با ما ارتباط برقرار کن

تفاهم و درک متقابل

این رفتار خانم‌ها روی مخ مردان است!

منتشر شده

روی

مجله دوستم | تفاهم و درک متقابل

اگر دوست دارید بدانید که چه حرف ها و رفتارهایی بیش از همه موجب آزار مردها می شود، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

در اوایل رابطه همه چیز زیبا و جذاب است، به این دلیل که هر دو طرف رابطه تلاش می کنند تا تاثیر مثبتی روی یکدیگر بگذارند، اما این شرایط معمولا دوام زیادی ندارد و با گذشت زمان شما رفتارهایی از خود نشان می دهید که موجب آزار طرف مقابل تان می شود و این در هر رابطه ای اجتناب ناپذیر است. به عنوان مثال برخی اوقات شما کلماتی را به زبان می آورید که دل عشق زندگی تان را می شکند. اگر دوست دارید بدانید که چه حرف ها و رفتارهایی بیش از همه موجب آزار مردها می شود، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

پرسیدن مدام این سوال: «آیا این لباس چاقم می کند؟»

اکثر آقایان از شنیدن این جمله که «آیا در این لباس چاق به نظر می رسم؟» گیج و عصبی می شوند. به راستی شما با مطرح کردن این سوال انتظار چه جوابی را از آنها دارید. مطمئنا او به شما نمی گوید که در این لباس چاق به نظر می رسید، زیرا می داند که عاقبت خوبی در انتظارش نیست. بنابراین جز این پاسخ که «نه! اصلا اینطور نیست. تو بسیار هم خوش هیکلی» چیز دیگری نخواهید شنید. بنابراین وقت خود و شریک زندگی تان را با این سوال ها که آیا فلان لباس به شما می آید یا نه، تلف نکنید. یا بهتر است که به جای سوال کردن، نظر خودتان را در مورد لباسی که به تن کرده اید، بیان کنید تا او هم در مورد عقیده شما نظر دهد.

او با دوستانش است و شما مدام به او پیغام می دهید

نه تنها شما بلکه مرد مورد علاقه تان نیز به زمان هایی که تنها با دوستانش بگذراند، احتیاج دارد. اما اگر در این شرایط شما مدام به او پیغام دهید، در واقع شب او را خراب کرده اید. چیزی که او احتیاج دارد فضای تنهایی است. شما باید به او این فرصت را بدهید تا هر از چند گاهی هر کاری که خودش دوست دارد را انجام دهد. اگر نمی توانید در این مواقع خودتان را نگه دارید و تا بازگشت او صبر کنید، بهتر است که شما نیز سر خودتان را به گونه ای گرم کنید.

می گویید: «خوبم» اما در حقیقت نیستید

زمانی که مرد زندگی تان از شما احساس واقعی تان را می پرسد اما شما با وجود ناراحتی و عصبانیت در پاسخ می گویید: «خوبم، چیزی نیست» در واقع او را از خود رنجانده اید. شاید دلایل گوناگونی را برای عدم بیان ناراحتی تان داشته باشید، به عنوان مثال دوست دارید ببینید که آیا خود او علت این ناراحتی را می فهمد، یا این که می خواهید تلاش او را برای خوب کردن حال خود بدانید… اما در هر صورت چیزی که او در این شرایط از شما می خواهد، صداقت و روراستی است. بنابراین به جای این که از او بخواهید خودش علت ناراحتی شما را حدس بزند، هر چه سریع تر راز دلتان را فاش کنید تا او بتواند آن را برطرف و شما را بار دیگر شاد کند.

از پسرهای دیگر حرف می زنید

صحبت کردن از آدمهای زندگی تان مانند دوستان، همکاران یا خانواده، امری عادی است اما زمانی که شما پای پسرهای دیگر را وسط می کشید، همه چیز تغییر می کند. به عنوان مثال شما با بیان جمله ای چون «آن مرد به من گفت که چقدر زیبایم» او را می آزارید. طرف مقابل تان شاید حتی به روی خودش نیاورد اما با شنیدن این جمله احساس ناامنی پیدا خواهد کرد. در حقیقت، او می داند که شما زیبایید اما نباید این گونه جملات را مدام پیش او به زبان آورید.

