با ما ارتباط برقرار کن

فرهنگ و هنر متفرقه

مدیران و شش تکنیک مختلف در مدیریت

منتشر شده

روی

مدیران و شش تکنیک مختلف در مدیریت

مدیران موفق تکنیک شخصی خودشان را دارا هستند که یک یا ترکیبی از چند تکنیک زیر است.  بسیاری از ما نام استیو جابز را شنیده ایم اما اندک کسانی هستند که دقیقا بدانند استیو جابز چگونه شرکت و کارکنانش را مدیریت می‌کرد. دیدگاه استیو جابز نسبت به کمپانی اپل این بود که اپل قرار است دنیا را عوض کند. استیو جابز با چنین عقیده ای بود که شرکتش را مدیریت می‌کرد. او تیمی را تشکیل داد که به رویاهایش باور داشتند تا به همراه آنها بتواند دنیا را با ایده های خلاقانه اش تغییر دهد.

به طور کلی شش تکنیک مختلف مدیریتی وجود دارد و اگر شما هم یک مدیر هستید یا قصد مدیریت دارید خواندن این مقاله می‌تواند کمک خوبی در مدیریت شما باشد.

  • شماره یک: مدیران سرعتی

یک مدیر سرعتی، کسی ست که یک هدف یا برنامه‌ی معینی  را برای کارکنانش بر اساس یک جدول زمان بندی، تعیین میکند تا به آن برسند.

مزایا: اطمینان داشتن از اینکه کارها طبق برنامه پیش می رود.

معایب: امکان اینکه خلاقیت تیم کاری به دلیل فشار زمانی، کاسته شود وجود دارد. چون ذهنها و بدنها در یک جدول زمان بندی فشرده،خسته می‌شوند.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

این روش زمانی بیشترین کاربرد را دارد که کارکنان از انگیزه ی بسیار بالایی برخوردار باشند و همچنین کاملا شایسته‌گی لازم برای آنچه انجام می‌دهند را دارا باشند. در ضمن این روش برای کارهایی که به یک برنامه‌ی کاملا مشخص نیاز دارند نیز مناسب است.

چه چیز دیگری مهم است؟

مدیران خوب وقتی که از این روش استفاده میکنند بایستی به طور مرتب از تیم کاری خود نظرخواهی کنند و نیز به آنها فضای کافی برای انجام کارشان را بدهند.

  • شماره دو: مدیران دستوری

مدیران دستوری خودشان یک تصمیم را به تنهایی می‌گیرند و  سپس آنرا به کارکنان ابلاغ می‌کنند تا توسط آنها انجام شود.

مزایا: در شرایط بحرانی، گرفتن تصمیمات سریع، بسیار مهم و کمک کننده است.  این نوع از مدیریت قابل احترام است و کمتر توسط دیگران به چالش کشیده میشود.

معایب: مهار کردن تفکر انتقادی در کارمندان و تضعیف روح خلاقیت در آنها. این کار، گزینه‌ی ارزشمندی در مدیریت نیست.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

مدیران دستوری وقتی که در موقعیتی قرار می‌گیرند که تیم کاری آنها دارای تجربه‌ی کافی نباشند، گزینه ی مناسبی هستند هر چند که خلاقیت تیم کاری در این شرایط تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

  • شماره سه: مدیران رویا پرداز

مدیران رویا پرداز، کسانی هستند که قادرند یک تصویر بزرگتر و کلی تری از هدف را ببیند و آنرا برای دیگران شرح دهند.

مزایا : انگیزه دادن به تیم کاری و دمیدن شهامت در روحیه ی آنها.

معایب: انگیزه دادن به کسانی که دارای احساسات شدید هستند در این روش کاربرد دارد اما این انگیزه ها در افراد باید مرتبا دمیده شود.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

مدیریت رویا پرداز، زمانی به کار می‌رود که نیاز است در مورد یک هدف، توضیح زیادی داده شود و یا در دیدگاههای کارکنان تغییرات زیادی ایجاد شود.

چه چیز دیگری مهم است؟

یک مدیر رویا پرداز،  باید  اول از همه خودش بتواند خیلی شفاف و واضح،  یک هدف بلند مدت را ببیند و سپس آنرا برای دیگران شرح دهد و بگوید که رسیدن به این هدف برای همه‌ی کارکنان سودمند و موفقیت آور است.

مثال بارز این روش، استیو جابز است.

