به نکات یادشده، می‌توان گفت به‌طورکلی افرادی که خصوصیات زیر را دارند، در مقابل انتقاد شکنندگی و فروپاشی بیشتری از خود نشان می‌دهند.

۱. احساسی‌ها

این افراد در مقایسه با دیگران آسیب‌پذیرتر هستند، به‌خصوص اگر درونگرا هم باشند. آنها زود به دل می‌گیرند و به‌اصطلاح، پوست نازکی دارند. از آنجا که معمولا برونگرایی طرفداران بیشتری دارد، افراد درونگرا به‌طور پیش‌فرض گزینه‌ی چشم‌گیرتری برای انتقاد به نظر می‌آیند زیرا سکوت، دیرجوشی، تفکر، انزوا و … از جمله خصلت‌های رفتاری آنهاست. گویی ناهمانندی‌شان با دیگران، از دید برخی ننگ محسوب می‌شود. (برای کسب اطلاعات بیشتر، به کتاب «همسر مناسب شما: همسرتان را از تیپ شخصیتی مناسب خود انتخاب کنید؛ ناشر: نقش‌ونگار؛ تاریخ نشر: اسفند ۱۳۹۵» مراجعه کنید.)

 

۲. افراد با عزت نفس پایین

افرادی که عزت نفس پایینی دارند، به‌علت حساسیت بیش‌از‌حدی که نسبت به سیگنال‌های موجود در محیط دارند، مستعد این هستند که با سوءتعبیر، واقعیت امر را خلاف آنچه هست درک کنند. به‌عبارتی، برخی را اغراق‌آمیز و برخی را ناچیز در نظر می‌گیرند. همین غیرواقع‌بینی، موجب اختلال در ارتباطات آنها و درنهایت باعث شکنندگی‌شان می‌شود.

 

۳. برخی از زنان

برخی از زنان

روی هم رفته، زنان نسبت به انتقاد حساسیت بیشتری دارند، به‌خصوص اگر کهن الگوی غالب‌شان «پرسفون» و «دیمیتر» باشد. آنها ممکن است با قهر کردن، خشم انفعالی، سرکوب احساسات، کوتاه آمدن و پذیرفتن تقصیرها، نسبت به انتقادات واکنش نشان بدهند. (برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب «نمادهای اسطوره‌ای و روان‌شناسی زنان؛ نویسنده: شینودا بولن؛ مترجم: آذر یوسفی؛ سال انتشار: ۱۳۹۵» مراجعه کنید.)

به‌طورکلی، تفاوت جنسیتی زنان و عملکرد خاص سیستم بدن آنها، می‌تواند باعث نوسان قدرت نقدپذیری‌شان شود. با این همه، زنانی وجود دارند که شکست‌ناپذیر هستند و پشت مردان را به خاک می‌مالند. نمونه‌ی آن را می‌توانید در فیلم سینمایی «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش ببینید.

۴. مردانی با کهن الگوی زئوس و پوزیدون

انتقاد از آنها ممکن است حتی به قیمت نابودی فرد منتقد تمام شود مگر اینکه فرد منتقد، خود پوزیدون یا زئوسی مقتدرتر از فرد نقدشونده باشد. مردان زئوسی نسبت به احساس ناتوانمندی و مردان پوزیدونی نسبت به احساس غیرارزشمندی واکنش شدیدتری از خود نشان می‌دهند. زئوسی‌ها از دست‌کم گرفته‌شدن و ضعیف‌بودن ناراحت می‌شوند؛ اما طعنه زدن، نمک‌نشناسی، محبت‌ناپذیری و به‌طورکلی بی‌اعتنایی، مردان پوزیدونی را بیش از هر چیز دیگری به آستانه‌ی انفجار نزدیک می‌کند. زئوسی‌ها میدان را ترک نمی‌کنند، آنها آن‌قدر با شما می‌جنگند تا شکست‌تان بدهند. حتی ممکن است دست به دامان دوزوکَلَک شوند. اما پوزیدونی‌ها غالبا بازی را به‌هم می‌ریزند. از نظر آنها بازی زمانی معنا دارد که خودشان برنده باشند. (برای کسب اطلاعات بیشتر، به کتاب «انواع مردان اثر ژان شینودا بولن» مراجعه کنید.)

انتقاد چه رابطه‌ای با مدل ذهنی و نظام ارزشی افراد دارد؟

آنچه گفتیم، به معنای آن نیست که کسی حق ندارد از افراد یادشده انتقاد کند، بلکه نشان‌دهنده‌ی آن است که در هنگام انتقاد از آن افراد، باید به کدام ارزش‌های اخلاقی و عرفی مقبول آنها بیشتر توجه کرد. توجه به نکات فوق، به فرد نقدشونده نیز کمک می‌کند دچار سوءتعبیر نشود و هر تفاوت سلیقه و عقیده‌ای را بلافاصله نقص و ضعف خود قلمداد نکند.

در همین خصوص، قصد داریم دو مورد از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در تفاوت ذهنیت‌ها و باورهای افراد را بیان کنیم:

۱. تفاوت ارزش‌ها

تفاوت ارزش‌ها

قرار نیست همه‌ی افراد در زندگی خود از خط‌مشی واحدی پیروی کنند. بر همین اساس، تا زمانی که ارزش‌های فردی کسی هنجارهای قانونی و پذیرفته‌شده‌ی جامعه را نقض نکرده باشد، انتقاد از رفتار او بی‌معنا خواهد بود، حتی ممکن است از آن با عنوان فضولی و ورود به حریم شخصی نیز تعبیر شود. در ضمن احتمال نتیجه‌بخش بودن آن پایین‌تر از حد معمول خواهد بود.