دیر سر قرار حاضر می شوید

بیایید صادق باشم. خانم ها وقت زیادی برای حاضر شدن می خواهند، آقایان نیز به این حقیقت واقفند اما اگر شما هر بار که با طرف مقابل تان قرار دارید، دیر کنید، در حقیقت به او ثابت کرده اید که احترام زیادی برایش قائل نیستید. زمان او نیز مانند زمان شما ارزشمند است بنابراین اگر یک ساعت برای حاضر شدن زمان می خواهید، بهتر است که برنامه ریزی تان به گونه ای باشد که در زمان مقرر بر سر قرار حاضر شوید.

حرف او را قطع می کنید

هیچکسی دوست ندارد که حرف اش توسط دیگری قطع شود. در واقع زمانی که شما وسط حرف طرف مقابل تان می پرید، بدین معنی است که برای حرف های او ارزشی قائل نیستید. شاید دلیل این رفتار شما این باشد که قبلا حرف هایش را شنیده اید اما حتی این هم بهانه خوبی برای گسستن حرف های مرد زندگی تان نیست. در نهایت دلیل تان هر چه باشد، این رفتار به دلیل این که نشاندهنده بی احترامی به طرف مقابل است، بسیار آزار دهنده می باشد.

قدرت تصمیم گیری ندارید

برای هر آدمی سخت است تا با فردی برخورد کند که قدرت تصمیم گیری ندارد. زمانی که شما طرف مقابل تان را در انتظار گرفتن یک تصمیم نگه می دارید، در واقع همه چیز را در حالت تعلیق در آورده اید. به عنوان مثال زمانی که او از شما می پرسد «کدام فیلم را دوست دارید تماشا کنید» و شما در جواب می گویید که «نمی دانم» یا  «فرقی نمی کند» در واقع او را ناراحت کرده اید زیرا که او با پرسیدن این سوال خواسته تا طبق علاقه شما پیش رود اما شما با چنین جوابی بی تفاوتی خود را نسبت به او نشان داده اید. بنابراین سعی کنید که تا جای ممکن تصمیم گیری هایتان را به تاخیر نیاندازید.

می پرسید: «آیا هنوز هم مرا دوست داری؟»

حتما برای شما هم پیش آمده که از شریک زندگی تان بپرسید «آیا هنوز مرا دوست داری؟». با بیان این سوال انتظار چه جوابی دارید؟ حتی اگر طرف مقابل تان مانند قبل به شما احساس نداشته باشد، باز هم نمی گوید که «نه! کمتر از قبل دوستت دارم.». مطمئنا در جواب خواهید شنید: «معلوم که هنوز هم دوستت دارم» بنابراین پاسخی که برای این سوال خواهید شنید، ممکن است که پاسخ صادقانه ای نباشد. شما با این کارتان تنها نشان می دهید که در این رابطه احساس ناامنی دارید و همین امر ممکن است موجب دور شدن او از شما شود. بنابراین خودتان را با پرسش این سوال خسته نکنید و به دنبال راههای دیگری برای ثابت کردن عشق او نسبت به خودتان باشید.

از رابطه تان در شبکه های اجتماعی صحبت می کنید

آقایان دوست ندارند که شما از رابطه عاطفی تان مدام در شبکه های اجتماعی صحبت کنید. مسائل خصوصی شما به هیچ کسی جز خودتان ربطی ندارد، به علاوه آنچه برای شما جذاب است، ممکن است که برای دیگران هیچ جذابیتی نداشته باشد، بنابراین از انتشار آنچه میان شما و شریک زندگی تان می گذرد، خودداری کنید. زمانی که شما مدام عکس عشق زندگی تان را منتشر می کنید یا هر روز درباره رابطه عاطفی تان می نویسید، در واقع حس ناامنی را به طرف مقابل تان انتقال داده اید. بنابراین از صحبت کردن در مورد رابطه عاطفی تان با دوستان مجازی، که امری بسیار شخصی است، پرهیز کنید.

