با ما ارتباط برقرار کن

موفقیت

خصوصیات رهبران بزرگ

منتشر شده

روی

رهبری یک شرکت و یا سازمان قطعا یک موقعیت دشوار و اغلب ناامید کننده است، اما علاوه بر این می تواند مزایای فوق العاده ای هم داشته باشد. این که شما از ابتدا یک رهبر بوده اید و یا اینکه مدتی منتظر رسیدن به این سمت مانده‌اید، مطمئنا از دانستن ویژگی‌های ضروری که همه رهبران بزرگ دارند، سود خواهید برد.

الون ماسکرهبران موثر و موفق فراتر از عنوان “مدیر” یا “رئیس” هستند، آنها راهی برای به دست آوردن ترکیب کاملی از کارایی، شور و شوق و اعتماد به نفس پیدا کرده اند. ممکن است به نظر برسد که برخی از افراد از ابتدا دارای مهارت‌های رهبری هستند، اما حقیقت این است که می توان بیشتر ویژگی ‌های مورد نیاز رهبری را با زمان و تمرین تقویت کرد.

همان طور که در این مطلب در مورد ویژگی‌های رهبران موثر تحقیق می‌کنیم، بیشتر چگونگی تبدیل شدن به یکی از آن ها را یاد می گیریم.

آیا رهبران، به عنوان یک رهبر متولد شده و یا ساخته شده اند؟

در طول بحران موشکی کوبا، زمانی که جهان با یک فاجعه هسته‌ای بالقوه مواجه شد، رهبری و قضاوت رئیس‌ جمهور کندی آن ها را از مرز نابودی نجات داد، وقتی داستان هایی امثال این را می شنویم آسان است که فرض کنیم رهبران بزرگی مانند کندی از ابتدا رهبر متولد شده اند، و بقیه افراد توانایی این کار را ندارند.

اما این طور نیست و این تفکری اشتباه است، هر فردی می تواند یک رهبر بزرگ باشد. به عنوان مثال الون ماسک را ببینید، او به عنوان یک کودک که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود در یک خانواده طبقه متوسط در آفریقای جنوبی متولد شد. او اکنون رهبر یک سازمان چند میلیارد دلاری است و ممکن است یک سفر فضایی انقلابی داشته باشد.

به این ترتیب من معتقدم که هر کس می‌تواند یک رهبر بزرگ باشد، و سختی آن مسیری برای رسیدن به ویژگی های رهبری بزرگ است.

ما این کار را برای شما آسان کردها‌یم و ویژگی‌های اصلی یک مدیر بزرگ را در قسمت زیر لیست کرده‌ایم. با ما همراه باشید.

ویژگی های رهبران بزرگ

4 ویژگی مهم رهبران موفق

ویژگی های زیر را به آرامی بخوانید و ببینید در بین آن ها نسبت به کدام یک برتری دارید و کدام یک را بیشتر باید کار کنید.

  1. چشم انداز و ماموریت:

داشتن چشم اندازی واضح از آنچه که باید به دست آید، یک کیفیت قابل توجه از رهبری خوب است. این دیدگاه معمولا در یک بیانیه به صورت زیر مطرح می شود:

چگونه این چشم انداز را گسترش دهیم؟ زمانی را برای توضیح آنچه که نیاز دارید صرف کنید و سپس برای دستیابی به آن برنامه ریزی کنید، این راهنمایی کامل برای ایجاد دیدگاه شماست.

  1. خود انگیزی

رهبران موفق معمولا انگیزه های زیادی برای خود دارند. با سطح مناسبی از خود انگیزی، برای تبدیل شدن به یک رهبر قوی و مورد احترام تلاش خواهید کرد. با این حال، اگر شما در حال حاضر انگیزه زیادی ندارید، ناامید نشوید. یکی از رموز موفقیت در این زمینه، این است که اهدافی مشخص داشته باشید تا شما را همیشه با انگیره نگه دارد.

برخی از افراد تصمیم می گیرند که هر بار به هدفی که برای خود تعیین کردند رسیدند به خودشان جایزه بدهند و این راه خوبی برای حفظ شور و اشتیاق شما خواهد بود. یاد بگیرید که چگونه یک هدف بزرگ و قابل دستیابی را برای خودتان به وجود بیاورید.