۲. تفاوت سبک زندگی

اقوام و مذاهب مختلف، بنا بر الگوی زیستی و آداب و رسوم خاص خود، با یکدیگر تفاوت دارند. هیچ بعید نیست بی‌احترامی به سُنت‌های پذیرفته‌شده‌ی آنها، کار را به‌جای «تعامل» به «تقابل» تبدیل کند. به فرض که برخی از آیین‌ها و مناسک آنها با نظام ارزشی شما منطبق و همخوان نباشد. اگر بخواهید به‌سرعت شمشیر به دست بگیرید و ذهنیت آنها را اصلاح کنید، به‌عنوان یک شورشی و یاغی شناخته خواهید شد. اول اینکه تا کسی خود به اهمیت تغییر پی نبرد و از دل و جان خواستار آن نباشد، نه‌تنها برای بهبود وضع خود تلاش نمی‌کند، بلکه در برابر تغییرات نیز مقاومت خواهد کرد. در ثانی، نمی‌شود در عرض چند ثانیه، به مبارزه با سُنت‌هایی برخاست که نسل اندر نسل، در وجود دیگران رخنه کرده‌اند. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که مدیریت احساسات و تلاش برای برقراری ارتباط مؤثر، گزینه‌ی مفیدتری باشد.

خطاهای شناختی چه تأثیری در پاسخگویی به انتقادها دارند؟

آشنایی با خطاهای شناختی و توجه به آنها در زندگی، ضامن کاهش بسیاری از برداشت‌های بد خواهد بود. درنتیجه بسیاری از جروبحث‌ها اصلا شروع نمی‌شوند که بخواهیم راهی برای حل‌وفصل آنها بیابیم. آشنایی با خطاهای شناختی، قدرت و نیرویی به فرد می‌دهد که موانع پیش روی خود را حتی در تاریکی، تا حد قابل ملاحظه‌ای شناسایی و درنتیجه از آنها دوری کند. در ادامه تعدادی از مهم‌ترین خطاهای شناختی را با هم مرور می‌کنیم. کسی که با این خطاها آشنا باشد، هم می‌تواند بهتر انتقاد کند و هم می‌تواند به انتقادات دیگران بهتر پاسخ بدهد.

۱. خطای هاله‌ای

خطای هاله‌ای

اگر یک نفر در صفت «الف» مورد تأیید است، پس حتما در صفت «ب» هم مورد تأیید است. در اثر این خطا، شاید خوش‌تیپ‌ها، باسواد و بااخلاق نیز به نظر برسند، چنانکه ممکن است افراد زورگو، بی‌سواد به چشم بیایند.

۲. خطای توجه صِرف به شواهد تأییدکننده

«اگر این دارو را بخورم، دیگر نیازی به عمل جراحی ندارم. همسایه‌مان هم مشکل من را داشت، همین دارو را خورد و خوب شد.» یعنی پزشک شما به ذهنش نمی‌رسید به‌جای عمل جراحی، برای‌تان چنین دارویی تجویز کند؟! اگر در صورت استفاده از دارو، سلامتی خود را بازنیافتید، می‌خواهید به پزشک‌تان مراجعه کنید یا یقه‌ی همسایه‌تان را بگیرید؟

۳. خطای تفکر صفر و یکی

«وقتی فرزندانم را راهنمایی می‌کنم، من را به این متهم می‌کنند که وارد حریم شخصی‌شان شده‌ام، پس دیگر آنها را راهنمایی نمی‌کنم.» واقعا نمی‌شود به گزینه‌ای بین این دو فکر کرد؟ مثلا روش راهنمایی، زمان و موقعیت آن را تغییر داد؟ یا منظور خود را به شخص دیگری منتقل کنیم و از او بخواهیم فرزندان‌مان را راهنمایی کند؟ شاید از آن فرد حرف‌شنوی بیشتری داشته باشند. آیا نمی‌توان به آنها کتاب، فیلم، مصاحبه و چیزهایی دیگری پیشنهاد کرد که خودشان مسئله را پیگیری کنند؟

«می‌خواستم ورزشکار شوم، اما آسیب‌دیدگی زودهنگام، مانع از تحقق رؤیایم شد. پس ورزش را کنار می‌گذارم و پیِ ادامه‌ی تحصیل یا کار آزاد می‌روم. سعی می‌کنم این مسئله را فراموش و علاقه‌‌ی شدیدی را که به ورزش دارم، انکار و سرکوب کنم.» واقعا نمی‌شود به گزینه‌ای بین این دو فکر کرد؟ مثلا مربی‌گری؟ آنالیزور تیم؟ روان‌شناس تیم؟ مترجم تیم؟ تهیه‌کنندگی برنامه‌ی ورزشی؟ روزنامه‌نگار ورزشی؟ تولیدی پوشاک ورزشی؟ نویسنده‌ی تاریخچه‌ی رشته‌های ورزشی؟ نویسنده‌ی زندگی‌نامه‌ی ورزشکاران؟ پژوهشگر ورزشی؟ گزارشگر ورزشی؟ گوینده‌ی خبر ورزشی؟ و …

۴. فاجعه‌آمیز کردن پیامدها

«اگر در کنکور قبول نشوم، تمام زندگی‌ام را باخته‌ام. اگر سرباز بشوم دیگر هیچ راهی برای رسیدن به علائق و اهداف خود نخواهم داشت و …»

۵. غلو در نکات منفی و کم‌توجهی به نکات مثبت (یا برعکس)

غلو در نکات منفی و کم‌توجهی به نکات مثبت

«تیم ملی فوتبال در بازی آخر بسیار بد عمل کرد. پس نتیجه می‌گیریم که هرگز نمی‌توان به عملکرد این تیم در جام‌جهانی امیدوار بود.»

