با ما ارتباط برقرار کن

روابط عاطفی

ویژگی های جذاب یک زن برای مردان

منتشر شده

روی

تا به حال به این فکر کرده اید که کدام خصوصیات زنانه واقعا برای مردان
جذاب هستند؟ منظور از خصوصیات زنانه لزوما زیبایی ظاهری نیست. برخلاف تصور
بسیاری از خانم ها، اکثر مردان هنگام انتخاب همسر به غیر از زیبایی به
چیزهای دیگری هم فکر می کنند. اما این خصوصیات زنانه که مردان را به سوی
خود جلب می کنند چه چیزهایی هستند؟
ویژگی زنانه 1: زندگی خودش را دارد.

زنان
در زندگی امروز نسبت به زنان در قدیم از استقلال شخصیتی بیشتری
برخوردارند. مهم است که ثابت کنید خودکفا و مستقل هستید و این استقلال را
در تمام طول زندگی مشترک  حفظ کنید. یک مرد امروزی دوست ندارد همسرش بیش از
اندازه به او وابسته باشد و به اصطلاح به او بچسبد، چنین چیزی باعث می شود
که او احساس خفگی کند.

پس به جای اینکه خانواده و دوستان را به کلی
کنار بگذارید و همه وقت خود را در کنار همسرتان سپری کنید، همیشه در
برنامه روزانه خود زمانی را به فعالیت های جداگانه و مخصوص به خود اختصاص
دهید. یک رابطه خوب بر زندگی ما حکومت نمی کند، بلکه کیفیت آن را تقویت می
کند.

 

ویژگی زنانه 2: صادق و وفادار است.

در
مورد علایق، احساسات، نقاط ضعف و حتی گذشته خود صادق باشید. ممکن است
وسواس خاصی داشته باشید یا در حال حاضر از یک بیماری رنج ببرید ولی ترس از
دست دادن او نباید شما را به دروغ گفتن ترغیب کند. هرچیزی که ممکن است
بعدها لو برود و او را نسبت به شما سرخورده کند، باید صادقانه و شجاعانه
بازگو شود.

هیچ چیز را پنهان نکنید. مطمئن باشید اگر او به اندازه
کافی دوستتان داشته باشد نه تنها ترکتان نخواهد کرد، بلکه صداقت و شهامت
شما را خواهد ستود و چه بسا به شما کمک خواهد کرد.

ویژگی زنانه 3: مراقب خودش هست.

این
چیزی است که سابقه ای طولانی دارد و از زمان دورترین اجداد ما تا کنون
تغییر نکرده است. مردان خانم هایی را می پسندند که از ظاهر خود راضی هستند و
به آن افتخار می کنند. منظور ما اصلا این است که ظاهری بی عیب و نقص یا
شبیه به مدل های لباس داشته باشید. ظاهر همه چیز نیست. اما خانمی که به
ظاهر خود، به لباس هایی که به تن دارد و به نظافت خود اهمیت می دهد مطمئنا
جذاب خواهد بود. یک آرایش ملایم، یک عطر خوب و همه چیزهایی که برای داشتن
یک زیبایی طبیعی لازم است، اینها را فراموش نکنید.

ویژگی زنانه 4: اعتماد به نفس دارد.

مطمئن
باشید روزهایی که زنان ظریف و ترسو مردان قوی را به خود جذب می کردند
گذشته است. این روزها ضعیف و نیازمند بودن تنها سرزنش دیگران را بر می
انگیزد. مطمئن باشید افراد مشهوری که در رسانه ها می بینیم آنقدرها که به
نظر می رسد شجاع و قوی نیستند. آنها گاهی فقط تظاهر می کنند. پس به جای
اینکه بر نقاط ضعف خود تمرکز کنید، توانایی های خود را گسترش دهید و به رخ
بکشید. از زبان بدن حتما استفاده کنید چون به شما کمک می کند به داشتن
اعتماد به نفس تظاهر کنید. تماس چشمی را فراموش نکنید و گاهی لبخندی
پیروزمندانه بزنید.

ویژگی زنانه 5: بالغ است و دیالوگ برقرار می کند.

بعضی
خانم های جوان دوست دارند با زبان کودکانه حرف بزنند و اتفاقا با این کار
توجه طرفشان را جلب می کنند. اما مراقب باشید در این کار افراط نکنید. یک
مرد امروزی از همسر خود انتظار دارد که توانایی برقراری یک مکالمه منطقی و
عقلانی را داشته باشد. بیش از حد کودکانه رفتار کردن باعث سرخوردگی او می
شود. ثابت کنید که فردی رشد یافته و منطقی هستید. در مورد موضوعات جالب
صحبت کنید و با دقت به صحبت های او گوش کنید.

