با ما ارتباط برقرار کن

تفاهم و درک متقابل

این رفتار خانم‌ها روی مخ مردان است!

منتشر شده

روی

مجله دوستم | تفاهم و درک متقابل

اگر دوست دارید بدانید که چه حرف ها و رفتارهایی بیش از همه موجب آزار مردها می شود، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

در اوایل رابطه همه چیز زیبا و جذاب است، به این دلیل که هر دو طرف رابطه تلاش می کنند تا تاثیر مثبتی روی یکدیگر بگذارند، اما این شرایط معمولا دوام زیادی ندارد و با گذشت زمان شما رفتارهایی از خود نشان می دهید که موجب آزار طرف مقابل تان می شود و این در هر رابطه ای اجتناب ناپذیر است. به عنوان مثال برخی اوقات شما کلماتی را به زبان می آورید که دل عشق زندگی تان را می شکند. اگر دوست دارید بدانید که چه حرف ها و رفتارهایی بیش از همه موجب آزار مردها می شود، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

پرسیدن مدام این سوال: «آیا این لباس چاقم می کند؟»

اکثر آقایان از شنیدن این جمله که «آیا در این لباس چاق به نظر می رسم؟» گیج و عصبی می شوند. به راستی شما با مطرح کردن این سوال انتظار چه جوابی را از آنها دارید. مطمئنا او به شما نمی گوید که در این لباس چاق به نظر می رسید، زیرا می داند که عاقبت خوبی در انتظارش نیست. بنابراین جز این پاسخ که «نه! اصلا اینطور نیست. تو بسیار هم خوش هیکلی» چیز دیگری نخواهید شنید. بنابراین وقت خود و شریک زندگی تان را با این سوال ها که آیا فلان لباس به شما می آید یا نه، تلف نکنید. یا بهتر است که به جای سوال کردن، نظر خودتان را در مورد لباسی که به تن کرده اید، بیان کنید تا او هم در مورد عقیده شما نظر دهد.

او با دوستانش است و شما مدام به او پیغام می دهید

نه تنها شما بلکه مرد مورد علاقه تان نیز به زمان هایی که تنها با دوستانش بگذراند، احتیاج دارد. اما اگر در این شرایط شما مدام به او پیغام دهید، در واقع شب او را خراب کرده اید. چیزی که او احتیاج دارد فضای تنهایی است. شما باید به او این فرصت را بدهید تا هر از چند گاهی هر کاری که خودش دوست دارد را انجام دهد. اگر نمی توانید در این مواقع خودتان را نگه دارید و تا بازگشت او صبر کنید، بهتر است که شما نیز سر خودتان را به گونه ای گرم کنید.

می گویید: «خوبم» اما در حقیقت نیستید

زمانی که مرد زندگی تان از شما احساس واقعی تان را می پرسد اما شما با وجود ناراحتی و عصبانیت در پاسخ می گویید: «خوبم، چیزی نیست» در واقع او را از خود رنجانده اید. شاید دلایل گوناگونی را برای عدم بیان ناراحتی تان داشته باشید، به عنوان مثال دوست دارید ببینید که آیا خود او علت این ناراحتی را می فهمد، یا این که می خواهید تلاش او را برای خوب کردن حال خود بدانید… اما در هر صورت چیزی که او در این شرایط از شما می خواهد، صداقت و روراستی است. بنابراین به جای این که از او بخواهید خودش علت ناراحتی شما را حدس بزند، هر چه سریع تر راز دلتان را فاش کنید تا او بتواند آن را برطرف و شما را بار دیگر شاد کند.

از پسرهای دیگر حرف می زنید

صحبت کردن از آدمهای زندگی تان مانند دوستان، همکاران یا خانواده، امری عادی است اما زمانی که شما پای پسرهای دیگر را وسط می کشید، همه چیز تغییر می کند. به عنوان مثال شما با بیان جمله ای چون «آن مرد به من گفت که چقدر زیبایم» او را می آزارید. طرف مقابل تان شاید حتی به روی خودش نیاورد اما با شنیدن این جمله احساس ناامنی پیدا خواهد کرد. در حقیقت، او می داند که شما زیبایید اما نباید این گونه جملات را مدام پیش او به زبان آورید.