زمانی که گوشی از دست شما نمی افتد

قبول داریم که شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر، تلگرام یا فیسبوک اعتیاد آورند اما زمانی که پیش شریک زندگی تان هستید باید عادت گوشی تلفن به دست گرفتن را ترک کنید. شما مدام سرتان داخل گوشی تان است زیرا نمی خواهید هیچ پستی را از دست بدهید اما طرف مقابل تان چه می شود؟ او هم احتیاج به توجه شما دارد. به عنوان مثال زمانی که او با شما صحبت می کند اما شما در پاسخ می گویید: «چه گفتی؟» در واقع او را از خود رانده اید و در حقیقت این حس را به او منتقل کرده اید که هیچ اهمیتی برای شما ندارد. بنابراین اگر شریک زندگی تان برایتان مهم است، این عادت خود را ترک کنید.

منبع : زندگی ایده آل

آگهی
loading...

تفاهم و درک متقابل

نشانه های عدم علاقه به همسر

منتشر شده

روی

به وسیله

در زندگی زناشویی هیچ چیزی برای دو طرف سخت تر از شنیدن عبارت ” دوستت ندارم ” نیست. اگر شما هم در زندگی با شریک زندگی تان این نشانه ها را دیدید، به دوست داشتن همسرتان کمی دقت بیشتری کنید.

نشانه های عدم علاقه به همسر

هیچ چیز سخت تر از شنیدن “دوستت ندارم” از سوی همسرتان نیست. عشق عامل اصلی دوام زندگی است که گاهی بین زوجین کم رنگ می شود. به طور کلی نشانه های عدم علاقه به همسر عبارتند از:

بی تفاوتی

زوجینی که عاشق یکدیگر هستند برای انجام کارهای مشترک با همسر خود دارای انرژی زیادی هستند. این افراد به دنبال رضایت دیگری هستند و به ماجراجویی های جدید و هیچان انگیز دو نفره علاقه دارند. اگر تمایلی به کشف دنیای اطراف با همسر خود ندارید، احتمالا به همراهی وی علاقه ای ندارید.

فاصله

زوجینی که به یکدیگر عشق می ورزند دوست دارند هر چه بیشتر در کنار همسر خود باشند. برای تمام شدن ساعت کار و رسیدن به خانه یا رسیدن تعطیلات آخر هفته و تفریح با خانواده مشتاق هستند. حتی یک پیاده روی ساده و صرف شام در یک رستوران ارزان قیمت هم برای آنها رضایت بخش است. فاصله گرفتن از نشانه های عدم علاقه به همسر است.

صمیمیت فیزیکی

همسرانی که عاشق یکدیگر هستند در فواصل کوتاه تری با یکدیگر رابطه زناشویی برقرار می کنند. این دسته افراد از راضی کردن همسر خود در اتاق خواب لذت می برند و صرفا به دنبال ارضای نفس خود نیستند؛ بلکه می خواهند به همسر خود حس دوست داشته شدن و ارزشمند بودن بدهند. زوجین عاشق از عشق ورزیدن لذت می برند. آنها به مواردی که همسرشان را تحریک می کند توجه می کنند و برای کسب اطلاعات و آگاهی بیشتر در این زمینه تلاش می کنند. اگر تمایلی به نزدیکی با همسر خود ندارید و به عشق ورزی علاقه ای ندارید، احتمالا چیزی در رابطه شما اشتباه پیش رفته است.

تمرکز

زوجینی که عاشق هم هستند به دیگری توجه می کنند. اغلب به یاد همسر خود می افتند و بدون دلیل برای یکدیگر هدیه می خرند. زمانی که همسرشان به نظر ناراحت می رسد، نگران می شوند و سعی می کنند مسئله را هر چه سریع تر حل کنند. اگر به ندرت به همسر خود فکر می کنید، شاید عاشق او نیستید.