این یک حقیقت پذیرفته
شده است که یک مرد امروزی نسبت به مردی که 30 سال پیش زندگی می کرد از همسر
خود توقعات بیشتری دارد. هرچند مردها با هم متفاوتند و معیارهای متفاوتی
هم دارند، اما 5 معیار بالا تقریبا مورد توجه همه مردان است.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی
loading...

روابط عاطفی

عشق و عاشق شدن در دانشگاه، یک تجربه متفاوت!

منتشر شده

روی

به وسیله

عشق و عاشق شدن در دانشگاه

در آغاز زندگی دانشجویی، پرنده‌های نورسی بودید که تا دیروز در زیر پر و بال مادران خود آرام گرفته بودید.

ماشین‌های خودکار حفظ کتاب‌ها وگزینه‌ها،
قهرمانان خوش‌باور عشق‌های خیالی، خستگان و آزردگان عرصه درس و تست!
عصیانگران خشمگین از مراقبت‌های گاه و بیگاه بزرگ‌ترها، و خاموشان پرآزرمِ
از به زبان آوردن یا به خیال کشیدن نام و نشان دختر
یا پسری آشنا و بیگانه، یک‌باره خود را در کنار ده‌ها نفر از همسالان جنس
مخالف می‌بینند، هیجان‌زده و نگران می‌شوند و هرکدام با انگیزه‌ای در دام
نگاهی، لبخندی و کلامی می‌افتند.

عشق در یک نگاه

روز اول دانشگاه برای همه پر از خاطره است. احساس موفقیت و افتخار، کشیدن یک نفس راحت بعد از کنکور، آماده شدن برای محیط تازه و تجربیات نو و… .

یکی از جالبترین خاطرههای روز اول دانشگاه
را رضا، دوست شیرازیم، برایم تعریف کرد. روز اول به مناسبت ورود ما به
دانشگاه جشن مفصلی گرفته بودند و بعد از ثبتنام و جشن، دانشجوهای سال
بالایی قسمتهای مختلف دانشگاه را به ما نشان میدادند.

بیشتر دانشجوها نسبت به محیط جدید احساس
غریبی میکردند. اما داستان در مورد فرشته فرق میکرد. او دختر صمیمی و
خونگرمی بود که از همان اول شروع کرد با اولین نفری که کنارش بود یعنی رضا
صحبت کردن.

رضا
که هیچوقت رابطه مستقیم با دخترها نداشت و از خانوادهای سنتی و مذهبی بود،
اولش خجالت میکشید. ولی کمکم یخ او هم آب شده بود و شروع کرده بود به گرم
گرفتن با فرشته. در تمام روز اول دانشگاه، شاید تنها کسانی که با هم مشغول صحبت شدند، رضا و فرشته بودند.

بعدها رضا برای من تعریف کرد که آنشب از خوشحالی تا صبح نخوابیده و احساس میکرده عشق رویاهایش را پیدا کرده است.

یکروز صبح که رضا به عشق دیدار فرشته راهی
دانشگاه شده بود، فرشته به محض دیدار او سلام و احوالپرسی گرمی کرده بود و
با هم به طبقه سوم دانشگاه که کلاسها برگزار میشد رفته بودند. اما پیش از
رفتن سر کلاس، فرشته پسر قدبلندی را که از آنجا رد میشد، صدا زد و رضا را
به او معرفی کرد. «فرید، این رضا همکلاسیمه که برات تعریف کردم؛ رضا، فرید شوهرم.»

هنوز هم زمانی که رضا این خاطره را تعریف میکند، از خجالت سرخ میشود. از این خاطرات عشق در یک نگاه و در یک روز، تا دلتان بخواهد به یاد دارم.

هر چند که با گذشت زمان و شروع کلاسها،
روابط بیشتر از روزهای قبل برمبنای شناخت افراد از هم شکل میگیرد، اما
بسیاری از عشقها در همان روزهای اول به دلیل کمبود شناخت افراد از جنس
مخالف، تفاوتهای فردی و تفاوتهای فرهنگی، به سادگی به ناکامی کشیده میشود.

ترم اولیها و جنس مخالف

جوانان یا بهتر بگوییم نوجوانانی که به
عنوان دانشجو، زندگی پرفراز و نشیب دانشگاهی را آغاز میکنند، در دوستی با
افراد جنس مخالف – که البته دارای برخی فایدههای روانی و اجتماعی است- گاه
دچار مشکلات و بحرانهایی میشوند که تا سالیان دراز، همچون ابری تیره بر آسمان زندگی آنها سایه میافکند و شادابی و کامروایی را از آنها دور میکند.