آیا به‌علت کیفیت نامقبول بازی آخر، می‌توان از صدرنشینی و رکورد گل نخوردن‌های تیم ملی در دیدارهای انتخابی جام‌جهانی چشم‌پوشی کرد؟

۶. ذهن‌خوانی

«وقتی از استاد سؤال کردم، جوابم را کامل نداد. از چشمانش خواندم که هنوز از حرف دیروزم ناراحت است. از همین الان باید خودم را برای مشروط شدن حاضر کنم.»

از کجا معلوم؟ شاید استاد پاسخ شما را در آن لحظه به خاطر نداشته است یا شاید درگیر مطلب دیگری بوده است!

۷. قضاوت زودهنگام

«دوستم پس از یک ساعت تأخیر به محل قرار رسید. هرچه زنگ می‌زدم جوابم را نمی‌داد. شاید فکر کرده من متوجه نمی‌شوم که رفتار توهین‌آمیزی دارد! می‌دانم چطور حالش را بگیرم. دفعه‌ی بعد که قرار بگذاریم، من هم پس از یک ساعت تأخیر می‌آیم. می‌خواهم قیافه‌اش را در آن شرایط ببینم.»

شاید واقعیت این باشد: دوست شما تلفن همراه خود را در خانه جا گذاشته است. ۱۰ دقیقه هم زودتر از شما آمده است، اما شما محل قرار را اشتباه آمده و یک کوچه بالاتر ایستاده‌اید. حالا به او حق می‌دهید که او هم در دل خودش، هرچه می‌خواهد نثار شما کند؟

۸. تعمیم مبالغه‌آمیز

در امتحان ریاضی نمره‌ی دلخواه خود را به‌دست نمی‌آورید. پس نتیجه می‌گیرید که همیشه خنگ بوده‌اید. آیا این طرز فکر معقول و مقبول است؟

هنگام نوشتن چک، یک صفر بیشتر می‌گذارید. برای اصلاح آن راهی به ذهن‌تان نمی‌رسد. از کسی کمک می‌گیرید. آن‌قدر شما را سرزنش می‌کند که اصلا دیگر مجالی برای دریافت راهنمایی باقی نمی‌ماند. آیا از این اتفاق، می‌توان نتیجه گرفت که شما همیشه بی‌عرضه بوده‌اید؟

مردی به همسرش خیانت می‌کند. آن خانم نتیجه می‌گیرد که تمام مردها سوءاستفاده‌گر هستند. آیا واقعا این چنین است؟ آیا نباید یک لحظه به این فکر کند که اگر آگاهی بیشتری داشت، ممکن بود زودتر متوجه شود که طرف مقابلش او را سر کار گذاشته است؟

۹. نادیده گرفتن موارد مهم ناشی از تمرکز بیش‌ازحد بر جزئیات

نادیده گرفتن موارد مهم ناشی از تمرکز بیش‌ازحد بر جزئیات

هزار خواستگار قابل قبول می‌آید. مثل مارگزیده‌ای هستید که از ریسمان سیاه‌وسفید هم می‌ترسد. آنگاه تمام قضایا را رها می‌کنید و می‌گویید: «فقط می‌خواهم صداقت داشته باشد؟»

واقعا اگر شخصی صادق باشد اما اعتیاد داشته باشد او را به همسری می‌پذیرید؟ اگر صادق باشد اما بی‌احساس، آیا باز هم گزینه‌ی خوبی برای شروع زندگی مشترک خواهد بود؟

چگونه به شیوه‌ای مؤثر انتقادات را پاسخ بدهیم؟

تمام مطالب قبلی، پیش‌زمینه‌ای بود تا برای آشنایی با روش مطلوب پاسخگویی به انتقاد آماده شوید. پیش از هر چیز باید گفت همان‌قدر که دیگری به خود حق می‌دهد که از شما انتقاد کند، در بسیاری از موارد، شما نیز به‌سادگی می‌توانید بگویید: «من از شما نظر نخواستم»، مگر اینکه نماینده‌ی مردم، مسئول یا صاحب سِمَتی باشید و پاسخگویی جزء وظایف شما باشد در غیر این صورت، می‌توانید تا آخر بشنوید، اما مجبور نیستید صحت و سقم حرف گوینده را تأیید کنید. می‌توانید حق را به او بدهید. همچنین می‌توانید اثربخشی‌ پیشنهادهایی را که به شما می‌شود، تأیید کنید اما به آنها عمل نکنید.