دیر سر قرار حاضر می شوید

بیایید صادق باشم. خانم ها وقت زیادی برای حاضر شدن می خواهند، آقایان نیز به این حقیقت واقفند اما اگر شما هر بار که با طرف مقابل تان قرار دارید، دیر کنید، در حقیقت به او ثابت کرده اید که احترام زیادی برایش قائل نیستید. زمان او نیز مانند زمان شما ارزشمند است بنابراین اگر یک ساعت برای حاضر شدن زمان می خواهید، بهتر است که برنامه ریزی تان به گونه ای باشد که در زمان مقرر بر سر قرار حاضر شوید.

حرف او را قطع می کنید

هیچکسی دوست ندارد که حرف اش توسط دیگری قطع شود. در واقع زمانی که شما وسط حرف طرف مقابل تان می پرید، بدین معنی است که برای حرف های او ارزشی قائل نیستید. شاید دلیل این رفتار شما این باشد که قبلا حرف هایش را شنیده اید اما حتی این هم بهانه خوبی برای گسستن حرف های مرد زندگی تان نیست. در نهایت دلیل تان هر چه باشد، این رفتار به دلیل این که نشاندهنده بی احترامی به طرف مقابل است، بسیار آزار دهنده می باشد.

قدرت تصمیم گیری ندارید

برای هر آدمی سخت است تا با فردی برخورد کند که قدرت تصمیم گیری ندارد. زمانی که شما طرف مقابل تان را در انتظار گرفتن یک تصمیم نگه می دارید، در واقع همه چیز را در حالت تعلیق در آورده اید. به عنوان مثال زمانی که او از شما می پرسد «کدام فیلم را دوست دارید تماشا کنید» و شما در جواب می گویید که «نمی دانم» یا  «فرقی نمی کند» در واقع او را ناراحت کرده اید زیرا که او با پرسیدن این سوال خواسته تا طبق علاقه شما پیش رود اما شما با چنین جوابی بی تفاوتی خود را نسبت به او نشان داده اید. بنابراین سعی کنید که تا جای ممکن تصمیم گیری هایتان را به تاخیر نیاندازید.

می پرسید: «آیا هنوز هم مرا دوست داری؟»

حتما برای شما هم پیش آمده که از شریک زندگی تان بپرسید «آیا هنوز مرا دوست داری؟». با بیان این سوال انتظار چه جوابی دارید؟ حتی اگر طرف مقابل تان مانند قبل به شما احساس نداشته باشد، باز هم نمی گوید که «نه! کمتر از قبل دوستت دارم.». مطمئنا در جواب خواهید شنید: «معلوم که هنوز هم دوستت دارم» بنابراین پاسخی که برای این سوال خواهید شنید، ممکن است که پاسخ صادقانه ای نباشد. شما با این کارتان تنها نشان می دهید که در این رابطه احساس ناامنی دارید و همین امر ممکن است موجب دور شدن او از شما شود. بنابراین خودتان را با پرسش این سوال خسته نکنید و به دنبال راههای دیگری برای ثابت کردن عشق او نسبت به خودتان باشید.

از رابطه تان در شبکه های اجتماعی صحبت می کنید

آقایان دوست ندارند که شما از رابطه عاطفی تان مدام در شبکه های اجتماعی صحبت کنید. مسائل خصوصی شما به هیچ کسی جز خودتان ربطی ندارد، به علاوه آنچه برای شما جذاب است، ممکن است که برای دیگران هیچ جذابیتی نداشته باشد، بنابراین از انتشار آنچه میان شما و شریک زندگی تان می گذرد، خودداری کنید. زمانی که شما مدام عکس عشق زندگی تان را منتشر می کنید یا هر روز درباره رابطه عاطفی تان می نویسید، در واقع حس ناامنی را به طرف مقابل تان انتقال داده اید. بنابراین از صحبت کردن در مورد رابطه عاطفی تان با دوستان مجازی، که امری بسیار شخصی است، پرهیز کنید.