College

سال اولی کیست؟

بیشتر سال اولیها پسران و دخترانی هستند
19،18ساله، که تا حدود سه ماه قبل از ورود به دانشگاه دانشآموزانی بودهاند
تلاشگر و پرکار که زمان زیادی را به درس و مشق مدرسه میگذراندهاند و تنها
نگرانی و دغدغه فکری آنها پذیرفته شدن در دانشگاه بوده است.

در دوران دانش آموزی، پدران و مادران
آنها، به ویژه در دوسال آخر مدرسه، همه نوع حمایت عاطفی، مالی و امکاناتی
را به اندازه توان خود، در اختیار فرزندانشان قرار میدادند و در کنار محبت و
حمایت زیاد و بیدریغ، بر تمام کارهای آنها از قبیل زمانهای رفت و آمد،
خوابیدن و استراحت، شیوة گذراندن اوقات فراغت و خصوصیات دوستان و
خانوادههایشان نظارت میکردند.

بیشتر سال اولیها، تا پیش از ورود به دانشگاه تماس زیاد و نزدیکی، حتی با جوانان غیرهمجنسِ فامیل هم نداشته اند.

آنها در زمان دانش آموزی، کشش جنسی خود را با پشتوانة تربیت دینی و به خاطر نهی و مراقبت والدین و نیز خستگی ناشی از پرکاری، مهار میکردند و یا رهایی از آن را به رؤیاهای شبانه و روزانه میسپردند.

از سوی دیگر چون نظام آموزشی ما در ایران،
تأکید خود را بر حفظ کردن مطالب دهها کتاب پرحجم درسی گذاشته و به تأیید و
حمایت خانوادههای ناآگاه و نگران، و هم نوا با بنگاههای آزمند تقویتی و
کنکور، شعار «زگهواره تا گور تستی بزن!» را به جای آموزه های «زگهواره تا
گور دانش بجوی» و «توانا بود هر که دانا بود» نشانده است، نوجوانان ایرانی،
نهتنها مهارتهای برقراری ارتباط، حل مسئله، مهار خشم، ابراز وجود،
خویشتنداری و مقابله با استرس را نمیآموزند، بلکه با وجودهایی آکنده از اضطراب، کمرویی، ضعف اعتماد به نفس و احساس گناه و سرمست از رتبه های یک رقمی و دورقمی، به غرقاب محیطی پر از ابهام و مشکل با و پرسشهای جدید پرت میشوند!

آری، در آغاز زندگی دانشجویی، پرندههای
نورسی بودید که تا دیروز در زیر پر و بال مادران خود آرام گرفته بودید.
ماشینهای خودکار حفظ کتابها وگزینهها، قهرمانان خوشباور عشقهای خیالی،
خستگان و آزردگان عرصه درس و تست! عصیانگران خشمگین از مراقبتهای گاه و
بیگاه بزرگترها، و خاموشان پرآزرمِ از به زبان آوردن یا به خیال کشیدن نام و
نشان دختر یا پسری آشنا و بیگانه، یکباره خود را در کنار دهها نفر از
همسالان جنس مخالف میبینند، هیجانزده و نگران میشوند و هرکدام با انگیزهای
در دام نگاهی، لبخندی و کلامی میافتند.

انگیزههای ارتباط

کشش طبیعی: مهمترین
انگیزه توجه به جنس مخالف، کششی است سالم و غریزی که خداوند در نهاد انسان
قرار داده است. در مقالههایی که در شمارههای قبل سپیده دانایی نوشتهایم،
یادآور شدهایم که سیمای دوستی با جنس مخالف در سه دورة تحولی: تولد تا 6
سالگی، 7 تا 12سالگی و نوجوانی و بعد از آن، با هم تفاوت دارند. از سن 13
سالگی، همزمان با افزایش ترشحات غدد درونریز، رشد ابعاد جسمی و پدیدار شدن
ویژگیهای اولیه و ثانوی جنسی، توجه به محرکهای جنسی و جنس مخالف در نوجوان
بیدار میشود و به مرور شدت میگیرد.

فراهم بودن زمینه دوستی: چون
دختران و پسران زیادی یا با هم در یک رشته درس میخوانند و یا در یک
دانشگاه کنار هم هستند، فرصت زیادی برای تماس با یکدیگر پیدا میکنند.