ارزش قائل شدن

همسرانی که به یکدیگر علاقه دارند، برای دیگری ارزش قائل شده و از یافتن چنین همسری احساس خوش شانسی می کنند. این دسته افراد حس می کنند که نیمه گمشده خود را یافته اند. اگر تصور می کنید هزاران نفر بهتر از همسرتان منتظر شما بوده اند، شاید اصلا علاقه ای به او ندارید.

احترام

بی حرمتی از مهم ترین نشانه های عدم علاقه به همسر است. در یک ازدواج موفق، زوجین عاشق به هم احترام می گذارند و دیگری را ستایشمی کنند. به دلیل وجود همین حس احترام، بهتر می توانند به یکدیگر گوش کنند، بر سر مسائل بحث کنند و به توافق برسند. بین آنها تعارضات کمتری وجود دارند و بیشتر به کارهای تیمی می پردازند. اگر به همسرتان بی حرمتی می کنید، باید به علاقه شما شک کرد.

نشانه های عدم علاقه به همسر صد در صد است؟

فقدان یک یا چند مورد فوق در رابطه شما لزوما به این معنی نیست که همسرتان را دوست ندارید. اما این احتمال وجود دارد و اگر این طور است باید آن را جدی بگیرید. در این شرایط تداوم رابطه عاشقانه شما در معرض خطر قرار دارد و به کمک نیاز دارید.

منبع : سیمرغ

ادامه ی خواندن

تفاهم و درک متقابل

کلاس جبرانی زناشویی!

منتشر شده

روی

به وسیله

کلاس جبرانی زناشویی!

تصور کنید شما و همسرتان آماده می‌شوید تا یک مهمانی شام را میزبانی کنید. شما می‌پرسید: «لیوان‌ها کجا هستند؟» و همسرتان در حالی که قدری نگران و عصبانی به نظر می‌رسد با صدای بلند می‌گوید: «داخل کابینت!»

همین صدای بلند کافی است تا یک دلخوری بین شما پیش بیاید و باعث کدورت و ناراحتی شود. حتما گفت‌وگوهایی از این دست، بین شما و همسرتان رخ داده و تصور این صحنه برایتان قابل‌درک است. اما تا به حال این سوالتان در ذهنتان مطرح شده که چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟!

دکتر قاسمی، روان‌پزشک و روان‌درمانگر :

آقای دکتر! چرا گاهی بدون اینکه به دنبال تنش یا حتی جر و بحث با همسرمان باشیم، تنها یک کلام باعث ایجاد چنین مشکلاتی در روابط می‌شود؟

اگر رابطه زناشویی زوجین بر پایه یک دوستی قوی و مستحکم بنا شده باشد، به احتمال زیاد، شریک زندگی بی‌توجه به لحن همسرش فقط روی اطلاعاتی که او داده است، تمرکز می‌کند: «اینکه لیوان‌ها داخل کابینت هستند.» در واقع طرف مقابل، عصبانیت همسرش را به یک مشکل گذرا مرتبط می‌داند که هیچ ربطی به شخص او ندارد، دقیقا مثل وقتی که او قادر نیست در بطری نوشابه را باز کند. اما اگر رابطه زناشویی دچار مشکل باشد احتمالا او اخم می‌کند و با فریاد می‌گوید: «اصلا به من‌چه، خودت آنها را بردار!» ازدواج‌های شاد بر اساس رابطه دوستی عمیق بنا شده‌اند. رابطه دوستی عمیقی که احترام متقابل برای یکدیگر و لذت بردن از رفاقت و همراهی هم در آن نهادینه شده است.

چنین زوج‌هایی چه ویژگی‌هایی دارند؟

زوج‌هایی که رابطه دوستی عمیقی بین آنها شکل گرفته است، با هم صمیمی هستند و به هم گرایش و تمایل زیادی دارند. آنها به خوبی یکدیگر را می‌شناسد و می‌دانند که طرف مقابل‌شان از چه چیزهایی خوشش می‌آید و از چه چیزهایی بدش می‌آید؛ چه موارد شخصیتی و عادت‌های عجیب و غریبی و چه امیدها و چه رویاهایی دارد. چنین زوج‌هایی همیشه برای هم احترام خاص قائل هستند و به نظرات هم توجه دارند و در موقعیت‌های مختلف در زندگی روزمره ابراز می‌کنند که یکدیگر را دوست دارند و از هم خوشش‌شان می‌آید. در واقع، دوستی و رفاقت، شعله رابطه عشقی بین زوج‌ها را فروزان می‌کند و بهترین محافظ در برابر احساس کدورت و خصومت نسبت به همسران است. یعنی در چنین رابطه‌هایی احساسات مثبت برتری دارد.