زمانی که گوشی از دست شما نمی افتد

قبول داریم که شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر، تلگرام یا فیسبوک اعتیاد آورند اما زمانی که پیش شریک زندگی تان هستید باید عادت گوشی تلفن به دست گرفتن را ترک کنید. شما مدام سرتان داخل گوشی تان است زیرا نمی خواهید هیچ پستی را از دست بدهید اما طرف مقابل تان چه می شود؟ او هم احتیاج به توجه شما دارد. به عنوان مثال زمانی که او با شما صحبت می کند اما شما در پاسخ می گویید: «چه گفتی؟» در واقع او را از خود رانده اید و در حقیقت این حس را به او منتقل کرده اید که هیچ اهمیتی برای شما ندارد. بنابراین اگر شریک زندگی تان برایتان مهم است، این عادت خود را ترک کنید.

منبع : زندگی ایده آل

آگهی

تفاهم و درک متقابل

توصیه به زوج‌هایی که به خاطر فرزندشان طلاق نمی‌گیرند

منتشر شده

روی

به وسیله

اگر تنها به خاطر فرزندان‌تان در کنار یکدیگر زندگی می‌کنید،در واقع آن‌ها را در معرض مشاجره و دعوای هر روزه و شاید خشونت بیش از حدی قرار داده‌اید .یک ازدواج بد مانند یک زخم سرباز است که هیچ‌گاه بهبود نخواهد یافت

خانواده به‌عنوان مهم‌ترین نهاد موجود در هر جامعه در طول تاریخ با آسیب‌های مختلفی مواجه بوده است که شاید مساله طلاق بزرگ‌ترین و مهم‌ترین معضل این نهاد باشد. طلاق درواقع به معنی جدا‌شدن زن از مرد و رها‌شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی است. می توان گفت طلاق واقعه نیست بلکه فرآیندی است که طی سالیان متمادی بین همسران شکل می‌گیرد و با رسیدن به مرحله حاد ظاهر می‌شود. شاید بتوان گفت طلاق را ما به دو صورت می‌بینیم:

الف- طلاق رسمی: که زن و مرد با مراجعه به دادگاه به‌طور قانونی از هم جدا می‌شوند و دیگر هیچ تعصبی به یکدیگر ندارند.

ب) طلاق خاموش یا طلاق عاطفی: در این نوع طلاق زن و مرد زیر یک سقف زندگی می‌کنند ولی هیچ رابطه احساسی میان آن‌ها وجود ندارد. فکر می‌کنید کدام یک از این دو به فرزندان شما آسیب بیشتری می‌رساند؟

بارها شنیده‌اید که جدایی والدین زندگی فرزندان را تباه می‌کند و عامل اصلی تمامی مشکلات روحی و روانی و رفتاری فرزندان به شمار می‌آید.

تحقیقات بسیار زیادی در مورد تاثیر جدایی والدین بر زندگی فرزندان انجام شده است که اغلب آن‌ها بدون بررسی علل مشکلات رفتاری یا ذهنی کودکان طلاق، با نگاهی سطحی و ساده، جدایی والدین را عامل تمامی اختلالات رفتاری ذکر کرده و با توجه به این فرضیه اشتباه، مانع جدایی بسیاری از زوج‌ها شده‌اند.

ولی آیا زندگی کردن کودک در یک خانه پرتشنج که افراد آن رابطه سرد و بی‌روحی با یکدیگر دارند، آسیب کمتری به روح و روان او وارد می‌آورد؟

یک طلاق خوب و مسالمت‌آمیز از دوام یک زندگی پرتنش بهتر است.

تا پیش از دهه ۷۰ میلادی، اغلب والدین خود را موظف می‌کردند که برای تامین آرامش و سلامت روانی فرزندان‌شان حرفی از جدایی به میان نیاورند و باوجود اختلافات و درگیری‌های بسیار به زندگی زناشویی خود ادامه دهند اما پس از آغاز این دهه، نظریه تازه‌ای مطرح شد که بر ساختار ذهنی و فکری خانواده‌ها تاثیر گذاشت. نظریه جدید بر این مبنا بود که زندگی فرزندان در خانواده‌هایی که پر از تنش و درگیری است اثرات بسیار مخربی بر فکر و روح آن‌ها دارد، پس جدایی والدین برای این دسته مفیدتر و بهتر است.