آزادی برای برقراری ارتباط: دانشجویان
چه در شهر خود درس بخوانند، چه در شهری دیگر، مانند دوره دبیرستان در معرض
نظارت و مراقبت شدید والدین و بزرگترهای خود نیستند. از این رو، راحتتر و
بدون واهمه میتوانند اقدام به دوستی با جنس مخالف کنند.

استقلالطلبی: عدهای
از جوانان که فکر میکنند قبل از دانشگاه استقلال و آزادی عمل نداشتهاند،
بیش از دیگران حریصاند که استقلالطلبی خود و رهـــــا شدن از محدودیتهـــای
خانوادگـــی را با گرفتن دوســـت دختر یا پسر برآورده سازند.

شرایط روحی: روانرنجوری ناشی از مشکلات زندگی قبلی، یا
اضطراب و احسـاس تنهایی در زندگی جدید، بعضی را وا میدارد که برای به دست
آوردن آرامش خود به سوی رابطه با جنس مخالف کشیده شوند؛ رابطهای که ثابت
شده در مراحل اول دوستی، به راستی منبعی شادیآور و تسکیندهنده است.

فشار گروه همسال: نوجوان
و جوان، از دوستان همسال خود بسیار تأثیر میپذیرد. از این رو اگر در
دانشگاه و کلاس و یا در جمع دوستان خوابگاهی، چند نفری او را تشویق به
برقراری رابطه با جنس مخالف کنند و بهخصوص اگر با توجیهات روشنفکرنمایی و
تجددمآبی، نداشتن این نوع دوستیها را نشانه عقبماندگی و تحجّر بدانند، جوان
تازهوارد نمیتواند در برابر اصرارها و ریشخندهای آنان تاب بیاورد.

آمادگیهای پیشین: با
آنکه گفتیم بیشتر سال اولیها در گذشته نزدیک، دانشآموزان تلاشگری بودهاند
که با مراقبت والدین خود، فقط درس میخواندهاند و جز شرکت در کلاسهای
گوناگون رسمی و غیررسمی، سرگرمی دیگری نداشتهاند، اما متأسفانه برخی از
دانشجویان بزرگتر و درگیر رابطه با جنس مخالف، گزارش دادهاند که حدود
40درصد آنها از دوران دبیرستان و حتی دوران راهنمایی دوستی با جنس مخالف را
شروع کردهاند و به این کار آگاهی کامل دارند! اینان آزمندتر از دیگران،
همچون مصرفکنندگان مواد مخدر، ناآرامی و نیاز برانگیخته شده خود را با دوست
گرفتنهای متعدد، آنهم در یک زمان! رفع میکنند.

ادامه ی خواندن

روابط عاطفی

راه های جذاب شدن در اولین برخورد

منتشر شده

روی

به وسیله

اثری که همان اول بر طرف می گذارید تا آخر عمر یادش می ماند. در
حالت اغراق آمیزش این است که این برخورد اول تعیین کننده نوع و ادامه یا
عدم ادامه و شکل گیری رابطه خواهد بود. به هر حال این واقعیتی است که ذهن
در طول برخورد اول، مدام مشغول ارزیابی و بررسی طرف برای تصمیم گیری درباره
ادامه ارتباط است.
پس مراقب همه چیز باشید. حواستان به زبان بدنتان
باشد. در اولین برخورد قبل از هر چیز افراد به سیگنال هایی که طرفشان با
زبان بدنش می فرستد توجه می کنند. کافی است فکرتان وقتی او دارد حرف می زند
پرت شود که یکهو از نگاهتان این حواس پرتی را بخواند و توی ذوقش بخورد که
شما اهمیتی برای حرف او قائل نیستید و احترام دیگران را نگه نمی دارید. پس
خودتان را نخارانید، خمیازه نکشید، زل نزنید و غیره. از ما گفتن.

نگران دماغتان نباشید

قیافه
آدم های مظلوم را به خودتان نگیرید. حتی اگر واقعا آدم مظلومی هستید. کسی
این آدم ها را در وهله اول جدی نمی گیرد. بنابراین اگر می خواهید برایتان
تره خرد کنند همینطورکه خودتان را آماده ورود به دنیای جدید کرده اید، سعی
کنید ادای آدم های غیرخجالتی را دربیاورید.

بی خود نگویید آدم
افتاده ای هستید و سرتان را نیندازید پایین. بگیریدش بالا. سر پایین آن هم
در روزهای اول نشانه نداشتن اعتماد به نفس است.اعتماد به نفس احترام می
آورد. آدم ها به کسی که به خودش مطمئن است اعتماد می کنند و رویش حساب می
کنند.