  1. خوش بینی و مثبت اندیشی

انرژی مثبت مسری است. رهبران بزرگ سرشار از انرژی مثبت هستند. مثبت اندیشی و داشتن تفکری مثبت نه تنها کار کردن را راحت تر می کند، بلکه منبع ثابتی از ایده ها برای یک رهبر به وجود می آورد. خودتان را با افراد مثبت و اهداف مثبت همسو کنید و عادت های افراد مثبت اندیش را یاد بگیرید و تمرین کنید.

  1. ثبات عاطفی

در نقش یک رهبر، سرخوردگی و استرس رویدادهای روزانه ای هستند که هر روز اتفاق می افتد. به همین دلیل رهبر باید احساساتی قوی و پایدار داشته باشد. آن‌ها نمی‌توانند به خودشان اجازه دهند که به راحتی از مسیر منحرف شوند.

اگر شما مستعد از دست دادن ثبات عاطفی خود هنگام استرس یا ناامیدی هستید، برخی از این تکنیک‌ها را امتحان کنید: تنفس عمیق و آرام به مدت ۳۰ ثانیه، نوشیدن کمی آب (به جای چای یا قهوه)، تمرکز بر روی چیزی که می توانید آن را حل کنید.

ادامه ی خواندن
برای ارسال دیدگاه کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی
loading...

موفقیت

ترفندهای علمی برای یادگیری سریعتر مطالب و به یاد آوردن آن‌ها

منتشر شده

روی

به وسیله

کودکان اگر می‌خواهند شانس مبارزه کردن و رسیدن به تمام اهداف متعالی که
والدینشان برایشان تعیین کرده‌اند را داشته باشند، باید مهارت یادگیری را
تمرین کنند. اما برخی‌ها همیشه به یک روش فکر و مطالعه می‌کنند، بدون آن که
روش‌های خود را ارتقاء دهند و بهبود ببخشند. خوشبختانه، علوم شناختی نحوه
یادگیری افراد را مورد بررسی قرار داده و نتایج به دست آمده جالب توجه و
بسیار مفید است.

1. کسب یک مهارت‌ به صورت تقسیم‌بندی شده آسانتر است

اگر می‌خواهید گیتار زدن بیاموزید، به این
فکر نکنید که تمام بخش‌های این مهارت را به یکباره یاد بگیرید. ابتدا اهداف
کوچکتر و قابل ارزیابی را برای خودتان مشخص کنید، آکوردهای ساده و آسان و
بعد نحوه صحیح مضراب زدن و بعد هم کنار هم قرار دادن این آکوردها. با گذشت
زمان، مجموع این مهارت‌های کوچک به قابلیت نواختن گیتار منجر می‌شود. این
یک تکنیک است که برای یادگیری مکانیکی و همچنین دروس مبتنی بر واقعیت به
کار گرفته می‌شود.

2. چند وظیفگی کاربرد ندارد، بخصوص برای ذخیره کردن اطلاعات جدید

اکثر آدم‌ها می‌دانند که چند وظیفگی یک
افسانه است- مغز شما واقعاً نمی‌تواند همزمان بر دو کار توجه و تمرکز داشته
باشد. اما تعداد محدودی این بینش را در یاد گیری به کار می‌گیرند. علاوه
بر تقسیم یک وظیفه به مراحل کوچکتر و مجزا، باید از تمام انرژی خود برای
یادگیری هر مرحله استفاده کنید.اگر حواستان پرت شود، تقریباً 25 دقیقه طول
می‌کشد تا تمرکز شما به وظیفه اصلی بازگردد. انجام همزمان چند کار یا به
اصطلاح چند وظیفگی به این معنی است که شما درک جزیی از مهارت‌ها یا مفاهیم
مختلف را کسب خواهید کرد، بدون آن که دانش یا تسلط کاملی در هر کدام از
زمینه‌ها پیدا کنید.