توصیه به زوج‌هایی که به خاطر فرزندشان طلاق نمی‌گیرند؛ 

اگر تنها به خاطر فرزندان‌تان در کنار یکدیگر زندگی می‌کنید،در واقع آن‌ها را در معرض مشاجره و دعوای هر روزه و شاید خشونت بیش از حدی قرار داده‌اید که به هیچ وجه برای آن‌ها آرامش بخش و دوست داشتنی نخواهد بود. چنین موقعیتی می‌تواند تبعات بسیاری برای کودک شما داشته باشد.

هنگامی که والدین انتخاب می‌کنند که به خاطر فرزندان خود در کنار یکدیگر بمانند، کودکان مجبور خواهند بود در یک چرخه بی‌پایان از ناراحتی و کشمکش باقی مانده و با آن شریط بسازند.

یک ازدواج بد مانند یک زخم سرباز است که هیچ‌گاه بهبود نخواهد یافت و هرچقدر هم که والدین سعی کنند به خاطر بچه‌ها با هم بسازند به‌جایی نمی‌رسند. بنابراین ادامه چنین زندگانی‌ای نه تنها سودی برای کودک ندارد بلکه او را در معرض آسیب‌های بسیاری قرار می‌دهد که آثار آن‌ها تا همیشه در زندگی او باقی می‌ماند.بنابراین بهترین شیوه برای در نظر گرفتن آینده کودکان در این شرایط ناگزیر، جدا شدن در آرامش و مدیریت مشترک اداره کودک پس از طلاق است. به‌این معنی که پدر و مادر بعد از طلاق باید همکاری‌شان را راجع به مسائل بچه ها ادامه بدهند.

ادامه ی خواندن

تفاهم و درک متقابل

اختلاف‌هایی که نشان می‌دهد به طلاق نزدیک می‌شوید

منتشر شده

روی

به وسیله

طلاق اتفاق واقعا ناخوشایندی است؛ دل‌ها را می‌شکند و زندگی‌ها را تغییر می‌دهد. شاید جدایی فقط بین دو نفر روی بدهد اما عملا روی خیلی‌های دیگر هم اثر می‌گذارد؛ خانواد‌ه‌های طرفین، بچه‌ها، دوستان و آشنایان بی‌نصیب از عوارض جدایی نخواهند بود.

طلاق این قدرت را دارد که خیلی از چیزهایی را که با زحمت و صبر به دست آمده تباه کند. جدایی یک پروسه است که صرفا با یک حرکت عجیب یا با یک خیانت به وقوع نمی‌پیوندد، بلکه کم کم شما را به جایی می‌رسید که راهی جز جدایی نمی‌بینید. پیش از طلاق، جریاناتی وجود دارد که همگی جدی و واقعی‌اند.

هر رابطه‌ای طبیعتا بحث و اختلاف‌هایی دارد که برخی از آنها زود و بدون دردسر جدی حل می‌شوند، اما بعضی دیگر ممکن است به درازا بکشند، دردناک شوند و هرگز برطرف نشوند. این مشکلات حل نشده همان بحث و جدل‌هایی هستند که رابطه‌ی همسران را تخریب می‌کنند. همان کشمکش‌هایی که رد خود را به جا می‌گذارند و می‌توانند چشم انداز یک رابطه را کلا تباه کنند. این‌ها همان اختلاف‌هایی هستند که در نهایت منجر به طلاق می‌شوند. اگر هر کدام از اختلاف‌های زیر در زندگی زناشویی شما بوجود آمد منتظر نمانید تا مزمن شوند و هر چه زودتر برای حل و فصل آنها از یک حرفه‌ای کمک بگیرید.