 
راه های جذاب شدن در اولین برخورد

بنابراین حتی اگر اعتماد به نفس ندارید، تظاهر به داشتنش بکنید. یک
آدامس بیندازید بالا و هر از گاهی که استرستان بالا گرفت بجویدش،تند تند و
پی در پی نه که دستتان رو می شود یا آدم مسخره ای به نظر می رسید. آرام و
با طمانینه.

روش حمله پیش دستانه را پیش بگیرید و خودتان سراغ
دیگران بروید. بعد حتی اگر تمام مدت حرف زدن او سکوت کنید، طرف فوقش مشکوک
می شود به اینکه چرا حرف نمی زنید اما عمرا خبردار شود که ماجرا چیست. اگر
کسی سراغتان آمد، بلند و واضح با او حرف بزنید و در چشمانش نگاه کنید. حتی
اگر در دلتان غوغایی بود و حس کردید دارید پس می افتید، به چیزهای خوب فکر
کنید.

لبخند بزنید

قیافه
های جدی و خشک ترسناکند. لبخند بزنید. این لبخند برایتان تبلیغ خواهد بود.
البته برای احتیاط باید یادآوری کنیم لبخندی که دائمی باشد قیافه را شبیه
دلقک های خوشحالی که از همه چیز زندگی راضی هستند می کند. پس فقط گهگاه و
به موقع لبخند بزنید. مثلا درست لحظه مواجهه با آدم ها یا گاهی که به جمله
ای می رسد که قابل تایید است و قبول دارید.

همینطورکه سر تکان می
دهید لبخند بزنید تا تاکیدتان را بیشتر کند و دوست داشتنی تر شوید یا وقتی
طرف دارد از خودش حرف می زند این کار را بکنید. لبخند خداحافظی را هم هیچ
وقت یادتان نرود. اگر یادتان رفت یعنی فاتحه همه لبخندها و همه زحمات را
خوانده اید. لب هاتان را کمی بکشید، جوری که روی صورتتان دیده شود نه فقط
توی دلتان و جوری که خودتان بدانید. فقط اگر عروسی در دلتان راه افتاده کمی
لب ها را جمع تر کنید.

پسرخاله نشوید

چند
سالتان است؟ 18 لااقل. پس تا به این سن فهمیده اید که نباید با مردم سریع
پسرخاله شد. راحت بودن با پسرخاله شدن فرق می کند. این دو را قاطی نکنید.
هیچ کس خوشش نمی آید یکی از توی خیابان بیاید و دست بگذارد روی شانه اش یا
یک لقمه از ساندویچش را بخواهد. هستند کسانی که این کار را می کنند اما
معمولا آدم های بیمار یا خطرناک هستند که شما جزوشان نیستید.

اغلب
موجودات طبیعی خداوند از اینگونه صمیمیت ناگهانی می هراسند یا چندششان می
شود. پس محترمانه حرف بزنید وبرای باز کردن سر حرف، از حرف ها و سوالات کلی
تر استفاده کنید. اینکه از خانواده چند نفره آمده و پدر و مادرش چه کاره
اند و ماهی چقدر توجیبی می گیرد به شما ارتباطی ندارد. رفتن سراغ سوال های
شخصی که احتمالا در حریم شخصی طرف قرار می گیرند جز اینکه باعث شود طرف
نگاه عاقل اندر سفیه بهتان بکند و سری به تاسف برایتان تکان دهد نخواهد
داشت.

ظاهربین هم باشید!

از
وجناتتان پیداست که آدم ظاهربینی نیستید اما چاره ای نیست، در این روزهای
نخستین باید ظاهربین باشید. ظاهربین بودن بهتر از هیچی نبودن است! راه
دیگری وجود ندارد. باید انتخاب کنید و از میان این همه آدم غریبه، جز اینکه
از روی ظاهر دست به انتخاب بزنید راهی ندارید.

 
راه های جذاب شدن در اولین برخورد

این انتخاب ظاهری بهتر از این است که برای هر کس دم دستتان بود نقشه
رفاقت بکشید. پس نگاهتان را مودبانه و با شرم و حیا و جوری که هیچ کس شک
نکند، بچرخانید و به دنبال چیزهای بی ارزش ظاهری که دوست دارید در افراد
باشید؛ مثلا قد بلند، ظاهر متشخص، موهای فرفری یا کسی که عین ندید بدیدها
روز اول دانشگاه کت و شلوار تنش کرده باشد، پر انرژی باشد یا نباشد و …؛
اگر یکی این ویژگی های ظاهری را داشت، لااقل می دانید که یک چیز دارد که
دوست دارید یا تایید می کنید.