3. نوشتن مطالبی که می‌آموزید به حفظ آن‌ها در ذهن شما کمک می‌کند

اگر می‌خواهید اطلاعات را به دانش تبدیل
کنید، تحقیقات نشان می‌دهند که باید هر آنچه را یاد می‌گیرید به صورت دستی
بنویسید. یک مطالعه در سال 2014 نشان داد دانش‌آموزانی که با قلم و کاغذ
مطالب را یادداشت می‌کنند بیشتر از دانش‌آموزانی یاد می‌گیرند که نکات را
در لپ‌تاپ تایپ می‌کنند و در یادآوری واقعیت‌ها، مرتب کردن ایده‌های پیچیده
و تحلیل اطلاعات، ماهرترند. محققان می‌گویند که لمس فیزیکی قلم و کاغذ در
مقایسه با تایپ کردن، پیوند شناختی قویتری را با ماده ایجاد می‌کند و این
باعث می‌شود عمل به خاطر سپاردن بسیار سریعتر اتفاق بیافتد. نوشتن شما را
وادار می‌کند تا مستقیماً با ایده‌‌ها روبرو شوید و با گذشت زمان آن‌
ایده‌ها در حافظه شما باقی بمانند.

11 ترفند علمی برای یادگیری سریعتر مطالب و به یاد آوردن آن‌ها

4. اشتباهات خود را بپذیرید و آن‌ها را مورد بررسی قرار دهید

کامل و بی‌نقص بودن، امری فراتر از واقعیت
است. مفهوم کلی یادگیری یعنی تلاش کردن، شکست خوردن و از اشتباهات درس
گرفتن. در سال 2014، یک مطالعه در خصوص یادگیری حرکتی نشان داد که مغز کم و
بیش فضایی را به اشتباهاتی که مرتکب می‌شویم، اختصاص می‌دهد. بعدها
می‌توانیم آن خاطرات را مرور کنیم تا دفعه بعد به شکل بهتری عمل کنیم. اگر
والدین به کودکان بیاموزند که هرگز اشتباه نکنند، یا اشتباهات آنان را
نادیده بگیرند، کودکان از داشتن ثروتی به نام دانش محروم خواهند ماند.

5. خوش‌بینی به موفقیت شما کمک می‌کند

استرس وارد کردن به کودکان و تقویت نیروی
منفی در آنان موجب می‌شود تا درگیر یک سری رفتارها و الگوهای نامناسب روانی
مانند عدم اعتماد به نفس و اضطراب شوند که هر دو برای یادگیری سم هستند.
آلیسون وود بروکس، استاد دانشکده بازرگانی هاروارد می‌گوید: ” اضطراب، شما
را از جستجو و کشف راه‌‌حل‌های واقعی و الگوهای فکری واقعی که منجر به
راه‌حل می‌شوند، باز می‌دارد.” چند دهه تحقیق در زمینه روانشناسی مثبت‌گرا
نشان می‌دهد که ما فقط در انجام کارهایی موفق می‌شویم که با ذهنی باز و
فضایی ملموس برای بهبود و توسعه آن‌ها تلاش کنیم. والدین باید به کودکان
خود بیاموزند تا یادگیری را نوعی اکتشاف بدانند. این کار عزم و اراده را در
آنان تقویت می‌کند تا حتی در شرایط سخت هم دست از تلاش نکشند.

6. موضوعات مهیج بهتر یاد گرفته می‌شوند

کودکان به طور طبیعی به سمت چیزهای عجیب و
حیرت‌انگیز جذب می‌شوند، اما تجربه آموزش آنان را وادار می‌کند تا به حقایق
سخت و بی‌روح فکر کنند و حس شاد بودن در آن‌ها از بین برود. والدین نباید
اجازه دهند که چنین اتفاقی رخ دهد. جاشوا فور، نویسنده و قهرمان حافظه سابق
آمریکا، مجموعه کاملی از کارت‌های بازی را در کمتر از 2 دقیقه حفظ می‌کرد.
او این کار را با نسبت دادن هر کارت به یک تصویر عجیب و غریب انجام
می‌داد. کودکان هم می‌توانند از این روش برای حفظ جدول‌های زمانبندی و نام
اشخاص خاص استفاده کنند.