 

  • شماره چهار: مدیر مردمی

مدیران مردمی کسانی هستند که تصمیم ها را به همراه تیم کاریشان می‌گیرند و خودشان نیز همراه با تیم کاری، مشغول به  فعالیت میشوند تا به بهترین نتیجه برسند.

مزایا : بالا بردن روحیه ی کارِ گروهی و بهبود رابطه بین مدیر و اعضا در حالیکه دارند باهم کار می‌کنند و مشغول تبادل نظر هستند.

معایب : ممکن است چنین مدیریتی به راحتی به چالش کشیده شود و گاهی به دلیل زمان بر بودن تصمیم ها، ناکارآمدی پیش می آید.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

وقتی تیم کاری، یک تیم کاملا حرفه ای باشند این تکنیک مدیریتی می‌تواند خیلی خوب پاسخ دهد.  اما کارکنانی که هنوز حرفه ای نیستند ممکن است با این نوع مدیریت، گیج شوند.

 

  • شماره پنج: مدیران خونگرم

چنین مدیرانی خیلی گرم برخورد می‌کنند و خیلی زود با کارکنان خود خو می‌گیرند و رابطه برقرار می‌کنند.

مزایا: بالا بردن روحیه ی کارِ گروهی و ساختن پیوندهای عاطفی. در چنین فصای گرمی، اعضای گروه احساس امنیت کرده و تعلق خاطرشان نسبت به هدف بیشتر می‌شود در نتیجه سخت تر کار می‌کنند.

معایب: کیفیت در این تکنیک ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. در چنین فضایی ممکن است کارها نه به حد کمال بلکه به حد مطلوب و متوسط انجام شوند چون کارکنان چشم اندازی از کمال ندارند و توسط مدیریت به آنها داده نشده است.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

این روش زمانی بهتر است به کار گرفته شود که کارکنان به لحاظ اخلاق کاری،  از درجه ی پایین تری برخوردار هستند.

چه چیز دیگری مهم  است؟

برای داشتن یک مدیریت موثر و بهره وری بالا، مدیرانی که زود خو می‌گیرند و صمیمی می شوند،  بهتر است سایر شیوه های مدیریت را نیز همراه با آن پیاده سازند. “مادر ترزا ” یکی از مثال های این شیوه ی مدیریتی ست.

  • شماره شش: مدیران مربی

چنین مدیرانی در واقع نقش یک مربی را برای اعضای آموزش ندیده ی خود ایفا می‌کنند. آنها به اعضای تیم خود کمک می‌کنند که توانایی های خود را بشناسند و مرتبا در مورد کارکرد آنها نظر می‌دهند.

مزایا : ایجاد یک فضای مثبت کاری وقتی که مدیر و اعضا در حال رد و بدل کردن نظرات هستند. داشتن چنین مدیریتی باعث رشد دائم تیم کاری می‌شود.

معایب: مربی گری در یک تیم کاری، نیاز به گذاشتن وقت زیاد است تا تک تک اعضا آموزش ببینند.

چه زمانی باید و چه زمانی نباید این روش را به کار برد؟

مدیران مربی بهترین گزینه برای یک تیم کاری بدون تجربه هستند که به شدت خواهان یادگیری و رشد هستند. در این روش مدیریتی، مهارت مدیر برای هدایت و قانع سازی اعضا بسیار مهم است.

اکنون که همه ی تکنیک های مدیریتی را متوجه شدید، آیا از بین اینها تکنیک خاصی را برای تیم کاری خود مناسب می بینید؟

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی
loading...

فرهنگ و هنر متفرقه

کلمات شما چطور بر موفقیت شما اثر می‌گذارد؟

منتشر شده

روی

به وسیله

کلمات شما چطور بر موفقیت شما اثر می‌گذارد؟

کلمات مهم هستند. گاهی یک تفاوت خیلی کوچک در طرز برخورد ما با زندگی، می‌تواند تاثیر خیلی بزرگی در آینده ما داشته باشد. درست مثل کلمات ما که بر زبان می‌آوریم.  اینکه با چه کلماتی با خودمان و دیگران صحبت کنیم،  بر زندگی و موفقیت ما تاثیرگذار است.

 نوبت آن است که آگاهانه تصمیم بگیریم و شروع کنیم به گفتن آنچه که می‌خواهیم و نگفتن آنچه که نمی‌خواهیم.