از احساسات مثبت گفتید! در این باره توضیح می‌دهید؟ 

این عبارت به این معناست که افکار مثبت زوج درباره یکدیگر و درباره رابطه زناشویی‌شان آن‌قدر فراگیر است که اغلب بر احساسات منفی آنها غلبه می‌کند. به ندرت ممکن است اختلافی باعث شود آنها این توازن موجود در رابطه‌شان به عنوان یک زوج را از دست بدهند. حالت مثبت آنها باعث می‌شود که درباره یکدیگر و درباره رابطه زناشویی‌شان خوش‌بین باشند، کارهای مثبتی را درباره زندگی با هم برای خود فرض بدانند و باعث شوند شک و تردیدشان کاملا از بین برود. از طرف دیگر، مفهوم برتری احساسات مثبت بسیار شبیه محدوده ثابت وزن است. به این صورت که بدن یک محدوده ثابت وزن دارد که معمولا حفظ می‌شود و بی‌توجه به اینکه فرد چه مقدار زیاد یا کم غذا می‌خورد بدن تمایلی قوی دارد که این دامنه وزن را حفظ کند. وقتی رابطه زناشویی محدوده ثابت مثبتی پیدا می‌کند، موارد منفی بسیار زیادتری لازم است تا به این رابطه، نسبت به موقعی که این محدوده ثابت مثبت پایین‌تر است، صدمه بزند. و اگر برعکس رابطه‌ای تا حد زیادی منفی شود، ترمیم کردن آن بسیار دشوارتر خواهد بود.

پس نگه‌داشتن رابطه در محدوده ثابت مثبت به تحکیم و دوام آن کمک می‌کند؟

بیشتر ازدواج‌ها با محدوده ثابت مثبت و بالایی شروع می‌شوند به نحوی که هر دو طرف به سختی می‌توانند تصور کنند که مسیر زندگی مشترک‌شان ممکن است زمانی منحرف شود. اما اغلب این خوشبختی دوام نمی‌آورد. با گذشت زمان، خشم، ناراحتی‌ و دلخوری می‌تواند آن‌قدر افزایش یابد که رابطه دوستی بین زوجین تبدیل به یک چیز انتزاعی و ذهنی شود (و عملا از بین برود). ممکن است زوجین این مساله را جدی نگیرند اما رابطه دوستی‌ای که در ابتدا وجود داشت، در واقعیت زندگی روزمره دیگر جایی نداشته باشد. در نهایت کار به جایی می‌رسد که آن را «احساسات غالب منفی» می‌نامند، به تدریج همه چیز به‌صورت منفی تعبیر می‌شود؛ و حرف‌هایی که با لحنی کاملا عادی بیان می‌شوند با دلخوری همراه است.

زمانی که یک رابطه به این نقطه می‌رسد، برگشتن به رابطه دوستانه و منحصر‌به‌فردی که در ابتدا شما را با هم متحد کرده بود، به دشواری پارو زدن به عقب در حال قایقرانی در تند آب رودخانه است. اگرچه درک دوباره رابطه دوستی یا تقویت دوباره آن مانع از بحث و جدل بین زوج‌ها نمی‌شود ولی در عوض، این رابطه دوستی به زن و مرد، اسلحه‌ای مرموز می‌دهد که مانع از این می‌شود که مشاجره‌ها از کنترل خارج شوند.