11 ترفند علمی برای یادگیری سریعتر مطالب و به یاد آوردن آن‌ها

7. تندخوانی می‌تواند زمان یادگیری را کاهش دهد

قضیه ساده است. اگر بتوانید تندتر بخوانید،
می‌توانید تندتر یاد بگیرید. ممکن است فکر کنید که تندخوانی نیاز به تلاش
زیاد دارد، اما برنامه‌هایی مانند Spreeder کمک می‌کنند تا به تدریج سرعت
خواندن را افزایش دهید تا زمانی که بتوانید آن را مدیریت کنید.

8. تمرین تمرین تمرین

یک مطالعه در سال 2004 نشان ‌داد وقتی افراد
دست به شعبده بازی و یا تردستی می‌زنند، ماده خاکستری بیشتر در مغزشان
تولید می‌شود و وقتی دست از این کار می‌کشند، ماده خاکستری ناپدید می‌گردد.
هیچ چیز خاصی در انجام تردستی وجود ندارد، بلکه فقط تکرار است که موجب روی
دادن چنین اتفاقی می‌شود. دانشمندان علوم اعصاب این روند را ” هرس”
می‌نامند که به مسیرهای جدیدی اشاره دارد که با تکرار مداوم یک عمل در ذهن
هک می‌شوند. به عبارت دیگر، مهارت‌ها از اصلِ ” از آن استفاده کن یا از
دستش بده” پیروی می‌کنند.

9. از آنچه می‌دانید برای یاد گرفتن آنچه نمی‌دانید، استفاده کنید

اگر بچه‌ها با موضوعی مواجه شدند که با آن
مشکل دارند و ذهنشان را درگیر کرده، والدین باید به آن‌ها کمک کنند تا
ارتباط آن موضوع را با چیزهایی که تا کنون یاد گرفته‌اند، بفهمند. این عمل،
یادگیری مشارکتی نام دارد. یک دانش آموز ممکن است به فوتبال علاقمند باشد
اما با حساب و دیفرانسیل مشکل داشته باشد. اگر این دانش آموز بتواند
شباهت‌های بین پاس مارپیچ و شیب منحنی را درک کند، شانس بهتری برای درک
مفهوم انتزاعی خواهد داشت.

11 ترفند علمی برای یادگیری سریعتر مطالب و به یاد آوردن آن‌ها

10. نادیده گرفتن، همیشه چیز بدی نیست

کودکان باید یاد بگیرند که چگونه با مشکلات
سخت مواجه شوند. این عمل به آن‌ها نظم و انضباط را می‌آموزد. اما شواهد
نشان می‌دهد که زیاد وقت گذاشتن برای یک مشکل آن را بدتر می‌کند. در سال
2008، محققان دریافتند که لحظه‌های نوک زبانی یعنی لحظاتی که افراد سعی
می‌کنند مطالب را به خاطر بیاورند، می‌توانند به تدریج آن‌ها را به ” حالت
خطا” بکشاند، در این حالت، حافظه آن‌‌ها از واقعیت با حافظه لحظه نوک زبانی
جایگزین می‌شود. راه حل: اگر مطمئن هستید که می‌دانید، ولی نمی‌توانید به
خاطر بیاورید، آن را در گوگل سرچ کنید.

11. یاد دادن به دیگران به شما نیز کمک می‌کند

دانشمندان این عمل را ” اثر شاگردی”
می‌نامند. وقتی چیزهایی که یاد گرفته‌اید را با بیان و کلمات خودتان منتقل
می‌کنید، نشان می‌دهد که نه تنها بر آن موضوع تسلط دارید، بلکه درک بهتر و
خالص‌تری از آن پیدا کرده‌اید. یک مطالعه در سال 2007 نشان داد که خواهران و
برادران بزرگتر، از خواهران و برادران کوچکتر باهوشترند؛ چون یکی از
کارهایی که فرزند بزرگتر انجام می‌دهد، انتقال دانش و آموخته‌های خود به
خواهر و برادر کوچکتر است.

ادامه ی خواندن

موفقیت

آن غیرممکن را انجام بده!

منتشر شده

روی

به وسیله

تمرین خود تخریبی به شما در پاکسازی
مسیر کار آفرینی کمک خواهد کرد. «همه ما با موقعیت های فوق العاده زیادی
مواجه می شویم که خود را در قالب موقعیت های غیرممکن به ما نشان می دهند.»