برای رسیدن به موفقیت، کلمات شما بایستی شامل باور به بهترین ها، امید به بهترین‌ها و حرکت به سوی بهترین‌ها باشد.  مثلا به جای اینکه بگویید: “چی می‌شه اگر جوابمو نده” ، بگویید: “چی می‌شه اگه جوابمو بده”.  در واقع،  سمت مثبت هر چیزی را مدنظر بگیرید.

به جای اینکه خودتان را برای “نه” شنیدن آماده کنید خودتان را برای “بله” شنیدن آماده کنید. به جای اینکه این کلمات را در ذهن بیاورید که:  “چی می‌شه اگه فلان اتفاق رخ ندهد”،  بگویید: “چی می‌شه اگه آن اتفاق رخ بدهد”.

وقتی شروع کنید به فکر کردن و بیان کلمات به آن صورتیکه واقعا می‌خواهید، باعث می‌شود ذهن شما به طور خودکار روی آن اتفاقات کار کند و شما را در مسیر رسیدن به آن اتفاقات قرار دهد. شما به راحتی می‌توانید ذهن خود را عوض کنید چون قدرت ذهنی شگفت‌انگیزی دارید.

کلمات شما چطور بر ذهن شما تاثیر می‌گذارند؟

گاهی فقط با یک تغییر بسیار کوچک در کلمات خود، متوجه خواهید شد که دیدگاه و تصورات شما به طور کلی عوض می‌شوند و سپس خواهید دید که آن تصورات منفی گذشته، حالا جایشان را با طرز فکرهای مثبت عوض کرده‌اند.

کلمات نه تنها بر روی خود ما تاثیر می‌گذارد،  بلکه بر روی رفتار دیگران با ما نیز تاثیر می‌گذارد. روزی فرزندی به پدرش گفت:” من به ۱۰ دلار احتیاج دارم”. پدرش در پاسخ گفت: ” مسئله این نیست که تو چقدر می‌خواهی، مسئله این است که این خواسته‌ات را چطور بیان می‌کنی،  پس بهتر است خواسته‌ات را اینطور بیان کنی: چطور می‌تونم ۱۰ دلار بدست بیارم؟”

با تغییر دادن کلمات، ذهن نیز شروع به تغییر می‌کند و مشغول یافتن راههایی برای بدست آوردن آنچه می‌خواهید می‌شود.  ثروت جهان هستی معلق به همه‌ی انسانهاست اما ما بایستی از آن کلمات و واژه‌هایی استفاده کنیم که به طرزی جادویی ذهن ما را به سوی آن می‌کشاند.  البته این تازه شروع راه است و قرار نیست که فقط با گفتن یکسری کلمات ، اتفاق خاصی رخ دهد. مسئله‌‌ی اصلی، رسیدن به یک باور ذهنی عمیق است که توسط آن بتوانید به خواسته‌هایتان برسید. برای رسیدن به این باور ذهنی، کلمات ، نقش مهمی‌ ایفا می‌کنند.

شما نمی‌توانید به خاک بگویید من الان می‌خواهم محصولم را برداشت کنم.  خاک به شما می‌خندد و می‌گوید این شیرین عقل دیگر کیست که بدون کاشتن دانه انتظار برداشت محصول دارد.  اما اگر به خاک بگویید من الان این دانه‌ها را می‌کارم و آبیاری می‌کنم آیا می‌توانی به من محصول خوبی بدهی؟ خاک می‌گوید: “شک نداشته باش، تو بخش خودت را انجام بده و برو،  من هم دست به کار می‌شوم و روی آن کار می‌کنم تا محصول نهایی به دستت برسد.”  این مثالی ساده و گویا بود که چطور کلمات می‌توانند طرز فکر ما را عوض کنند و طرز فکر ما که عوض شود می‌تواند عملکرد ما را عوض کند تا به محصول مورد نظرمان برسیم.

این چیز ساده‌ای ست که البته خیلی‌ها متوجه آن نمی‌شوند، اما شما بعد از خواندن این مقاله متوجه تمامی‌ کمبودهایی که از نظر استفاده از کلمات و باورهای ذهنی داشته‌اید خواهید شد، متوجه خواهید شد چه کتابها که هنوز نخوانده‌اید و باید بخوانید،  یا چه مقالاتی که هنوز مطالعه نکرده‌اید و باید مطالعه کنید،  یا چه سخنانی که هنوز نشده‌اید و باید بشنوید، و یا چه درسهایی که هنوز یاد نگرفته اید و باید یاد بگیرید تا بتوانید آنچه را می‌خواهید بدست آورید.