اعتماد و اطمینان از بین می‌رود 

اگر دو طرف به همدیگر اعتماد نداشته باشند با مشکلات زیادی دست به گریبان خواهند شد و در نهایت این بی‌اعتمادی منجر به طلاق می‌شود. وقتی که ازدواج می‌کنید همسرتان حامی شما می‌شود و می‌تواند مطمئن‌ترین کسی باشد که همیشه می‌توانید به او اعتماد کنید و هرگز به شما نارو نمی‌زند. هیچوقت کاری نکنید که اعتماد همسرتان نسبت به شما سلب شود. همیشه درمورد همه چیز با او روراست باشید.

وقتی که اعتماد از بین برود به سختی می‌توان آن را برگرداند و حتی گاهی غیر ممکن می‌شود. عوامل زیادی هستند که باعث سلب اعتماد بین زوجین می‌شوند و این قدرت را دارند که خیلی چیزهای دیگر در زندگی مشترک را نابود کنند. برای همین باید ارتباط عمیقی با همسرتان داشته باشید و تمام مشکلات و مسائل را صادقانه مطرح کنید، آنوقت احتمال اینکه کارتان به جدایی بکشد خیلی کمتر خواهد شد. ضمنا فراموش نکنید که پنهان کاری کردن و روراست نبودن خیلی بیشتر انرژی و وقت می‌طلبد تا صادق و یکرنگ بودن!

صمیمیت از بین می‌رود 

استرس و مشغله‌های زیاد می‌توانند باعث شوند صمیمیت و ارتباط نزدیک در رابطه کمرنگ شود. وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند و به هم تعهد می‌دهند این را می‌دانند که صمیمت باید در جای جای زندگی آنها جاری باشد تا دوش به دوش هم پیش بروند اما وقتی که یکی از همسران متوجه می‌شود طرف مقابل به اندازه کافی با او صمیمی و یکدل نیست، نگران می‌شود که مبادا مشکلی بوجود آمده و دیگر برای همسرش جذاب و دوست داشتنی نیست. اگر بابت صمیمتی که احساس می‌کنید هر روز کمتر می‌شود نگرانید باید این موضوع را با همسرتان مطرح کنید، چون حرف نزدن در مورد مسئله‌ای که پیش آمده فقط آن را بزرگ‌تر و جدی‌تر می‌کند. یادتان باشد اگر مشکلی آنقدر بزرگ و ماندگار شود که بر احساسات و عواطف حاکم بر رابطه اثر بگذارد شما را به سمت جدایی سوق خواهد داد.

در خیلی از جوامع، مشکلات اقتصادی یکی از بزرگ‌ترین علت‌های طلاق است

بر سر مسائل مالی جر و بحث دارید 

در خیلی از جوامع، مشکلات اقتصادی یکی از بزرگ‌ترین علت‌های طلاق است. در بیشتر موارد زن و مرد قبل از ازدواج در مورد سوابق و شرایط مالی خود تمام ماجرا را نمی‌گویند. اگر شما وضعیت مالی همسرتان را به درستی بدانید می‌توانید برنامه ریزی مناسبی بکنید که رابطه‌تان را سالم نگه دارد. ضمنا وضوح شرایط اقتصادی و سلیقه‌های مالی طرف مقابل‌تان کمک‌تان می‌کند بهتر تصمیم گیری کنید. مثلا در زندگی زناشویی اگر یکی اهل ولخرجی باشد و آن دیگری اهل حساب و کتاب، اختلافات جدی بروز خواهند کرد. شما و همسرتان باید بتوانید در مورد هزینه‌ها و پس اندازها به یک توافق مناسب برسید. اگر یکی از شما درمورد دارایی یا وضعیت مالی خود پنهان کاری کند با افشا شدن این اطلاعات بروز جر و بحث و از بین رفتن اطمینان حتمی خواهد بود.

نمی‌توانید مشکلات‌تان را حل کنید 

اگر یک زوج نتوانند مسائل عادی خود را حل و فصل کنند پس چطور خواهند توانست بر سر مسائل جدی‌تر به توافق برسند؟ مشاجره و بگومگو کاملا طبیعی است، در واقع اگر شما با هم بحث نکنید عجیب است. اما در پس این جر و بحث‌ها باید بتوانید راه حل نیز پیدا کنید و قائله را خاتمه دهید. در خیلی از موارد زوج‌هایی که می‌توانند اختلاف‌ها را بین خودشان حل کنند احتمال اینکه در آینده دوباره سر همان مسائل با هم بحث کنند بسیار کمتر خواهد شد چون دیگر روش حل آن مسائل را بلدند و می‌دانند چگونه از بروزشان پیشگیری کنند.