چه چیزی باعث کنترل مشاجره‌ها می‌شود؟

تلاش جبرانی! تصور کنید زوجی داخل ماشین در حال مشاجره هستند و شما از بیرون شاهد مشاجره آنها، با خود فکر می‌کنید: «کار آنها تمام است و این زندگی دوامی نخواهد داشت». در همین لحظه زن مانند کودکی شکلک در می‌آورد و هر دو شروع به خنده می‌کنند. این نوعی تلاش‌ جبرانی است که در زوج‌هایی که هوش عاطفی بالایی دارند رخ می‌دهد. هر چند بسیاری از این زوج‌ها ممکن است متوجه نباشند که کاری که انجام می‌دهد چقدر تاثیرگذار است. وقتی زوجی رابطه دوستی مستحکمی دارند، به طور طبیعی در خلق (یا فرستادن) تلاش‌های جبرانی مهارت پیدا می‌کنند. آنها همچنین در درک چنین تلاش‌هایی از طرف مقابلشان استاد می‌شوند. اما وقتی زوج‌ها در جو غالب منفی گیر افتاده‌اند، حتی بیان یک جمله جبرانی مانند «هی، متاسفم!» که با لحنی آرام گفته شود، احتمال موفقیت کمی خواهد داشت.

و حرف آخر؟

موفقیت یا عدم‌موفقیت زوج‌ها در تلاش‌های جبرانی، یکی از عوامل اصلی موثر در تعیین اینکه آیا رابطه زناشویی آنها شکوفا می‌شود یا شکست می‌خورد، خواهد بود. چیزی که موفقیت تلاش‌های جبرانی را تعیین می‌کند، استحکام رابطه دوستی زن و مرد در زندگی زناشویی است. ممکن است بگویید این مساله بسیار ساده‌انگاری است و کاملا بدیهی به‌نظر می‌رسد. تقویت دوستی در زندگی زناشویی کار ساده‌ای نیست و با «خوب و مهربان بودن» فاصله زیادی دارد. حتی اگر احساس کنید رابطه دوستی در حال حاضر کاملا مستحکمی دارید، ممکن است تعجب کنید وقتی بفهمید که هنوز جا دارد بیش از پیش تقویت شود.

بسیاری از زوج‌هایی که دچار اختلاف هستند، وقتی می‌شنوند که تقریبا هر کسی ممکن است به واسطه اختلافات زناشویی دچار مشکل شود، خیالشان راحت می‌شود. آنچه مهم است این است که تلاش‌های جبرانی موفقیت‌آمیز باشد.

  منبع خبر: مجله سلامانه

ادامه ی خواندن

تفاهم و درک متقابل

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است

منتشر شده

روی

به وسیله

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است

اگر یک مرد با زنی غیر از همسر خود در ارتباط باشد، از نگاه عموم خیانت محسوب می‌شود اما اگر همین مرد مدارکی را برای مشروع بودن رابطه‌اش ارائه کند، ازدواج دوم است و از نگاه قانون دیگر خیانت نیست در حالی که بسیاری از خانواده‌ها این رفتار را یک نوع خیانت می‌دانند اگرچه این جامعه و قانون یک جامعه است که میزان خیانت و نامهربانی را مشخص می‌کند.

همیشه کسی که خیانت دیده باور نمی‌کند این اتفاق افتاده است و به جای تلاش برای بهبود وضعیت با انکار این موضوع، مشکلاتش را پیچیده‌تر می‌کند. در این مطلب پروفسور باهر راه‌های کشف رفتارهای خیانکارانه و مقابله و مبارزه با آن را برای‌تان شرح می‌دهد.

صریح و بی‌تعارف سؤال کنید 

اخلاق به شما می‌گوید، زن و مرد باید چطور رفتار کنند. از نظر اخلاق کاملا درست است که زن و شوهر از اوضاع و احوال هم با خبر باشند. زن و شوهرها توقع دارند شریک زندگی‌شان برای یک رابطه رمانتیک و عاشقانه تلاش کند، همان‌طور که توقع دارند برای صداقت و امنیت در رابطه تلاش کند. با این حال هیچ زن یا شوهری دوست ندارد تمام رفتار و اعمالش زیر ذره‌بین باشد. اگر می‌خواهید به همسرتان نزدیک باشید و از همه چیز باخبر شوید از نظر اخلاقی بهتر است از خودش سؤال کنید.