خبر خوب اینکه هیچ وقت دیر نیست، شما می‌توانید این فرآیند را در هر زمانی شروع کنید. چه زمانی بهتر از اکنون؟  باید از خود بپرسید چه نوع تغییراتی باید رخ دهد؟ چه نوع طرزفکری باید وجود داشته باشد؟ چه جادویی باید اتفاق بیافتد تا من بتوانم به فلان چیز برسم؟ و آنگاه متوجه می‌شوید که پاسخ همه‌ی این سوالات، خودتان هستید.  باید از نوع کلماتی که استفاده می‌کنید شروع کنید.  کلمات خود را عوض کنید تا زندگی‌تان عوض شود.

ادامه ی خواندن

فرهنگ و هنر متفرقه

ما در زندگی خود همیشه دو انتخاب داریم، باید کدامیک را انتخاب نماییم؟

منتشر شده

روی

به وسیله

ما در زندگی خود همیشه دو انتخاب داریم، باید کدامیک را انتخاب نماییم؟

هریک از ما همیشه در طول زندگی‌مان، به صورت هفت روز هفته و بیست و چهارساعته، در هنگام مواجه شدن با هر اتفاقی  که برایمان رخ می‌دهد، همیشه دو انتخاب داریم.

 

  • اولین انتخاب

اولین انتخاب ما این است که تصمیم بگیریم خودمان را دست کم گرفته،  و کمتر از آنچه را که قادریم انجام دهیم، انجام دهیم. با این انتخاب، ما به کمتر از آنچه که می‌توانیم به دست آوریم، خواهیم رسید.

در این حالت، ما کمتر سعی و تلاش و جدیت به خرج می‌دهیم، کمتر مطالعه می‌کنیم، کمتر ‌تفکر می‌کنیم،  و کمتر خودمان را تحت انضباط در می‌آوریم.  تمام اینها، انتخاب‌هایی هستند که ما را به سمت یک زندگی تهی و خالی از ارزش،  هدایت می‌کنند.

این نوع انتخاب‌ها زندگی ما را به سوی بدبینی مدام سوق می‌دهند و ما به جای داشتن یک نگاه خوش بین به آینده، یک نگاه پر از فلاکت خواهیم داشت.

  • دومین انتخاب‌

اما انتخاب دوم ما، دقیقا بر عکس نوع اول است. در انتخاب‌نوع دوم،  تبدیل می‌شویم به کسی که دوست داریم  تبدیل شویم.

ما در انتخاب‌نوع دوم تصمیم می‌گیریم که بیشتر کتاب بخوانیم، بیشتر سعی و تلاش کنیم، بیشتر فکر کنیم، بیشتر منضبط باشیم. تصمیم می‌گریم تا حدی که در توان داریم چیزهای جدید یاد بگیریم. تصمیم می‌گیرم تا آنجا که می‌توانیم  بخشنده باشیم و آنچه را که می‌دانیم با دیگران نیز به اشتراک بگذاریم. تصمیم می‌گیرم تا جایی که می‌شود کارهایمان را انجام دهیم و انسان کارآمدتری باشیم.

همه ی ما حق انتخاب هر دو انتخاب را داریم. مسئله بر سر انجام دادن  یا انجام ندادن است که به بودن ارزشمند یا نبودن ما منجر می‌شود.

انتخاب‌های ما است که ما را به سمتی می‌برد که چه کسی باشیم، آیا کمترین باشیم یا بیشترین؟ آیا یک فرد تهی از ارزش باشیم یا هر روز تلاش کنیم تا کامل‌تر و ارزشمند‎تر از دیروز باشیم.

کامل شدن نسبت به دیروز است وگرنه کامل بودنی در کار نیست.  ما نیز شبیه به یک درخت هستیم. در ابتدا ساقه‌های نازک و شکننده داریم اما اگر هر روز بی‌وقفه تلاش کنیم، آن ساقه‌های نازک، تبدیل به شاخ و برگهای زیادی می‌شوند.