اگر نمی‌توانید بین خودتان مشکلات را حل کنید پس حتما باید از یک مشاور کمک بگیرید وگرنه متاسفانه به سمت جدایی پیش خواهید رفت.

نمی‌توانید اشتباهات گذشته را ببخشید 

همه اشتباه می‌کنند و حتی گاهی همین اشتباهات را تکرار می‌کنند. همسران باید بتوانند همدیگر را ببخشند. البته منظور از اشتباه، خیانت و بی‌وفایی نیست. بلکه در مورد اشتباهات و بحث‌های معمولی صحبت می‌کنیم که در زندگی مشترک‌ روی می‌دهند. اگر همسری دارید که اغلب فراموشکار است به جای سرزنش کردن او و یادآوری مداوم اشتباهاتش به دنبال راهکارهایی برای کمک به حافظه‌اش باشید. به پیش کشیدن اشتباهات گذشته بی‌انصافی است و اثر بدی روی هر دوی شما می‌گذارد. اجازه ندهید گذشته، حال شما را ببلعد. از دست دادن حال و غفلت از چیزی که در پیش دارید لطمه‌های جبران ناپذیری به بدنه‌ی زندگی‌تان وارد می‌کند که ممکن است هموار کننده‌ی راه جدایی باشد.

همیشه می‌خواهید همسرتان را تغییر دهید 

اینگونه اختلاف‌ها و بحث‌ها تقریبا در تمام زندگی‌ها وجود دارد. اما اگر ادامه دار شده و حل نشده بمانند، طلاق واقعیت تلخ حتمی خواهد بود. اگر نمی‌توانید فکر تغییر همسرتان را از سر بیرون کنید از مشاور کمک بگیرید.

یادتان باشد گهگاه بحث‌هایی اینچنینی داشتن به این معنی نیست که رابطه‌ی شما محکوم به جدایی است. مهم این است که بعد از هر مشاجره‌ای بتوانید رابطه‌تان را به صمیمت و قوت قبلی خود برگردانید. حتی گاهی ممکن است طی بحث‌ها و اختلاف نظرها اوضاع کاملا پیچیده به نظر برسد و احساس آشفتگی و ناامیدی وجودتان را فرا بگیرد اما بعد از گذشت مدتی از زمان و فاصله گرفتن از همدیگر می‌توانید پیش هم برگردید و با هم شرایط را ارزیابی کنید. اگر زوج‌ها بتوانند همیشه تعهدی را که به پیوند زناشویی خود دارند به خود یادآوری کنند تلاش برای تقویت رابطه کار سختی به نظرشان نخواهد آمد و سودی که نصیب‌شان می‌شود بسیار ارزشمند خواهد بود.

ادامه ی خواندن

تفاهم و درک متقابل

عواملی که باعث طلاق عاطفی بین زوجین می‌شود

منتشر شده

روی

به وسیله

یک مشاور ازدواج و خانواده گفت: طلاق عاطفی معمولا از سال‌های پنجم و ششم زندگی شروع می‌شود.

علیپور مشاورازدواج و خانواده اظهار کرد: طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می شود که وجود این مشکل باعث بی مهری و کم شدن انرژی مثبت در خانواده می شود.

وی با بیان اینکه در این حالت زوج ها در بیگانگی دنیای یکدیگر گم شده و فقط حکم یک هم خانه را برای یکدیگر دارند گفت: عدم درک صحیح از رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و نهایتا بی علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی، دلایل ایجاد طلاق عاطفی در زندگی زوج هاست.

علیپور عنوان کرد: هیچ آمار دقیقی از میزان وجود طلاق عاطفی در دست نیست، ولی می توان به جرأت گفت آمار طلاق عاطفی در کشور ما از طلاق قانونی بسیار بیشتر است.