بهترین راه پیدا کردن حقیقت این است که از او بخواهید صادقانه و صریح درباره هر چیزی که به رابطه شما مربوط است، حرف بزند. اگرچه بیشتر زن و شوهرها پرسیدن مستقیم را سخت‌تر از کند و کاوهای پشت‌پرده رفتار همدیگر می‌دانند. حتی اگر با زیرنظر گرفتن همسرتان فهمیدید او خیانت می‌کند این دلیل خوبی نیست چون جاسوسی کردن کار درستی نیست. اگر همسرتان را زیرنظر بگیرید و هیچ اشتباهی در رفتار او پیدا نکنید، ممکن است احساس آرامش کنید، اما یادتان باشد که صداقت همسرتان را نشانه گرفتید. اکنون این شما هستید که در رابطه زناشویی‌تان چیزی را پنهان کرده‌اید. همه می‌خواهند حقیقت را بدانند، اما معمولا با انتخاب بدترین راه به این هدف می‌رسند.

دروغ شیرین یا حقیقت تلخ؟ 

همه ما اصرار داریم هرچه شریک زندگی‌مان می‌گوید، باور کنیم چون اعتماد به او، احساسی از امنیت و آرامش به ما می‌دهد. هیچ‌کس نمی‌خواهد به این مسئله اهمیت بدهد که همسرش دروغ می‌گوید به‌ویژه وقتی که احساس کند خیانتی در کار است. بیشتر انسان‌ها «دروغ شیرین» را به «حقیقت تلخ» ترجیح می‌دهند.

بسیاری از زنان تلاش می‌کنند از خیانت همسرشان چشم‌پوشی کنند، زیرا تغییرات تازه و قبول آنها غیرقابل تحمل است و دقیقا به این دليل است که معمولا همسران دیرتر از دیگران از خیانت شریک زندگی‌شان باخبر می‌شوند. همسر خیانتکار معمولا تمام تلاشش را برای گرفتن اعتماد شریک زندگی‌اش كرده و از این موقعیت کاملا سوء‌استفاده می‌کند. او همان چیزی را می‌گوید که همسرش دوست دارد بشنود: «من هرگز به تو خیانت نمی‌کنم.»

خانم‌ها! زرنگ باشید 

کسی که خیانت می‌کند همیشه نگران این است که گیر بیفتد. اگر او بفهمد همسرش به او شک دارد، تمام تلاشش را می‌کند تا هیچ رد و نشانه‌ای از خیانت باقی نگذارد. درواقع فرد بدگمان به همسرش کمک می‌کند تا در خیانت موفق‌تر باشد. اگر به همسرتان شک دارید و بدگمانی‌های‌تان را به همسرتان نشان مي‌دهید، فهمیدن حقیقت خیانت برای‌تان سخت‌تر می‌شود. اعتماد و بدگمانی هر دو می‌توانند برای همسر خیانتكار مزیت باشند.

اگر به همسرتان شک دارید آن را ابراز نکنید تا زمانی که بتوانید اثباتش کنید. خوب است کمی درباره مشکلات زناشویی‌تان با هم حرف بزنید، اما به خیانت هیچ اشاره‌ای نکنید، چون او هرگز به شما نمی‌گوید که خیانت کرده است، مگر اینکه شما دلایل خوبی برای اثبات داشته باشید. پس هرگز بدگمانی‌تان را تا زمانی که دلیل واضحی برای خیانت او ندارید، نشان ندهید. او به راحتی می‌تواند حذف شما را  انکارکند. به واکنش همسرتان در برابر اتهامی که به او می‌زنید، فکر کنید. او به شما چه خواهد گفت؟ «شوخی می‌کنی؟»، «ما فقط دو تا دوست صمیمی هستیم»، «هیچ چیزی بین ما نیست»، «تو داری اشتباه می‌کنی.» اگر بتوانید واکنش‌های همسرتان را حدس بزنید، می‌توانید، از قبل دلایل مستندتان را به او نشان دهید.