به لحن منتقد توجه کنید و بدون طعنه و کنایه از او بپرسید:

  • چه هدفی از انتقاد داری؟
  • واقعا می‌خواهی به من کمک کنی؟
  • واقعا کیفیت کار من برای تو اهمیت دارد؟
  • واقعا فکر می‌کنی اگر انتقاد نکنی حقی از تو ضایع می‌شود؟
  • اصلا چه انتظاری از من داشته‌ای که هنوز برآورده نشده است؟

بعد بررسی کنید آیا آنچه مدنظر دارد، برای شما نیز مهم است؟ از او بپرسید نقص موجود، چقدر به کل کار صدمه زده است؟ آیا اینها باعث شده‌اند که نقاط مثبت به چشم نیایند؟ بیشتر از او سؤال کنید تا دریابید پشت استدلال‌هایی که ارائه می‌کند، چه انگیزه‌های ناپیدایی وجود دارد؟ آخر سر از او بپرسید که فکر می‌کند چند نفر دیگر با او هم عقیده هستند؟ چند نفر مایل به تغییر وضع فعلی هستند؟ و درنهایت چه پیشنهادهایی برای بهبود وضع موجود دارد؟

نمونه‌ای از پاسخگویی مطلوب به انتقاد در موقعیت‌های خاص

نمونه‌ای از پاسخگویی مطلوب به انتقاد در موقعیت‌های خاص

فرض کنید منشی یک شرکت هستید. رئیس از شما ایراد می‌گیرد که چرا در نگارش متن گزارش خود دقت نکرده‌اید؟ برای واکنش گزینه‌های متعددی وجود دارد:

۱. دهان به دهان شدن

مگر چقدر به من حقوق می‌دهید که چنین توقعاتی دارید؟ اگر منشیِ دقیق می‌خواهید، بروید یک نفر دیگر بیاورید.

۲. کوتاه آمدن

بله حق با شماست. من همیشه گیج و منگم.

۳. دلیل‌تراشی

از صبح که آمدم سردرد داشتم. قول می‌دهم دیگر تکرار نشود.

۴. ایجاد احساس گناه و شرمندگی

مظلوم گیر آورده‌اید؟ اگر مرد بودم، باز هم همین‌طوری سرم داد می‌زدید؟ الان که جلوی همکارانم شخصیتم را خُرد کردید، کیفیت متن گزارش ارتقاء پیدا کرد؟

۵. سکوت و خودخوری

در دل‌تان می‌گویید به وقت مناسب، جوری حالش را می‌گیرم که نفهمد چه بر سرش آمده است!

۶. جست‌وجوی شواهد بیشتر برای درک واقعیت

می‌توانید به‌جای هرگونه واکنش نامطلوب، باقاطعیت و اقتدار با رئیس گفت‌وگو کنید. چه کسی گفته است همیشه شما مایه‌ی نقص و خسارت هستید؟ نباید به این سادگی از حقوق فردی‌تان بگذرید. در ادامه نمونه‌ای از این گفت‌وگو ارائه شده است:

– کدام متن؟
+ همین متنی که امروز نوشتید.
– چه مشکلی داشت؟
+ برخی از اعداد و ارقام مبهم هستند. جمع حساب‌ها با مبلغ کل همخوانی ندارد. مستندات بدون منبع ثبت شده‌اند. بازه‌ی زمانی و میزان سود حاصل از فعالیت شرکت، دقیقا مشخص نیست.
– بسیار خوب! لطفا گزارش را به من پس بدهید تا آن را بازنگری کنم.

مدیر گزارش را به شما پس می‌دهد. شما آن را بازبینی می‌کنید و با متن دست‌نویس تطبیق می‌دهید. متوجه می‌شوید گزارشی که به دست رئیس رسیده، همانی نیست که امروز نوشته‌اید. شما گزارش برآورد و تخمین سرمایه‌ی اولیه‌ و سود نهایی پروژه را که پیش از این تایپ کرده بودید، به اشتباه به‌عنوان گزارش نهایی به رئیس داده‌اید. از گزارشی که امروز نوشته‌اید، به‌سرعت پرینت می‌گیرید و به رئیس تحویل می‌دهید. این چنین، در عوض کشته شدن، حداکثر یک خراش سطحی را تحمل خواهید کرد.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی

موفقیت و کسب و کار

۹ عادت مشترک آدم های پولدار که جالب است بدانید

منتشر شده

روی

به وسیله

آدم های پولدار و ثروتمند عادت هایی دارند که ممکن است برای شما هم جالب باشد. در ادامه ۹ عادت مشترک آدم های پولدار را به شما می گوییم

«تام کارلی»، محقق آمریکایی برای مدت پنج سال، عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت. او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی می کند و توضیح می دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می توان وضعیت مالی اش را پیش بینی کرد. او در تحقیقات خود درباره طبقه پولدار نوشته: «جالب این جاست که ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»

عادت مشترک آدم های پولدار چیست؟

حدود ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله هوله (junk food) مصرف می کنند و حدود ۹۷ درصد بی پول ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله هوله می خورند.

حدود ۸۰ درصد پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده اند و فقط ۱۲ درصد بی پول ها چنین کاری می کنند.

حدود ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می کنند ولی ۲۳ درصد بی پول ها اهل ورزش مرتب هستند.

حدود ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب های صوتی گوش می دهند ولی فقط ۵ درصد بی پول ها چنین عادتی دارند.

حدود ۸۱ درصد پولدارها کارهایی را که باید در طول روز انجام بدهند، فهرست می کنند ولی فقط ۱۹ درصد بی پول ها to-do list دارند.

حدود ۶۳ درصد والدین پولدار، بچه هایشان را مجبور می کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند و فقط ۳ درصد بی پول ها چنین عادتی دارند.