  • ‏انتخاب‌ها پس از چالش‌ها

هر چالشی که در مسیر زندگی‌مان رخ  دهد، با انتخاب دوم ما،  می‌تواند ما را  به سوی رشد و پیشرفت سوق دهد.  پس حالا که مسئله بر سر انتخاب است،  چرا این را انتخاب نکنیم که تمام تلاشمان را به کار ببریم؟ چرا این را انتخاب نکنیم که بهترینی که می‌توانیم را انجام دهیم و هرگز از این تصمیم برنگردیم؟

هدف نهایی ما در زندگی باید این باشد که از حداکثر استعدادها و توانمندیهای خود استفاده نماییم. اما اینکه فقط آرزوی چیزی را درسر بپرورانیم،  باعث می‌شود نهایت تلاش خود را به کار نبریم  و در نتیجه حتی درکاری که شایسته‌ی موفق شدن در آن هستیم نیز، شکست بخوریم.

بهترین سنجش برای کارآمد بودن و موفقیت یک فرد، نتایجی است که به دست آورد.

فقط نتیجه ی نهایی مهم است،  نه حرفها و توجیه‌ها و سخن گفتن‌ها. فقط نتیجه.  اگر نتایجی که به دست می‌آوریم کمتر از پتانسیلی موجود در ما باشد، لازم است که نسبت به قبل تلاش بیشتری به خرج دهیم.

بهترین و بزرگترین پاداش‌ها برای کسانی بدست می‌آید، که دائما در حال اضافه کردن ارزش به خود و به دنیای اطرافشان باشند.

کسانی‌که درصدد هستند تا خودشان و محیط پیرامونشان را ارزشمندتر از قبل، نمایند شایسته‌ این پاداش هستند.

ادامه ی خواندن

فرهنگ و هنر متفرقه

مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان

منتشر شده

روی

به وسیله

مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان

مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان ، تاثیر بسیار زیادی بر روی رشد فیزیکی مغز در کودکان دارند که در نهایت بر روی هوش و مهارتهای شناختی کودکان موثر هستند.

کودکان، نوپا و پر از شیطنت هستند آنها دائما در حال کشف چیزهای جدید هستند و همین امر باعث می‌شود فعالیت و جنب و جوش آنها زیاد باشد. آنها در این جنب و جوش‌ها در حال آموختن چیزهای جدید هستند و به همین دلیل،  مغز آنها نیاز به سوخت کافی دارد تا هم رشد فیزیکی کند و رشد هوشی و حافظه‌ای.  اینجاست که نقش مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان نمایان می‌شود.

شما بعنوان والدین،  نیاز هست که یک لیست از این مواد غذایی که از میزان کافی ویتامین و پروتین برخوردار باشند را یادداشت کنید و آنها را برای کودک تهیه نمایید. این لیست را می‌توانید از یک دستیار پزشک یا از طریق جستجو در منابع معتبر اینترنتی پیدا کنید.

مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان ، نه تنها برای رشد فیزیکی مغز،  بلکه برای بالا بردن میزان تمرکز و عملکرد مغزی کودک مورد نیاز هستند.  اگر شما عادت به خرید و مصرف مواد غذایی فاقد ارزش غذایی دارید، اکنون وقت آن است که این نصحیت را بپذیرید و به طور کامل از مصرف اینگونه مواد پرهیز نمایید. چرا که با ادامه روش قبلی، به کودک خود اجازه می‌دهید به سلامتی‌اش در همان سنین کودکی آسیب بزند.  در این مقاله لیستی از بهترین مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان را آورده‌ایم تا بتوانید آنها را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.

 

  • تخم مرغ یک صبحانه مغذی

شروع یک روز،  با یک صبحانه سرشار از مواد غذایی مفید،  برای کودک شما بسیار بسیار مهم است. براساس تحقیقات به عمل آمده از سوی مرکز تحقیقات تعذیه کودکان دانشگاه بیلور، کودکانی که صبحانه می‌خورند عملکرد بهتری از نظر درسی دارند و مشکلات رفتاری کمتری از خود نشان می‌دهند.  علاوه بر این، یک صبحانه‌ی غنی، می‌تواند سطح انرژی بدن کودک را تا مدتها بالا نگه دارد و همچنین بین مغز و سایر قسمتهای بدن، هماهنگی ایجاد می‌کند.  بهترین غذاها برای یک صبحانه مفید شامل تخم مرغ، توت فرنگی و بلوبری است. همچنین می‌توانید با تخم مرغ،  یک املت شیرین با شکر قهوه‌ای یا شیره افرا، تهیه نمایید. این شیرینی طبیعی غذا، باعث میل کودک برای خوردن آن می‌شود.