البته از آنجایی که ظاهربینی عاقبت
خوشی ندارد، ممکن است بعدتر از اینکه سراغش رفته اید پشیمان شوید اما همیشه
راه برگشت هست. اگر هم این چیزها مطلقا برایتان ارزشی ندارد همینطور
الابختکی بروید جلو و به هر کسی رسید دم دستتان، بگویید: سلام حالت چطوره؟
البته نه جوری که نگاه و دندانتان برق بزند.

کمی اتوکشیده باشید

همانقدر
که شما در این روزهای اولی شروع ترم ظاهربین هستید، دیگران هم هستند. پس
قبل رفتن به دانشگاه یک نگاه در آینه به خودتان بیندازید. اگرچه شما با
پوشیدن دمپایی قرمز پلاستیکی احساس رهایی از دغدغه های پوچ مادی می کنید
اما لااقل تا زمانی که دیگران فرصت شناختن شما را نداشته اند، دمپایی ها را
زیر تختتان بگذارید تا وقتش برسد.

مطمئن باشید هیچ کس سراغشان
نخواهد رفت! به قیافه تان برسید ولی دانشگاه را با سالن عروسی اشتباه
نگیرید. یادتان باشد کسی سراغ آدم ژولیده پولیده نمی رود و از داشتن رفیقی
اینچنینی به خود نمی بالد.

بعدترها که کارتان بالا گرفت و اعتباری
کسب کردید، اگر خواستید ژولیدگی را به یکی از ویژگی های برجسته تان تبدیل
کنید و دمپایی بپوشید تا قبل از یکی، دو ترم هنوز اغلب دانشجوها طبیعی اند و
کفش می پوشند، طبیعی باشید.

قلمروها را قاطی نکنید

حریم
صمیمی، شخصی، اجتماعی و عمومی از اقسام قلمروها هستند. حریم صمیمی یا
خصوصی فاصله ای کمتر از 45 سانتی متر بین دو نفر است. قبل از اینکه با طرف
صمیمی شوید، در حریم صمیمی قرار نگیرید که حتما شما را پس خواهد زد. حالا
با دست نه، با رفتارش. ممکن است ناخودآگاه به عقب برود یا ناگهان مضطرب
شود. حریم شخصی حداقل 45 سانتی متری است.

همیشه نباشید

نظر
شما خیر است، درست اما گدای رابطه که نیستید، هستید؟ اگر نیستید باید
بدانید تندرویدر تایید و زیاده موافقت کردن و از خود اراده و نظری نداشتن
باعث می شود طرف فکر کند گدای محبت و دوستی هستید یا از آنهایی هستید که با
هر که بنشینید شکلش می شوید. بنابراین حسابی رویتان نمی کند.

یادتان
باشد کسی حوصله گداها را ندارد. فوق فوقش برای آرامش وجدان هر از گاهی که
جلوی چشمشان بودید لقمه نان محبتی بهتان بدهند اما دائمی نخواهد بود. جوری
جدیت و قاطعیت و مصمم بودن نشان بدهید که آدم ها گمان کنند شخصیت تان محکم و
شکل گرفته و مستقل است؛ مثلا هر جا که گفتند، راهتان را نکشید دنبالشان.
گاهی بگویید کار دارید و نمی توانید. یا بگویید قرار دیگری دارید که یعنی
برای شما دوست و رفیق ریخته!

 
راه های جذاب شدن در اولین برخورد

گاهی تحمل کنید

از
کرده تان پشیمانید؟ از این آدم برایتان آبی گرم نمی شود؟ اما مرد باشید و
کاری را که شروع کرده اید درست تمام کنید.دیگر بدتر از این نیست که دهانش
بوی کپک پنیر بدهد! اما ادب به خرج بدهید و تا ته حرفش را گوش کنید.

آدامس
باد نکنید یا اینطرف و آنطرف را بررسی ننمایید! طرف دارد برای شما حرف می
زند چون خودتان او را تشویق یا مجبور به این کار کرده اید. صبوری کنید.
بالاخره حرفش تمام می شود. یا می توانید جور مودبانه ای حرف را به سمت تمام
شدن ببرید.

اگر برعکس از طرف خوشتان آمده و می خواهید گفت و گو
ادامه پیدا کند، با گوشدادن دقیق او را به وجد بیاورید. گاهی سر تکان بدهید
یعنی که می فهمید. گاهی کلمات تاییدی، تاکیدی و سوالی بپرسید. اینها نشانه
ای هستند برای اینکه حرف های او برایتان جالب است.