حدود ۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ می زنند تا تولدشان را تبریک بگویند ولی فقط  ۱۱ درصد بی پول ها چنین کاری می کنند.

حدود ۶۷ درصد پولدارها اهداف شان را روی کاغذ می آورند و فقط ۱۷ درصد بی پول ها از این کارها می کنند.

حدود ۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می گذرانند و فقط ۲ درصد بی پول ها چنین عادتی دارند.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

با این جملات، اعتماد دیگران را به دست آورید

منتشر شده

روی

به وسیله

به دست آوردن اعتماد دیگران برای بیشتر ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چرا که اثرات قابل توجهی در زندگی و روابط اجتماعی ما می تواند داشته باشد. بیان برخی جملات به ما کمک خواهد کرد که در روابط روزمره اعتماد همکاران، دوستان و حتی غریبه ها را به راحتی به دست آوریم. جملاتی در ادامه مطلب برایتان آورده ایم که با تکرارشان نه تنها اعتماد طرف مقابل را به دست خواهید آورید بلکه داشتن مکالمه ای مثبت و تاثیرگذار را تضمین خواهید کرد.

حرفت را می فهمم 

حتی اگر شما با دیدگاه طرف مقابل تان مخالف اید، به او نشان دهید که برای حرف هایش ارزش قائلید. در این شرایط، قبل از این که او را رد کنید، به او بگویید: «من به حرف های تو احترام می گذارم» سپس نظر خود را بیان کنید. در این صورت، نه تنها حس نادیده گرفتن شدن به او دست نمی دهد بلکه اعتمادش به شما نیز بیشتر می شود.

به نظر من… 

اگر می خواهید در مکالمه ای پیروز شوید، باید اعتماد طرف مقابل را به دست آورید. بیان جمله هایی چون «به نظر من…» یا «پیشنهاد دیگر…» به طرف مقابل تان این حس را منتقل می کند که شما انعطلاف پذیر هستید. اگر نشان دهید که یک زاویه دید بسته ای ندارید و می توانید موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنید، اعتماد طرف مقابل تان را به دست آوردید.

نظرت در این مورد چیست؟ 

شما باید نشان دهید که نظر طرف مقابل تان برای شما ارزشمند است. اگر از همان اول مکالمه نظر او را بخواهید، این اعتماد را به او داده اید اما اگر او فکر کند که شما قبل از پرسیدن نظر او، خودتان قضاوت کرده اید، او نیز نسبت به شما گارد می گیرد. بنابراین قبل از بیان نظر خودتان، حتما نظر طرف مقابل تان را هم بپرسید.

من چه کاری می توانم انجام دهم؟ 

با گفتن این که «من چه کاری می توانم انجام دهم» در واقع ثابت می کنید که شما نسبت به تغییرات مثبت انعطاف پذیرید. شما در یک مکالمه باید نشان دهید که برای ایجاد تغییرات مثبت در خودتان انگیزه لازم را دارید. در این شرایط نه تنها دیگران نظرات شان را راحت تر بیان می کنند، بلکه اعتمادشان به شما نیز چند برابر می شود.

من سراپا گوشم 

گفتن جمله «من سراپا گوشم» در ابتدای مکالمه، داشتن یک مکالمه موثر را تضمین می کند. در واقع شما نشان می دهید که تنها برای حرف زدن نیامده اید و به حرف های طرف مقابل تان نیز با دل و جان گوش می دهید.

بیان برخی جملات به ما کمک خواهد کرد که اعتماددیگران را به راحتی به دست آوریم‎

بابت ترافیک معذرت می خواهم 

تحقیقی نشان داده افرادی که در ابتدای مکالمه برای اشتباهی که مرتکب شده اند عذر خواهی می کنند، برای دیگران قابل اعتمادترند. در حقیقت شما با گفتن جملاتی مثل «ببخشید معطل شدی» یا «بابت ترافیک از شما غذرخواهی می کنم» با طرف مقابل تان همدردی می کنید و به او این حس را منتقل می کنید که در کنار او هستید نه در مقابل اش.

آن اشتباه من بود 

شاید فکر کنید که اشتباه کردن سابقه شما را پیش طرف مقابل تان خراب می کند، اما واقعا اینگونه نیست بلکه برعکس، شما با قبول کردن اشتباه تان، به او ثابت می کنید که پذیرای هر نقدی هستید و برای بهبود شخصیت تان تلاش می کنید. همین کار باعث می شود که طرف مقابل تان به شما اعتماد کند و او نیز در زمان خود، اشتباه اش را بپذیرد. تحقیقات نشان داده، افرادی که نمی خواهند نشان دهند که ایده آل کامل هستند، بسیار جذاب تر از آنهایی اند که دوست دارند خودشان را بی عیب و نقص نشان دهند.

می توانی کمک کنی؟ 

اگر در مواقعی که احتیاج به کمک دارید، از طرف مقابل تان بخواهید که به شما کمک کند، در واقع ثابت می کنید که شما به او اعتماد کرده اید. با این کار اعتماد او نیز به سمت شما جلب می شود و همکاری موفق تری را کنار هم در پیش خواهید داشت.

من به نظر تو اعتماد دارم 

پس از این که از طرف مقابل تان خواستید که کمک حالتان باشد، به او این فرصت را بدهید تا نظراتش را بیان کند. همین که او بداند می تواند در بعضی مسایل روی شما کنترل داشته باشد، یعنی این که اعتماد او را به دست آورده اید.