وی با اشاره به اینکه در طلاق عاطفی همسران هیچ حس نشاط و درک متقابلی ندارند و در واقع به اجبار زیر یک سقف زندگی می کنند، افزود: در چنین خانواده ای، زوجین مجبورند بدون اینکه با هم تفاهم داشته باشند زیر یک سقف زندگی کنند، زیرا نیاز مالی، حضور بچه ها و ترس از قضاوت های اجتماعی مانع تصمیم گیری جدی برای روشن کردن تکلیف زندگیشان می شود؛ بنابر این اختلافات بین زوجین به تدریج باعث دوری و سرخوردگی آنها می شود و طلاق عاطفی پیش می آید.

این مشاور ازدواج و خانواده افزود: طلاق عاطفی عموما در سال های نخست زندگی رخ نمی دهد. در سال های نخست هر چقدر هم که معیارهای انتخاب همسر سطحی باشد، میان زن و شوهر کشش ها و علایقی وجود دارد یا حتی اگر علاقه ای در این حد وجود نداشته باشد، این امید وجود دارد که ممکن است شرایط تغییر کند.

وی با بیان اینکه معمولا طلاق عاطفی از سال های پنجم و ششم زندگی شروع می شود، ادامه داد: وقتی که افراد امید به تغییر همسر را از دست می دهند و البته از طلاق رسمی هم ناامید می شوند، به تدریج فاصله میان آنها بیشتر می شود و طلاق عاطفی شکل می گیرد.

علیپور تصریح کرد: در طلاق عاطفی این گونه نیست که لزوما دو نفر هیچ ارتباط عاطفی با یکدیگر نداشته باشند. در نوعی از طلاق عاطفی با توجه به تغییر موقعیت و تغییرات خلقی و روانی که در افراد رخ می دهد، ممکن است رابطه بین زوج بهبود پیدا کند اما این بهبود موقت است و با تغییر شرایط، دوباره وضعیت به حالت قبلی برمی گردد.

ادامه ی خواندن
آگهی
چهره‌ها و عکس‌ها1 روز پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۵) از الناز شاکردوست در یک جای خطرناک تا مهناز افشار و آهو خانم !!!

چهره‌ها و عکس‌ها1 روز پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۶) از سمانه پاکدل و قشنگی های پاییز تا شهاب حسینی و خانواده !!!

کلیپ دیدنی‌ خواندنی‌4 روز پیش

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی (۱۰۸)

چهره‌ها و عکس‌ها4 روز پیش

عکس های جدید سانیا سالاری | متن و عکس از صفحه شخصی سانیا سالاری

چهره‌ها و عکس‌ها4 روز پیش

عکس پروفایل حافظ شیرازی | عکس نوشته اشعار حافظ

چهره‌ها و عکس‌ها6 روز پیش

عکس های جدید رضا رشیدپور مجری و بازیگر + عکس های رضا رشیدپور در اینستاگرام

چهره‌ها و عکس‌ها1 هفته پیش

نوشته و عکس پروفایل عاشقانه پاییز | متن و عکس پاییزی برای همسر

چهره‌ها و عکس‌ها2 هفته پیش

عکس پروفایل با موضوع خدا | عکس نوشته های زیبا در مورد خداوند

مد ستاره‌ها سلبریتی2 هفته پیش

مونیکا بلوچی، بیوگرافی و عکس های جدید او در اینستاگرام

چهره‌ها و عکس‌ها2 هفته پیش

چهره ها در شبکه های اجتماعی (۵۹۲) از مهران مدیری در تولد فاطمه گودرزی تا انتقاد ژوله از زنانی که دیروز به زور زایمان کردند!!!

آگهی

برترین ها

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به مجله دوستم است بازنشر مطالب فقط با ثبت لینک مستقیم به سایت دوستم مجاز است.
آدرس: تهران- میدان فردوسی- خیابان گل‌پرور- پلاک ۳۸- واحد۹ ‌ شماره‌های تماس: ۰۲۱۶۶۷۱۰۹۵۷ و ۰۹۱۲۲۷۶۴۹۰۰ ‌ ایمیل: info@doustam.com