بزن کانال بعدی

آدم
ها به سه دسته سمعی، بصری و لمسی تقسیم می شوند و خیلی از روانشناس ها
معتقدند همه بدبختی آدم ها در روابطشان (یا لااقل بخش اعظمی از آن) سرهمین
بلد نبودن ویژگی های شخصیتی طرف رابطه است. طرفتان را برانداز کنید و
ببینید چطور موجودی است و در کدام دسته از این سه دسته قرار می گیرد؛ مثلا
برای برخورد با یک آدم لمسی باید به شکل متفاوتی از یک آدم بصری رفتار کرد.

حالا
هی بروید جلوی یک آدم لمسی سخن پراکنی کنید یا تریپ بیایید. آب در هاون
کوبیده اید. نتیجه این می شود که هم شمایی که می خواهید رابطه ای را شروع
کنید سرخورده می شوید چون طرف برخورد امیدوارکننده ای نخواهد کرد، هم اینکه
او که باید روحش متوجه سیگنال های شما شود، نمی شود. پس قبل از هر کاری
سریع طرف را اسکن کنید و ببینید از چه قماشی است. این بررسی را در طول
مکالمه و برخورد هم ادامه دهید و کامل کنید.

– بصری ها عاشق
هیجانند. می توانید آنها را از حالت نگاه کردنشان و رفتارشان بشناسید. پر
انرژی و تند حرف می زنند و زیاد از دست و بدنشان موقع حرف زدن استفاده می
کنند. در دایره لغاتشان کلمات تصویری زیادند. مثلا شفاف، درخشان، چشم
انداز. برای ارتباط گرفتن با اینها نباید شل و ول باشید. پرانرژی باشید و
تند حرف بزنید و توانایی هایتان را نشان دهید.

– سمعی ها سخنورترند.
خوب حرف می زنند و حواسشان به اینطرف و آنطرف هست. در واقع گوش هاشان تیز
است. در دایره لغاتشان کلماتی که صدا دارند بیشتر شنیده می شود. مثلا صدا،
آهنگ، همهمه، ضربه، قصد داشتن، شرح دادن، مذاکره کردن، ناهنجار … با
اینها باید خوب و شمرده حرف زد تا کلمات تاثیرشان را بر شنوایی آنها
بگذارند.

– لمسی ها احساسشان عمیق تر است و ملایمترند. خودشان را
موقع حرف زدن لمس می کنند و موقع حرف زدن از چنین کلماتی استفاده می کنند:
احساس، لمس کردن، اتصال، لغزیدن، تعادل، اصابت، احساساتی. به نظر شل و ول
می رسند ولی عملا از بقیه حساس تر و عمیق ترند. با این افراد خوب دست
بدهید، گاهی به پشتشان بزنید یا دست روی شانه شان بگذارید. (البته نه همان
جلسه اول. اصل پسرخالگی که یادتان نرفته)

ادامه ی خواندن

روابط عاطفی

چگونه رفاقت را جایگزین قضاوت کنیم؟

منتشر شده

روی

به وسیله

  

چگونه می توان دست از قضاوت دیگران کشید؟
آیا با تمرین و آگاهی می توان قضاوت کردن درباره دیگران را کاهش داد و
افراد را بدون پیش فرضهای ذهنی پذیرفت؟ آیا ما می توانیم عملی را که برای
ما و دیگران ناخوشایند و آزاردهنده است، متوقف سازیم؟

هنگامی که یك
خبر كوتاه درباره یك اتفاق، در فضای مجازی یا كانال یا گروهی منتشر می شود،
خیلی زود متوجه موج قضاوت ها و نظرات و كارشناسی های مختلفی می شوید كه
درباره خبر مورد نظر، فضای مجازی را پر كرده است. حتی در این میان قطعا
شاهد دعوا و كل كل عده ای موافق و مخالف هم هستید. در واقع بدون هیچ تعلل و
صبری راحت قضاوت می کنید.

کسانی که دیگران را قضاوت می کنند،
درباره خودشان خیلی بی رحم تر عمل می کنند. کسانی که به اندازه کافی نسبت
به خودشان احساس خوب دارند این خوبی را در دیگران هم می بینند. قبل از
اینکه به قضاوت کردن درباره دیگران خاتمه دهید اول از قضاوت کردن درباره
خودتان دست بکشید. فراموش نکنید خیلی از اوقات قضاوت کردن جزء عادت های فرد
می شود.