سال جدید بهترین فرصت برای ایجاد عادات جدید
و به دست آوردن نقطه نظر و دیدگاه های تازه و متفاوت است. چالشی برایتان
دارم با افکار و اعمال تان اینقدر خود را تخریب نکنید! اغلب پیش می آید که
ما محدودیت هایی برای خود قائل می شویم که ما را از زندگی رویایی مان دور
می کنند. این رویاها هر چه که باشند – از رسیدن به آزادی مالی گرفته تا
پریدن از هواپیما، کاهش وزن و گسترش دادن روابط اجتماعی – ممکن است خودمان
مانع بزرگی برای خود باشیم؛ مشکلی که اغلب، خود نیز از آن بی خبریم. این
مسئله به شکل های زیر اتفاق می افتد:

1. منطقه آسایش

صدای منتقد درونی مان مایل است که ما را در
منطقه ای زیبا و امن نگه دارد. مغز ما این کار را به عنوان محافظت شخصی در
نظر می گیرد، زیرا می خواهد ما را از احساس آسیب پذیری، اشتباه کردن، قضاوت
یا ناامید شدن باز دارد. این صدا چنین چیزهایی به شما می گوید: «نو
ارزشمند نیستی» یا «چقدر کار می کنی!» یا «حالا مگر یک تکه دیگر پیتزا چه
مشکلی ایجاد می کند؟» ممکن است چنان به این صدا عادت کنید که دیگر چشم بسته
حرف های او را بپذیرید.

2. تصور نادرست از خود

این تصویر ممکن است ناشی از مشکلاتی باشد که
از دوران سخت کودکی، طلاقی دردناک یا رئیسی بداخلاق سرچشمه گرفته اند و
ممکن است چنان با این تصویر خو گرفته باشید که دیگر حتی برای کنار گذاشتن
این فکر نیز تلاشی نکنید. ما اسیر الگوها می شویم، سپس کل زندگی مان را بر
محوریت این معیارها قرار می دهیم، چرا که به این کار عادت کرده ایم.
حصارهایی که برای مراقبت از خود، دورمان کشیده ایم، فقط باعث محدودشدن
زندگی و توانایی مان می شود.

3. ترس

هر کاری که در زندگی انجام می دهید، یا از
سر ترس یا از سر عشق است. ترس، همان انرژی «منفی» ای است که باعث می شود
دست از کار بکشیم، پنهان شویم و در سکوت رنج بکشیم. عشق، همان انرژی مثبتی
است که ترغیب می کند، درمانگر است و باعث می شود با آغوش باز چیزی را
بپذیریم. ترس از ناشناخته ها، ترس از شکست، ترس از طرد و قضاوت شدن اغلب ما
را عقب نگه می دارد. اما اگر نتوانید با این ترس مبارزه کنید، آنگاه دیگر
نخواهید دانست که توانایی انجام چه کاری را دارید.

آزمون خودتخریبی

آیا این موارد خودتخریبی برایتان آشنا به
نظر می رسیدند؟ اگر چنین است، از شما می خواهم که با من همراه شوید و چند
لحظه را به این تمرین خلاقانه اختصاص دهید تا فرضیه های اشتباه خود را کنار
بگذارید:

مرحله اول: یک تکه کاغذ را به سه ستون تقسیم کنید.

مرحله دوم: در اولین ستون، فهرستی از تمام کارهایی را بنویسید که اگر امکانش را داشتید، انجام شان می دادید.

مرحله سوم: در ستون دوم و روبه روی هر ک دام از موارد قبلی، موانعی را یادداشت کنید که باعث غیرممکن به نظر رسیدن آن می شوند.

مرحله چهارم: سپس در ستون
سوم، فهرستی از روش هایی را بنویسید که برای غلبه بر آن مانع به ذهنتان می
رسد. زمانی که دارید این کار را انجام می دهید، به یاد داشته باشید: نباید
راه حل هایتان را محدود به کارهایی کنید که فقط خودتان انجام می دهید. به
روش هایی که با کمک گرفتن از دیگران نیز قابل اجرا هستند، فکر کنید.