من بدون تو نمی توانم این کار را انجام دهم 

با گفتن این جمله شما به طرف مقابل تان نشان می دهید که به او اعتماد کرده اید و برای دریافت هر کمکی از جانب او آماده اید. در واقع با این کار شما رابطه خودتان را بر اساس اعتماد و نگاهی مثبت بنا کرده اید و به او نیز نشان می دهید که همکاری کلید موفقیت رابطه شماست.

ادامه ی خواندن

موفقیت و کسب و کار

انقلابی که از مسیر ذهن می‌گذرد؛ خود را بکوبید و دوباره از نو بسازید

منتشر شده

روی

به وسیله

ما آسمانیم، اتفاق‌ها رعدو برق و برف و باران.آسمان همیشه هست، همیشه وسیع است، همیشه بزرگ است. آب‌وهوا می‌آید و می‌رود. نمی‌ماند. گذراست، تمام می‌شود. مهم است همیشه، حتی در توفان و بوران یادمان باشد که ما آسمانیم و هیچ‌چیز در جهان یارای نابود کردن ما را ندارد.

آسمانی بودن ما یعنی مشاهده‌گر بودنمان. مشاهده‌گر بودن فراتر از فکر کردن به خود است. مشاهده گری در واقع چیزی متفاوت از وضعیت عادی مغز و ذهن است.

فرقی نمی‌کند مدیتیشن، تمرین تمرکز یا خودشناسی می‌کنید، هر راهی که برای تبدیل شدن به یک مشاهده‌گر طی می‌کنید برای ایجاد تحولات درونی و قرار گرفتن در مسیر درست زندگی بسیار ضروری است.

وقتی توانایی مشاهده‌گر بودن را بدست بیاورید، متوجه می‌شوید چگونه به خود فکر می‌کنید و حتی می‌توانید رفتارهای خود را نیز زیر ذره‌بین ببرید.

فرد مشاهده‌گر از تمامی احساسات، افکار، انگیزه‌ها، هیجانات و رفتارهای خود آگاه است. این حالت با عملکرد معمولی مغز کاملا فرق دارد.

نگاه کردن به خود این‌طور نیست که شما در تراس بنشینید و ببینید مثلا برگ‌های درختان چگونه در معرض باد به زمین می‌ریزند. نگاه کردن به خود بسیار پیچیده و دشوار است و به تمرین زیاد نیاز دارد.

بسیاری از عواطف، احساسات و رفتارهای انسان به صورت خودکار روی می‌دهند به همین خاطر در بیشتر مواقع نمی‌دانیم این اتفاق‌ها چه زمانی صورت می‌گیرند. در اغلب مواقع انسان بدون توجه به احساس یا فکر، واکنش نشان می‌دهد.

زمانی که درگیر واکنش و عمل می‌شویم دیگر فرصتی برای فکر کردن نخواهیم داشت.

تنها زمانی که بتوانید مشاهده‌گر احساسات و رفتارهای خود باشید، می‌توانید روی عواطف، احساسات و واکنش‌های خود تسلط یافته و آنها را تحت کنترل بگیرید.

به‌طور مثال، اگر در معرض عصبانی شدن قرار دارید (یا هر رفتار تند دیگری)، باید سعی کنید که حرفی از دهان شما خارج نشود که بعدا پیشمانی به بار بیاورد.

از آنجایی که بسیاری از غضب‌ها و فوران‌های احساسی بسیار سریع روی می‌دهند، درست در زمان شکل‌گیری واکنش عصبی، وقتی که خرد و نیروی عقلانی شما از بین می‌رود، چگونه می‌توانید پا در میانی کرده و اوضاع را عوض کنید؟

شما فقط بعد از وقع حادثه متوجه می‌شوید که چقدر بد و ضعیف آن شرایط را مدیریت کرده‌اید. به همین خاطر، مهم‌ترین مساله در اینجا این است که تعداد گذرگاه‌های عصبی جدید در مغز را افزایش دهید تا مسئولیت تحت‌نظر گرفتن سیستم را به عهده بگیرند.

این مساله به ذهن و مغز شما کمک می‌کند تا راهی جدید برای غلبه بر روش‌های قدیمی پیدا کند.

گذرگاه‌های عصبی جدید در مغز زمانی بدست می‌آیند که شما چندین هفته برای ساخت و تکمیل آنها زمان صرف کنید. یعنی برای یافتن روش‌های جدید، باید تمرین کنید. پس از اینکه روش جدید ساخته و پرورده شد، تازه می‌توانید سیستم فکری و مغزی خود را تحت کنترل داشته باشید، کوچک‌ترین تلنگرها را ببینید و تشخیص دهید، وضعیت احساسی خود را از نگاه شخص سوم ببینید و بشناسید و به افکاری که پیش از فوران و داد و بیداد کردن شکل می‌گیرند سر و سامان بدهید و برایشان الگوی سالم تعریف کنید.

با تمرین خودسازی و شناخت خود می‌توانید توانایی خودمشاهده‌گری را افزایش دهید‎

خودمشاهده‌گری 

با تمرین خودسازی و شناخت خود می‌توانید توانایی خودمشاهده‌گری را افزایش دهید

وقتی به یک خودمشاهده‌گر تبدیل می‌شوید، یاد می‌گیرید چگونه علایم هشدار دهنده در درون خود و محیط اطراف را تشخیص داده و از بروز رفتارهای خشن، هیجانی و مملو از عصبانیت که تبعات منفی زیادی دارند، دوری کنید.