وقتی متوجه خیانت همسرتان می‌شوید خیالات و افکار زیادی درگیرتان می‌کند‎

شوک بعد از کشف خیانت 

وقتی متوجه خیانت همسرتان می‌شوید خیالات و افکار زیادی درگیرتان می‌کند. شوک بعد از کشف راز خیانت واکنش‌هایي مثل افسردگی، خشم، افکار پریشان، عدم تمرکز و زیرنظر گرفتن همیشگی همسر نتایج اجتناب‌ناپذیر این موضوع هستند. بهترین راه برای مقابله با این احساسات و واکنش‌ها این است که با فرد مناسبی حرف بزنید با کسی که قضاوت نمی‌کند، حامی است و آرام‌تان می‌کند. کسی را انتخاب کنید که بدون پیشنهادات نامعقول و خشونت‌آمیر و نصیحت‌های ابتدایی و همیشگی شنونده خوبی باشد. نصیحت در این شرایط مفید نیست. پند و اندرز هیچ کمکی به شرایط شما نمی‌کند، تصمیم‌گیری‌های آنی نیز بی‌فایده هستند. اما پیدا کردن کسی که شنونده باشد بسیار مهم است زیرا تنش و فشار عصبی‌ای که تحمل کرده‌اید را آرام می‌کند.

همچنین احساسات‌تان را نباید فورا با همسرتان در میان بگذارید. وقتی شما این راز را می‌فهمید و آن را با همسرتان مطرح می‌کنید او نمی‌تواند به حرف‌های‌تان گوش بدهد یا همراهی‌تان کند. مطرح کردن احساسات منفی‌تان با شدت و فشاری که تحمل می‌کنید باعث واکنش‌های دفاعی در همسرتان می‌شود.

جدایی تنها راه نیست 

اگر زن و شوهر هر دو بخواهند رابطه زناشویی‌شان را حفظ کنند باید به فکر گام‌های بعدی باشند. قدم‌های بعدی سخت‌تر و مهم‌تر هستند. نجات و حفظ رابطه‌ای که از خیانت آسیب دیده است نیاز به همدلی هر دو نفر دارد. این هدفی نیست که به تنهایی به آن برسید.

تشخیص انگیزه‌های اصلی خیانت و حرف زدن درباره آن بسیار مهم است. اما همسر خیانتکار همیشه جزئیات را پنهان‌کند زیرا او نگران این مسئله است که حرف زدن درباره جزئیات فقط مشکلات را بیشتر و سخت‌تر ‌کند. گفت‌وگو درباره داستان خیانت باعث مطرح شدن حرف‌هایی می‌شود که نه گوینده و نه شنونده تحمل شنیدن آن را ندارند. سؤال‌هایی که جواب دادن به آنها سخت است و شنیدن جواب‌ها غیرقابل تحمل، بنابراین پیدا کردن انگیزه‌های خیانت و گفت‌وگو درباره جزئیات آن برای زن و شوهرها نیاز به بینشی عمیق و مهارت‌های ارتباطی موثر دارد. اما هرچه به مسئله پرداخته نشود مشکلات پیچیده‌تر می‌شوند. مشاوره برای زوج‌هایی که تردید دارند و نمی‌توانند احساسات‌شان را درست بشناسند و نگران آینده رابطه هستند بسیار ضروری و کمک‌کننده است.

این نکته را فراموش نکنید که زنان قدرت کافی برای مقابله با خیانت را دارند، تنها کافی است از این باور که همه مردها مثل هم هستند و جز به رابطه جنسی به چیز دیگری فکر نمی‌کنند، دست بردارند و در جهت بهبود شرایط زندگی مشترک خود تلاش کنند. لازم است بدانید برای مردان مهم‌ترین چیز در زندگی مشترک این است که ارزشمند و مورد احترام باشند و به آنها نشان دهند که تا چه اندازه به آنها احترام می‌گذارند و آنها را توانمند می‌دانند.

منبع: مجله سیب سبز

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی
loading...

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله پزشکی خانوادگی دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com