مرحله پنجم: حالا نگاهی به فهرست تان بیندازید. چه چیزی دارید؟ آیا اکنون برخی از آن موقعیت های غیرممکن، «ممكن» به نظر می رسند؟

من می خواهم به شما بگویم که ما خیلی بیشتر
از آنچه فکرش را می کنیم، مقاوم هستیم. اجازه ندهید که ترس ها، خودتخریبی
یا منطقه آسایش تان، شما را از موفقیت دور نگه دارند. احتمال دارد که چیز
جدیدی را امتحان کنید و شکست بخورید. اما من به شدت معتقدم که ما حسرت
کارهایی را که انجام داده ایم، نمی خوریم، بلکه چیزهایی که امتحان نکرده
ایم هستند که باعث حسرت و اندوه مان خواهند شد.

حالا که اطلاعات بیشتری در مورد این پدیده
به دست آوردید، گوشتان را تیز کنید و به مردم گوش دهید که می گویند: «ای
کاش می توانستم …»، «غیرممکن است که …» یا «نمی توانم چون …». زمانی
که چنین نظراتی را شنیدید، از خود بپرسید که «چه کاری برای حل کردن مشکل
این فرد می توانم انجام دهم؟ چه کسب و کاری ممکن است گره از چنین مشکلاتی
باز کند؟»

به این شکل، ممکن است ایده کسب و کاری به
ذهنتان برسد یا موقعیتی برای کسب ثروت و موفقیت به دست آورید؛ یا حداقل یاد
می گیرید که مثل یک کارآفرین فکر کنید.

ادامه ی خواندن

موفقیت

توصیه هایی برای رضایت بیشتر از زندگی زناشویی

منتشر شده

روی

به وسیله

توصیه هایی برای رضایت بیشتر از زندگی زناشویی

  رضایت زوج ها از یکدیگر در زندگی مشترک، در واقع نگرشی مثبت و لذت بخش است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط خود با یکدیگر دارند.

پژوهش های متعدد در حوزه روان شناسی نشان داده که رضایت زوج ها در طول زندگی ثابت نبوده و با افت و خیزهایی همراه است. برای مثال، «انریچ» در حوزه چرخه زندگی به منحنی U معتقد است. او یک منحنی U شکل را با یک نقطه اوج در سال های اول، تنزل در هنگام تولد فرزندان و در نهایت صعود با رفتن فرزندان از خانواده ارائه می دهد. پژوهشگر دیگری به نام «میشل» نیز عقیده دارد نارضایتی زنان، موقع مدرسه رفتن فرزندان بیش از هر زمان دیگری بوده اما به محض این که فرزندان به سن نوجوانی می رسند، رضایت در زنان افزایش و تا دوره های بعد همچنان ادامه می یابد. برای محکم تر کردن پیوند زوج ها و داشتن رابطه ای انگیزه بخش، پویا و شاد، راه های زیادی وجود دارد که ما برجسته ترین شان را تقدیم تان می کنیم.

همدیگر را برای رشد تشویق کنید

در یک رابطه خوب، هر دو طرف برای رشد و تغییر تشویق می شوند. اگر می خواهید کارتان را رها کنید و درستان را ادامه دهید، همسرتان باید از شما حمایت کند. اگر می خواهید کار جدیدی را امتحان کنید یا به کاری که در گذشته می کردید برگردید، او باید پشتیبان شما باشد. شما هم باید او را از همین حمایت ها بهره مند کنید. همسرتان را تشویق کنید کارهای جدیدی را امتحان کند، چیزهای تازه ای بیاموزد و با افراد جدید آشنا شود. اگر بخواهید همسرتان هیچ تغییری نکند و همان طور بماند که هست، زندگی تان فوق العاده خسته کننده خواهد شد.

کوتاه آمدن به معنی ضعف نیست

کوتاه آمدن به معنی تسلیم شدن نیست. به این معنی نیست که جنگ را باخته اید بلکه دقیقا برعکس آن است. آیا می دانید گاهی کوتاه آمدن چه کار سختی است؟ دوست دارید حرف شما به کرسی بنشیند، چون فکر می کنید درست است و حرف های همسرتان معنایی برایتان ندارد. یک قدم به عقب بردارید و کمی سیاستمدارانه تر به این مشاجره نگاه کنید. نتیجه منطقی آن چیست؟ اگر حق با همسرتان است، از این که آن را بپذیرید، نترسید. حرف او را قبول کنید یا هر دو، تا اندازه ای کوتاه بیایید و نظرتان را کمی تغییر دهید تا حس رضایت به تساوی تقسیم شود. نکته مهم این که سعی نکنید حتما حرف خودتان را به کرسی بنشانید. بی تردید، کوتاه آمدن و صلح کردن به رشد رابطه تان کمک می کند.