تا پیش از کشف و شناسایی این سیگنال‌ها، متوجه حضورشان نخواهید شد.

اغلب ما پس از وقوع حادثه و با مرور کردن ماجرا تازه متوجه این موانع و علایم هشداردهنده می‌شویم.

در هر شرایط و حالت روحی که باشید، وقتی طغیان شکل می‌گیرد، نشانه‌های آن ظاهر خواهد شد و هشدارهای لازم را خواهد داد. اگر مشاهده‌گر باشید، می‌توانید این نشانه‌ها را دیده و از بروز اتفاقات ناگوار پیشگیری کنید.

به این صورت که با در نظر گرفتن عواقب ناگوار یک حرف یا یک واکنش، سعی می‌کنید رفتار یا احساس خود را به مسیری دیگر هدایت کنید.

وقتی بتوانید قدرت منطق خود را با خودِمشاهده‌گر همگام کنید، شانس بیشتری برای کنترل افکار و رفتارهای نادرست خواهید داشت. خودِمشاهده‌گر به شما هشدار می‌دهد، منطق هم نتیجه رفتارها را برایتان تفسیر می‌کند و در نهایت، با عقل خود تصمیم درست را گرفته و اجازه می‌دهید خشم، عصبانیت، یا هرگونه رفتارهای تکانشی و تند از شما عبور کنند بدون اینکه واکنشی نشان داده باشید.

یعنی تفکرات منفی که برایتان شاخ و شانه می‌کشند را راحت‌تر انکار می‌کنید.

وقتی به یک خودمشاهده‌گر تبدیل می‌شوید، یاد می‌گیرید چگونه علایم هشدار دهنده در درون خود و محیط اطراف را تشخیص داده و از بروز رفتارهای خشن، هیجانی و مملو از عصبانیت که تبعات منفی زیادی دارند، دوری کنید.

در این روند سه بخش از مغز درگیر می‌شوند، دو بخش از آنها برای انکار و بخش سوم برای خروج عصبانیت فعالیت می‌کنند.

در اوایل مسیر شاید دو بخش انکار کوچک باشند و زیر پای عصبانیت له شوند. اما با گذر زمان و تمرین، این الگوها قوی و بزرگ خواهند شد طوری که به راحتی، رفتارها و جملات حاکی از عصبانیت را پشت سر گذاشته و بر آن غلبه خواهند کرد.

اگر این تمرین و روند رشد ادامه پیدا کند، به مرحله‌ای می‌رسید که می‌تواند داخلِ منبعِ عصبانیت و خشم را مشاهده کنید.

با تمرین خودسازی و شناخت خود می‌توانید توانایی خودمشاهده‌گری را افزایش دهید و به این ذهنیت عینی برسید که متوجه شوید ریشه و عامل اصلی واکنش‌ها و رفتارهای شما چیست.

برای رسیدن به جایگاه آسمان، باید تلاش و تمرین کنید‎

مزایای خود مشاهده‌گر بودن چیست؟

وقتی شما به مرحله خودمشاهده‌گر بودن برسید، می‌توانید لحظه‌های حساس زندگی و افکار خود را تشخیص داده و پیش از انجام هر کار اشتباهی، آن را انکار کنید.

مثلا اگر رفتار شخصی شما را عصبانی می‌کند، بلافاصله با دیدن علایم هشداردهنده، پیش از اینکه مغز بخواهد واکنش تند و تیزی از خود نشان دهد(که این کار ا با سرعت بسیار بالا انجام می‌دهد)، آن را انکار کنید. یعنی بی‌تفاوت از آن عبور کنید و بگذارید آن تفکر یا رفتار یا واکنش بدون اینکه اجازه فوران پیدا کند، رد شود و برود.

در این لحظه شما شاهد واکنش دومی خواهید بود، واکنشی که در پی انکار رفتار خودکار بدن ظاهر می‌شود و اجازه نمی‌دهد رفتارهای اتوماتیک از شما سر بزند.

در چنین لحظاتی است که انسان رشد می‌کند و می‌تواند از قالب‌های قدیمی و کهنه ذهن و مغز خود بیرون آمده و الگوها و رفتارهای تازه‌ای بسازد.

خود مشاهده‌گر ما مانند آسمان است و افکار و احساسات ما مثل آب‌وهواست. آب‌وهوا دائماً در حال تغییر است و حتی اگر خیلی هم بد باشد به آسمان صدمه نمی‌زند. قدرتمندترین رعدوبرق، شدیدترین طوفان و سردترین زمستان‌ها می‌آیند و می‌روند و آسمان همچنان پابرجاست. مهم نیست که این تغییرات چه هستند چراکه آسمان همیشه جایی برای آنها دارد به‌علاوه، دیر یا زود شرایط عوض می‌شود و آب‌وهوا تغییر می‌کند.

فکر کردن به خود کافی نیست. وقتی مغز معمولی در مورد ما فکر می‌کند اغلب حالت مقایسه‌ای دارد. مغز خودخواه انسان همیشه او را با دیگران یا با حالت ایده‌آلی که در ذهن دارید مقایسه می‌کند.

اینجاست که ارزیابی ما بر اساس نزدیکی یا دوری به استانداردهای ذهنی صورت می‌گیرد. و احتمال اینکه خودمان را قضاوت کنیم – بدون اینکه از این امر مطلع باشیم – هم زیاد است.