  • انواع دانه های غلات و حبوبات

مغز ما،  به یک منبع دائمی‌ گلوکز نیاز دارد بعنوان سوخت. دانه های غلات و حبوبات یک منبع سرشار از گلوکز برای مغز هستند. این مواد غذایی،  بهترین منبع برای عملکرد حافظه هستند و همچنین دارای فیبر و ویتامین B   نیز می‌باشند که یک غذای سالم برای سیستم عصبی محسوب می‌شود.  این محصولات را می‌توانید در فروشگاهها تهیه کنید و بعنوان میان وعده به کودک بدهید اما برای مزه دار کردن این میان وعده غذایی، می‌توانید کمی‌ پاپ کورن نیز به آنها بیافزایید.

  • بادام

احتمالا وقتی خودتان کودک بوده‌اید مادرتان را بارها ‌دیده‌اید که موقع شب،   مقداری بادام را خیس می‌انداخت و صبح آنها را به شما می‌داد. بادام برای حافظه و نیز عملکرد‌های شناختی مغز،  یک ماده غذایی بسیار عالی محسوب می‌شود.  پس بهتر است برای افزایش میزان حافظه و بالا بردن عملکرد مغزی کودک، به او بادام بدهید. بادام همچنین دارای زینک فراوانی‌ست که می‌تواند با رادیکال‌های آزاد موجود در جریان خون، مبارزه کند. در ضمن بادام حاوی ویتامین‌های B6  و E  است که نقش سازنده ای در داشتن یک مغز سالم و حافظه‌ی قوی دارند.

  • کره‌ی بادام زمینی

کره بادام زمینی، سرشار از ویتامین  E  است که یک آنتی اکسیدان‌ قوی است. این ماده غذایی، محافظ غشاهای عصبی است و همچنین انرژی دهنده به مغز و سیستم عصبی بدن است.  شما می‌توانید این کره را با موز به کودک بدهید و یا با سالاد مورد علاقه کودک مخلوط کنید و به صورت ساندویچ برای او تهیه کنید.

  • انواع توت و گیلاس

توت ها یکی از بهترین گزینه ها در رژیم غذایی کودک هستند. توت ها از جمله توت فرنگی، بلوبری و و همچنین گیلاس،  حاوی میزان قابل توجهی آنتی اکسیدان و ویتامین C  هستند که سد راهی برای ابتلا به بیماریهای عفونی و سرطان می‌ باشند. افزون بر این،  خاصیت دیگر  این میوه‌های ذکر شده، تقویت حافظه می‌باشد.  می‌توانید آنها را با سایر مواد غذایی مخلوط کرده و در رژیم غذایی کودک بگنجانید.

  • شیر و ماست

لبنیات بعنوان یکی از بهترین مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان در نظر گرفته شده است. مواد لبنی،  با دارا بودن پروتین و انواع ویتامین B  ، برای بافت ها و آنزیم‌های مغزی،  حیاتی شناخته شده‌اند. کودکانی که از مواد لبنی در وعده‌های غذایی خود بهره مند می‌شوند،  مقادیر زیادی پروتین به بدن خود وارد می‌کنند که در نهایت منجر به رشد مغز  و بالا رفتن کارایی مغزی آنها می‌شود.  شیرهای کم چرب، به همراه غلات،  غذای مفیدی برای مغز کودکان هستند که حاوی ویتامین  C و D  نیز می‌باشد.

  • ماهی پرچرب

اگر چه همه‌ی کودکان،  از ماهی بعنوان وعده غذایی استقبال نمی‌کنند  اما کودکانی که ماهی‌هایی نظیر  قزل‌آلا، و سالمون را  در رژیم غذایی خود دارند در واقع یکی از بهترین منابع غذایی مفید برای رشد مغزی را در اختیار دارند. این ماهی‌ها حاوی امگا ۳ ، یک اسید چرب هستند که برای عملکرد مغز و سلامتی کل بدن مفید می‌‌باشد.  مصرف این وعده غذایی باعث کارایی منظم مغز شده و نیز میزان تمرکز را بهبود می‌بخشد. سعی کنید این ماهی‌ها را حداقل یک بار در هفته مصرف نمایید.

به طور کلی داشتن یک لیست از مواد غذایی مفید برای رشد مغزی کودکان و گنجاندن آنها در وعده های غذایی کودک، در دراز مدت است که تاثیرات مثبتی بر روی کارایی مغز و حافظه خواهد داشت.

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی
loading...

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله پزشکی خانوادگی دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com