ضعف هایتان را بپذیرید

همسرتان از شما انتظار ندارد فوق العاده باشید و احتمالا شما هم چنین انتظاری از او ندارید. همه ما انسان هستیم و ممکن است ضعف هایی داشته باشیم. در واقع، برای این که رابطه ای ماندگار و جدی داشته باشید، باید اجازه دهید همسرتان از ضعف های شما آگاه شود، این باعث می شود درباره چیزهایی که آزارتان می دهد حساس تر شوید و به شما کمک می کند تا خودتان را در آن زمینه ها تقویت کنید.

رضایت زوج ها در طول زندگی ثابت نبوده و با افت و خیزهایی همراه است‎

زود و از ته دل ببخشید

هر زمان که با هم دعوا کردید، نگران نباشید که چه کسی می برد و چه کسی می بازد. از مشاجره ها و حرف هایی که زده می شود درس بگیرید و در پی یافتن راه حلی برای مشکل تان باشید. وقتی از دعوایی درس می گیرید، می توانید آن درس را در رابطه تان پیاده کنید تا از بروز دوباره آن مشکل در آینده جلوگیری کنید. همه این ها خیلی خوب است، اما کارتان تمام نشده است! همسرتان را ببخشید! خودتان را هم همین طور! دعوا تمام شده است، حالا دیگر باید از آن بگذرید. سعی کنید هیچ گاه از همسرتان کینه ای به دل نگیرید، زیرا این خشم و کینه تا جایی ادامه پیدا می کند که دیگر دوست نخواهید داشت رابطه تان را با او ادامه دهید.

در روابط تان مرزهای سالم بگذارید

ازدواج یک مرز می خواهد که نفوذپذیری آن نسبی باشد، طوری که به تمام دوستان و اعضای خانواده اجازه ارتباط دهد ولی در امور شخصی و برنامه های شما خللی وارد نشود. البته این موضوع درباره خویشاوندان درجه یک، کمی پیچیده می شود. این که به طور مثال در برنامه ریزی تعطیلات آخر هفته، وقت تان را با خانواده خود خواهید گذراند یا خانواده همسرتان؟ یا شاید برای اولین بار در خانه خودتان خواهید ماند؟ یا این که چه مقدار پشت تلفن و حضوری با خانواده تان حرف می زنید و درباره جزئیات زندگی تان اطلاعات می دهید؛ از مواردی است که با وجود مرزهای سالم، راحت تر تعیین می شود. البته فراموش نکنید که والدین خود را کنار نگذارید. شما تا آخر به عشق و حمایت آن ها نیاز دارید اما مرزی بین محدوده رابطه خود با همسر و رابطه با والدین در نظر بگیرید.

استفاده از وسایل ارتباطی را محدود کنید

استفاده افراطی از تلفن، می تواند خوشحالی را از خانه شما دور کند و حامل تنش باشد. هر چه بیشتر تماس و پیام دریافت کنیم، پریشان تر می شویم. فناوری مرز بین خانه و محیط کار را از بین برده است. البته این موضوع به خودی خود بد نیست و انعطاف بیشتری به انسان می دهد اما قرار نیست رئیس تان همیشه وقتی با شما تماس می گیرد، خبر خوبی به شما بدهد و تشویق تان کند و بگوید کاری که روی پروژه انجام دادی، بی نظیر بود. این تماس، گاهی ممکن است آغاز یک بحران باشد پس با ایجاد محدودیت، این تنش ها را کم کنید: پست الکترونیکی خود را فقط یک بار در شب چک کنید. اگر تماسی مهم نیست، پاسخ دادن به آن را به فردا صبح موکول کنید. هر شب در ساعت خاصی تلفن و رایانه خود را خاموش کنیدو شبکه های اجتماعی را چک نکنید.

  منبع: سلامت نیوز

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی
loading...

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله پزشکی خانوادگی دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com