اینجاست که این تفکر در ذهنمان شکل می‌گیرد که دیگران چه فکری در مورد ما دارند یا چه برداشتی از رفتارمان خواهند داشت.

این تفکرات خودخواهانه است که به ما می‌گوید به اندازه کافی مدیتیشن نمی‌کنیم یا تمرینات ذهنی خود را درست انجام نمی‌دهیم. شاید این افکار شبیه مشاهده‌کردن به نظر برسند، اما واقعا این طور نیستند. اینها انتقادهای از پیش تعیین شده هستند. نتیجه چنین تفکراتی، بدتر شدن اوضاع است.

وقتی همچون نظاره‌گر ممتنع رفتار می‌کنیم، متوجه مسایل متفاوتی خواهیم شد. متوجه می‌شویم این افکار از وجود و احساساتی که می‌سازند، ریشه می‌گیرند.

در مراحل بالاتر هوشیاری و خودشناختی ممکن است به این نتیجه برسیم که نسخه ایده‌آل‌سازی‌شده در پس‌زمینه ذهن ما به عنوان وسیله‌ای برای مقایسه استفاده می‌شود.

ممکن است به این نتیجه برسیم که می‌توان زمانی را در یک مکان ساکت نشست و مکاشفه کرد و سپس احساسات، افکار و رفتار ما چگوه به یک ایده واکنش نشان می‌دهد.

مشاهده‌گر بودن را بیاموزید

وقتی خود به عنوان زمینه در نظر گرفته می‌شود، به این معناست که خویشتن واقعی افراد برابر با افکار، احساسات و حس‌های بدنی در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه برابر با خود شخص در نظر گرفته می‌شود، شخصی که این تجارب را داراست و متوجه آنهاست اما درگیر آنها نیست

تمرین آگاهی و تمرکز

در آخر هم برای اینکه بدانید چگونه می‌توان تمرکز کرد و آگاهی بیشتری کسب کرد توصیه می‌کنیم در یک مکان آرام بنشینید و همزمان با دم و بازدم، به همه اتفاق‌هایی که در ذهن و مغز و بدن شما روی می‌دهند توجه کنید.

سپس روی مسایلی تمرکز کنید که سعی دارند حواس شما را از مشاهده روند تنفس پرت کنند. این بهترین تمرین برای توسعه مهارت مشاهده گر بودن است.

به این نکته توجه داشته باشید که ضمیر و باورهای ناخودآگاه شما ممکن است موانع زیادی را سر راه تمرین‌های خودمشاهده‌گر بودن بگذارند.

همچنین به یاد داشته باشید که تمرینات اشخاص با هم فرق دارد و نمی‌توان برای همه یک نسخه پیچید. اما مساله مشترک و مهم این است که بدانید بدون تمرین و پشتکار نمی‌توان خود را از اتاق فکر بیرون بکشید و از بالا نظاره‌گر افکار، احساسات و رفتارهای خود باشید.

برای رسیدن به جایگاه آسمان، باید تلاش و تمرین کنید. این تمرین همانند یادگیری رانندگی است. شما وقتی هنوز بدرستی با قواعد رانندگی آشنا نیستید، در خیابان‌های پهن و خلوت تمرین می‌کنید و سپس به تدریج وارد فضاهای پر تردد می‌شوید.

زیر نظر گرفتن افکار و رفتارها هم همین‌طور است. اول از افکار ساده و کوچک شروع کنید و پس از اینکه توانستید آنها را کنترل کنید، سپس سراغ نمونه‌های سخت همچون خشم، عصبانیت یا تفکرات منفی و خطرناک خود بروید.

یادتان باشد شما آسمان هستید و افکار، رفتار و احساسات شما وضعیت آب‌وهوایی هستند. بدترین شرایط آب‌وهوایی هم نمی‌تواند آسمان را از بین ببرد. پس همیشه باید هوشیار و امیدوار باشید.

ادامه ی خواندن
آگهی
چهره‌ها و عکس‌ها1 ماه پیش

به مناسبت ۳۱ اکتبر جشن هالووین | عکس های دیدنی از گریم جشن هالووین

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۸) از اعتراض هنرمندان به پخش نشدن ۹۰ تا توصیه شیلا خداداد  به نگاه کردن!!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

واکنش جالب افراد مشهور به حضور پرسپولیس در فینال آسیا | از مهناز افشار و شوهر استقلالی اش تا مهراوه شریفی نیا!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۹) از ترانه علیدوستی در ژاپن تا بهنوش طباطبایی در نمایشگاه بزرگمهر حسین پور!!!

احادیث و سخن بزرگان2 ماه پیش

احادیث تصویری در باب سبک زندگی

کلیپ دیدنی‌ خواندنی‌2 ماه پیش

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی (۱۰۹)

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۴) از خاطره ویدا جوان و سانسورچی تا سنگ تمام شیلا خداداد برای تولد همسرش!!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۷) از مهناز افشار در گرگان تا مدلینگ بهنوش طباطبایی!!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۵) از الناز شاکردوست در یک جای خطرناک تا مهناز افشار و آهو خانم !!!

چهره‌ها و عکس‌ها2 ماه پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۶) از سمانه پاکدل و قشنگی های پاییز تا شهاب حسینی و خانواده !!!

آگهی

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com