چرا مدام دیگران قضاوت می شوند؟
* رشد در شرایط طاقت فرسا:
بعضی ها به دلیل رشد در شرایط طاقت فرسای انتقادی در خانواده، قضاوت کردن 
درباره دیگران را به عنوان یک عامل کمکی در برقراری رابطه هایشان یاد
گرفته اند.

* مخفی کردن خود:
بعضی ها دیگران را قضاوت می کنند تا در اصل، خودشان را مخفی کرده باشند
چراکه مواردی را در دیگران می بینند که در خودشان هم وجود دارد و آنها این
ویژگی را دوست ندارند.

*اعتماد به نفس پایین: بعضی ها اعتماد به نفس پایینی دارند و درمورد همه چیز در زندگی دورنمایی منفی دارند.

*تحقیر دیگران و بزرگ نمایی خود: بعضی ها از تحقیر دیگران برای مهم جلوه دادن خود و داشتن حس بهتر استفاده می کنند.
یادتان باشد، هیچ کدام از این دلایل باعث نمی شوند قضاوت کردن حس بهتری به شما بدهد زیرا خود قضاوت کردن دارای بار منفی است.

 

زود قضاوت کردن

فراموش نکنید خیلی از اوقات قضاوت کردن جزء عادت های فرد می شود

 

چطور بی خیال قضاوت شوید؟
شما
می توانید به صورت آگاهانه زاویه دید منفی را به زاویه دید مثبت تغییر
دهید. این کار فقط تمرین می خواهد. تمرین هایی از جمله اینکه:

*دیگران را همان گونه که هستند بپذیرید و به آنها عشق بورزید.
*به
خودتان بگویید هیچ کس کامل نیست. هر فردی نقاط منفی و ضعف هایی دارد همان
طور که نقاط مثبت و مهارت هایی دارد. این ترکیب انسان ها را منحصر به فرد
می کند.
*بدانید قضاوت کردن و انتقادکردن  به راحتی جزو عادت ها می شود. با نگرش منفی به آن دامن نزنید و گسترش شان ندهید.
*کاستی ها و ضعف هایتان را بپذیرید.
*قضاوت کردن و انتقادکردن را با افکار مثبت جایگزین و روی نکات خوب دیگران تمرکز کنید.
*دیگران را به دلیل اشتباهات شان ببخشید. مهربان باشید و آنها را درک کنید.

و اما یک توصیه
دکتر
سید معتمدی، روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در
این باره چند توصیه دارد، وی می گوید: متاسفانه قضاوت های همراه با بدبینی
به خصوص در میان همسران با احساس حسادت و حس بد و ناخوشایندی از تصور
محبوب نبودن و جذاب نبودن همراه است. به دنبال آن و با تداوم بدبینی و شکی
که فرد را به قضاوت اشتباه وادار می کند، احساس تحقیر شدن و مورد بی
احترامی واقع شدن برای شخص مورد قضاوت پیش می آید. بروز این اتفاقات در
زندگی زناشویی  نتیجه ای جز کاهش علاقه، بروز رفتارهای خشونت آمیز،
پرخاشگری و در نهایت ناکامی نسبت به تداوم زندگی مشترک نخواهد داشت.

همین طور بروز چنین رفتارهایی به
ایجاد حس بی اعتمادی میان والدین و فرزندان منتهی می شود و به نوعی میان
آنها به شدت فاصله می اندازد که تبعات منفی خود را دارد. اما در محیط های
کاری شخصی که براحتی دیگران را مورد قضاوت های اشتباه قرار می دهد، به
عنوان فردی زیر آب زن و بدخواه شناخته می شود و به تدریج طرد می شود.

اولین و مهم ترین گام عذرخواهی و باز
گرداندن و جبران صدماتی است که به دنبال قضاوت اشتباه به شخص مورد قضاوت
وارد شده است. البته در بسیاری موارد لازم است به فردی که مورد قضاوت
اشتباه قرار گرفته، فرصت داده شود تا خودش را بازسازی کند و بتواند ما را
ببخشد. البته جبران اثرات منفی ناشی از قضاوت اشتباه به شدت علائم و صدمات
ایجاد شده بستگی دارد و در برخی موارد ممکن نخواهد بود. چراکه در برخی
موارد قضاوت ها به از دست رفتن حیثیت فرد، موقعیت و جایگاه شغلی یا
ارتباطات وی منجر می شود و جبران آن به سادگی ممکن نخواهد بود. در زندگی
زناشویی حتی ممکن است قضاوت های ناآگاهانه به جدایی نیز منتهی شود.
 
منبع: تبیان

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی
loading...

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله پزشکی خانوادگی دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com